چه کنیم که خدمتگزار خوبی باشیم ؟
سال 88- 87
فهرست مطالب
مقدمه .................................................................................................................3
چکیده .................................................................................................................4
عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین نیست ...................................................................5
راهنمای حکمرانی اسلامی .......................................................................................8
دیوانسالاری درخدمت مردم نه مردم در خدمت دیوانسالاری .............................................14
رستگاری دربندگی خدا وخدمت به خلق اوست......................................................... .....17
تأثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار از منظر دیگر .....................................................18
داستانهایی از زندگی بزرگان درخدمت به مردم .............................................................19
تأثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار چگونه است ؟.....................................................22
نتیجه گیری .........................................................................................................26
منابع ومآخذ ...................................................................................27
مقدمه :
تاریخ وشرح حال بزرگان عالم وشخصیت های آسمانی برای هر کس بهترین سرمشق وعالی ترین الگوی زندگی است دراین میان شرح زندگی امام امیرالمومنین (ع) دومین شخصیت جهان انسانیت از اهمیت خاصی برخوردار است چرا که درس زندگانی ایشان روح فضیلت پاکی انسانیت ،فداکاری ،استقامت ،شجاعت ، فتوت را درخواننده تقویت می کند .
ویکی دیگر از شخصیت های بزرگ جهان اسلام پیامبر اسلام (ص) می باشد که ابعاد زندگانی آن شخصیت بی همتا وقابل وصف وشمارش نیست یکی از ابعاد زندگانی آن بزرگوار خدمت رسانی وتوجه به نیازمندان می باشد .
دانی که خدا چرا داده تو را دو دست
من معتقدم که اندر آن سری هست
یک دست به کار خویشتن پردازی
با دست دگرز بی کسان گیری دست
چکیده
خدمت کردن وخدمت گزاری به مردم خدمت به خداست اگر خدا را دوست داری بندگان خدا را خدمت گزار باش.
خدمت به آفریده های الهی که آدمی را به بالاترین سطح کمال بشری می رساند وافزون به انجام تکلیف ومأموریت و وظیفه خلافت الهی شخص را به عالی ترین درجه بالا می برد یکی از عناصر قواعد اخلاقی مجموعه جهان خدمت است .
هرگاه انسان به دیگران خدمت می کند ومشکلی از مشکلات آنان را برمی دارد چه لذتی شیرین تر وزیباتر ازاین وجود دارد که در خود احساس شعف ونشاط وبا ارزش بودن می کند وخود را به خدای خویش نزدیک می بیند .
پاداشهایی از قبیل آمرزش گناهان ،ورود به بهشت ،دریافت مدال ودرجه بهشتی ،ثبات قدم وایمنی در قیامت ،برخورداری از شفاعت وغیر اینها بیانگر میزان ارزندگی خدمتگزار است .
مَن کُثُر احسانُهُ کَثُر خَدَمُهُ واعرانُه
کسی که فراوان نیکی کند خدمتگزاران ویارانش فراوان شوند .
عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین نیست
نگاهی به نوع نگرش امام راحل به موضوع فقر وعدالت اجتماعی :
وقتی باران می بارید ، تمام سقف ها در خانه های محله ،موسیقی فقر می نواخت ،کاسه ها ،سطل ها ،کف اتاق پهن می شدند تا گلیم کهنه کف اتاق ،خیس تر از آنچه بود ،نشود . شب های بارانی ،هیچکس نمی خوابید وهمه کودکی ،عمق این خیال بود که روزی کسی بیاید وسقفی روی شهر بسازد . وتو آمدی تا دستهایت را سقف خانه هایمان کنی ،سنت تو حمایت از کسانی بود که سهم کمتری از خوشبختی دارند « ما به پیروی از اسلام بزرگ ،از جمیع مستضعفین حمایت می کنیم » زیرا که « طریق اسلامی این است که مستضعفین را حمایت کنند »
توآمدی ،تا نان وگرسنگی را به تساوی قسمت کنی .توآمدی تا چشم نماز گزاران را به روی حقیقت زندگی ما باز کنی وشیعیان را به عدالت دعوت کنی ،زیرا که تنها نیاز ما عدالت بود . فقر ما یعنی بی عدالتی ،یعنی محرومیت از همه آنچه که حق است واگر حق پایمال شد مسلمانی بر باد رفته است وتوگفتی « گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد .» که وجود محرومین یعنی اینکه کسی را از حق خود محروم یعنی اینکه کسی را از حق خود محروم کرده اند واگر ملتی ،مدعی علی (ع) هستند وبرای کربلا سینه می زنند ،باید برای اقامه قسط ،قیام کنند .
کودکی ما همه آرزوی فردایی بود که حسرت هیچ چیزی درسفره نباشد ،آرزوی آن بود که کسی بیاید وحسرت ولذت را به تساوی میان لحظه ها قسمت کند آرزوی آن بود که کسی بیاید به فکر ما باشد وتوآمدی تا همه را به آرزوهای ما دعوت کنی « دوستان عزیزم !خود را برای خدمت به اسلام وملت محروم مهیا کنید ؛کمر به خدمت بندگان خدا که خدمت به خداست ببندید »
روزهای ما از شورجوانی دور بود ،زندگی حسرت یک تصویر بود وتوحسرت ما را می شناختی «آنچه مهم است ،این است که آن قشر مستضعف بیشتر مورد نظرباشد»
بیشتر از فقر ،درد ما تنهایی بود ،بی کسی بود، هیچ کس ما را نمی دید درد مارا نمی شناخت ،حرف ما را نمی شنید ،گویی ما نبودیم ،اما تو آمدی وما را دیدی وگفتی تا نگاهمان کنند « اسلام برای مستضعفین آمده است واول نظرش به آنهاست »
وقتی تونبودی ماهمه خشم بودیم ،طوفان بودیم ،طوفانی کور وبیهدف ،ویران می کردیم بی آنکه بدانیم چرا ، ماحتی خشم خود را به خوبی نمی شناختیم ،بی هدف می خروشیدیم و همه توان خود را صرف جیزی می کردیم که بیهوده بود و همه از آن رو که دنیا به ما پشت کرده بود . همه دنیا رو به آن سوی شهر داشت . انگار قبله هم در آن سوی شهر بود « خدایا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولان کشور ما ، پشت کردن به دفاع از محرومان و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد» . اما تو چهره ها را برگرداندی ، رو به ما ایستادی و دستهایت را به سوی ما دراز کردی و گفتی که خدا همه جا هست، اما قبله رو به جنوب است « به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم ، که خیر دنیا و آخرت شماها در رسیدگی به حال محرومان جامعه است».
آن روزها حتی خیرات همه در آن سوی شهر بود، انگار خدا اینجا نبود ، کسی به فکر ما نبود ، مهربانی این جا نبود و انصاف نمی دانم شاید آن سوی کوه ها خواب بود و تو آمدی تا حتی کاخ نشینان آن سوی شهر را هم به ما بخوانی « چه نیکوست که طبقات تمکن دار، به طور داوطلب یرای زاغه و کپر نشینانش مسکن و رفاه تهیه کنند : و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است و از انصاف به دور است که یکی بی خانمان و یکی دارای آپارتمان ها باشد.»
حرف های تو زیبا بود و شیرینی خاصی داشت که تا آن وقت تجربه نکرده بودیم ، ما حتی لذت عید را نمی شناختیم ، لذت روزهای جشن و پایکوبی، تا آنکه آمدی تا تقویم عید را هم به تساوی تقسیم کنی و معنی دیگری ببخشی « ما آن روز عید داریم که مستمندان ما، مستضعفان ما به زندگی صحیح رفاهی و به تربیت صحیح اسلامی انسان برسند.»
تو آمدی تا بگویی آن چه در آن سوی شهر است حاصل رنج ما در این سوی شهر است و ما لایق خیلی چیزها هستیم « به مستضعفان و مستمندان و زاغه نشینان که ولی نعمت ما هستند ، خدمت کنید .» تو آمدی تا به همه بگویی اینک روزگار خشم ماست و دنیا به زودی مسخر طوفان حق طلبی ما خواهد شد «این قرن به خواست خداوند قادر قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است»
تو آمدی وگفتی «پیش خدای تبارک وتعالی کمتر خدمتی است که به اندازه خدمت به زاغه نشینان فایده داشته باشد .» وما نفسی به آسودگی کشیدیم که خدا با ماست وخدا یار ماست . تو گفتی که ما منشأ خوبی ها هستیم « ما وقتی که در مذهب خودمان ملاحظه می کنیم که فقه ما آنطور غنی است وفلسفه ما آنطور غنی است می بینیم اشخاصی که این فقه را به این غنا رساندند وآن اشخاصی که این فلسفه ،رابه این غنا رساندند ،کاخ نشینان نبودند ،کوخ نشینان بودند » دلتنگی ما از ما دور شد وقتی که گفتی «شما طبقه جوان برومند زاغه نشین ،برآن اشخاص کاخ نشین شرافت دارید وشما هستید که اسلام را حفظ کردید .» دل های جوان ما از غرور سرشار شد وقتی انگشت اشاره به سمت گرفتی وگفتی :این پایین شهری ها واین پابرهنه ها – به اصطلاح شما !اینها ولی نعمت ماها هستند .» وآسمان عرصه پروازمان شد وقتی که فهمیدیم تو دوستمان داری ومارا ارجح می داری « یک موی سر این کوخ نشینان وشهید دادگان ،به همه کاخ ها و کاخ نشینان جهان ،شرف وبرتری دارد .»
اما برای آن سوی شهر ،سخت بود که ما را به خود راه دهد .شاید آن سو نشینان ،فراموش می کردند که در همه طوفانها ،ما اولین قربانیان تحولات تاریخ بودیم واگر زندگی ،رنگ دیگری یافته ،از خون دلهای آرزومند ما بوده ،از سبزی سرهای جوان ما بوده است « اگر نبود همت این محرومان وهمت این روستائیان وهمت این جنوب شهری ها ،اگر نبود این ،نه رژیم سابق ظلمش ازبین رفته بود ونه ما در مقابل مشکلات می توانستیم مقاومت کنیم .»
هر چند ما از همه مواهب دنیا ،محروم بودیم اما ترس از فردا،ما را از مردانگی دور نمی کرد . جوانمردی،پایمردی ، یاری حق همیشه افتخارمان بود ،با رهبری تو ،می دانستیم از دنیا چه می خواهیم وغیر از آن جست وجو نمی کردیم وسر در گم وآشفته به این سو وآن سو نمی افتادیم « تزلزلی که در بین کاخ نشینان هست ، دربین کوخ نشینان نیست ،آرامشی که این طبقه محروم دارند ،آن طبقه ای که به خیال خودشان درآن بالاها هستند ،ندارند .»
نوپرده از واقعیتها برداشتی وفرمودی که ما هستیم که دنیارا تدبیر می کنیم « چرخ عظیم جوامع بشری ،بادست توانای کارگران درحرکت وچرخش است . حیات یک ملت مرهون کار وکارگر است . در هر کشور ،کارگر وکشاورز ،اساس آن کشور هستند ؛اساس اقتصادی کشور بسته به کار کارگروکشاورز است . کشاورزان وکارگران اساس استقلال کشورند .»
وقتی کاخ ها ،خالی از کاخ نشینان شد ،نه خود در کاخ نشستی که ما را از کاخ ها دور کردی « ما بحمدالله امروز همه دست اندرکارهایمان ،کاخ نشین نیستند ،دولت ما یک دولت کاخ نشین نیست .آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد ،آن روز است که باید فاتحه دولت وملت را بخوانیم .»
با تومازندگی یافتیم ،غرورمان بازآمد ودانستیم که خدا فراموشمان نکرده است وما هم می توانیم وباید زندگی را تدبیر کنیم وهمه دانستیم که خدا فراموشمان نکرده است وما هم می توانیم وباید زندگی را تدبیر کنیم وهمه دانستند که سرخی روی دنیا از خون ماست وزردی روی ما به سبب سنگینی بار کاخ هاست ،کاخ هایی که تنها قصه هایش سهم ما بود وتوآمدی ونام هایش را زیر پای ما نهادی .
راهنمای حکمرانی اسلامی
نوع نگاه به حکومت وحکمرانی، عامل اصلی در تعیین نحوه تعامل با مردم است . اگر حکومت را امتیاز وطعمه ای برای حکمرانان بدانیم ،دوره حکمرانی تبدیل به فرصتی خواهد شدبرای ارضای امیاال شخصی وگروهی وفخرفروشی وخوشگذرانی حاکمان .
اما اگر حکومت در نظر ما مسئولیتی دربرابر خداوند برای اقامه عدل وتکلیفی برای احقاق حقوق عامه وخدمت به خلق خدا ویاری مظلومان باشد ،آنگاه آنچه اهمیت می یابد تنها مصالح امت خواهد بود وحاکمان، دیگر خود را برتر از سایر مردم نخواهند دانست وبرای خودشان جزخدمتگزاری قایل نخواهند شد . درچنین دیدگاهی ،هدف نهایی جلب رضایت پروردگار از طریق خدمت به بندگان او وگسترش عدالت ومعنویت است واین همان هدفی است که جز با سرسپردن به آستان حضرت حق دست یافتنی نیست وبرای تحقق آن بذل جان وبلکه آبرو نیز شیرین است .
با چنین منطقی ،لبخند رضایت کودکی یتیم ،که به حق خود می رسد بر رضایت سیاستمداران مستکبر وسیری ناپذیر ترجیح می یابد وقدردانی پیرزنی رنجدیده که از ظلمی رهایی یافته از صدها مدال رسمی وتقدیر جهانی ارزشمند تر خواهد بود .
نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین دیدگاه استوار است ودرآن چارچوب حکومتی وشرح وظایف حاکمان ،از منابع ومتون اسلامی که حقیقتاً می توان آن را بهترین راهنما برای حکمرانی خوب وخدمت صادقانه دانست ،استخراج شده است .
شب گذشته فرصتی دست داد تا درکنار خانواده ،کتاب شریف نهج البلاغه را که از ارزشمند ترین متون دینی ماست ،مرور کنم .
طبعاًبه عنوان کسی که مدتی است سنگین ترین بار اجرایی کشور را عهده دارشده است ،ترجیح دادم تا از این فرصت استفاده کنم وبار دیگر نامه امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر را که درآن شیوه های صحیح حکمرانی تشریح شده است همراه با همسر وفرزندانم ،مطالعه نمایم .
آنچه دراین نامه ارزشمند ،که نامه پنجاه وسوم ازاین کتاب شریف است آمده ،بدون شک والاترین منشور مدیریت اسلامی است .
در این جا فرازهایی از این متن متین را که بیشتر برایم جلب نظر می کرد می آورم وهمگان به خصوص همکاران عزیزم دردولت را دعوت می نمایم تا آنها نیز بار دیگر با مراجعه به کتاب نهج البلاغه ومطالعه کامل فرمان حضرت به مالک اشتر ،جهت انطباق هر چه بیشتر عملکرد خود با دستورالعملهای ایشان تلاش روز افزون داشته باشند .
اگر چه باید گفت که فاصله ما با آنچه امیرالمومنین ازما خواسته ،بسیار بسیار زیاد است ،اما می توان وباید برای کم کردن این فاصله ها تلاش نمود .
(فرازهایی از نهج البلاغه )
«ای مالک ،قلبت را از رحمت ،محبت ومهرورزی نسبت به مردم مالامال (پر) کن . مبادا نسبت به آنان مانند حیوان درنده خو باشی که شکار آنان را غنیمت بشماری؛زیرا مردم دو دسته اند ،یابرادر دینی تو هستند یا شبیه تودرخلقت »
لغزشهایی از آنان سرمی زند ،وخطاهایی برآنان روی می آورد ،واز روی عمد یا خطا دچار تجاوز می گردند . مردم رااز بخشش وچشم پوشیهای خود آنچنان بهره مند ساز که دوست داری مثل آن را برای تو عطا فرماید . زیرا اگر چه مقام تو بالاتر از آنان است ،اما مقام زمامدار تو بالاتر از توست ،وخداوند نیز فوق زمامدار توست ،وخداوند رسیدگی به امور مردم را از تو خواسته ،وتو را به وسیله آنان آزمایش کرده است .واز عفوی که کرده ای هرگز نادم مشو، وبه کیفری که داده ای هرگز شادمان مشو ،ومادامی که راهی برای گریز داشته باشی به غضب وپرخاش مشتاب .
واگر با مقام وقدرتی که داری ،دچار تکبر یا خود بزرگ بینی شدی به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از توست بنگر،که تو را از آن سرکشی نجات می دهد ،وتندروی تو را فرو می نشاند ،وعقل واندیشه ات را به جایگاه اصلی باز می گرداند .
ای مالک، میان خدا ومردم از یک طرف وخودت وخاندانت وآن کس از مردم که او را دوست می داری از طرف ،دیگر انصاف برقرار کن . اگر انصاف برقرار نکنی ،ستم ورزیده ای وهر کس که به بندگان خدا ستم روا دارد ،خداست که از طرف بندگانش دشمن آن ستمکار است ،وهر کس که خدا با او خصومت کند ،کاری از پیش نمی برد وچاره ای نخواهد داشت ،وچنین شخصی در حال جنگ با خداست تا آنگاه که از ستمکاری برگردد وتوبه نماید .
آگاه باش که هیچ چیزی بیش از رفتار ظالمانه ،موجب تغییر نعمت خداوندی وتسریع در انتقام او نمی شود ؛ زیرا خداوند شنونده دعای ستمدیدگان است ،ودر کمین ستمکاران .
باید محبوبترین امور در نزد تو ،میانه ترین در حق،فراگیرترین در عدالت ،وجامع ترین آنها در جلب رضایت مردم باشد ؛زیرا غضب عموم ،رضایت خواص را زیر پاخواهد گذاشت ؛وغضب خواص در صورت رضایت عموم مردم ،قابل چشم پوشی می شود واهمیتی نخواهد داشت .
خواص در دوران صلح وآرامش ،بیش از سایر افراد مردم سبب تکلف ومشقت زمامداران هستند ودر روزگار سختی نیز یاریشان کمتر،ودر اجرای عدالت از همه ناراضی تر ودر خواسته هایشان مصرتر ودر عطا وبخشش ها کم سپاس تر ودر پذیرش عذرودلیل ،درصورت امتناع زمامدار از عطا ،سختگیرترند...
وهیچ فرد وگروهی درحوادث بزرگ روزگار مانند خواص،کم صبر وبی تحمل نیستند . ودر حالیکه ستون های استوار دین واجتماع مسلمانان و وسیله دفع دشمنان ،عموم مردم هستند ،پس گوش تو، شنوای سخنان این مردم وتمایل تو،به سوی آنان باشد .
ای مالک دورترین ومغبوض ترین مردم در نزد تو کسی باشد که به بیشتر به دنبال عیب جویی وابراز عیوب مردم است؛ زیرا در مردم عیوبی است که شایسته ترین انسانها برای پوشاندن آنها زمامدار است ،پس به دنبال کشف آنچه را که از تو پوشیده است مباش . زیرا جز این نیست که تکلیف تو پاک کردن چیزی است که برتو ظاهر گشته است. وخداوند متعال خود درباره آنچه از تو مخفی است حکم خواهد کرد .
ای مالک ،تا می تواند پرده بر روی آنچه باید پوشیده شود بینداز ،تا خداوند سبحان آنچه را که می خواهی از تو برای مردم پوشیده بماند ،مخفی بدار . گره هر کینه رااز دلهای مردم باز کن ،وعامل هرگونه عداوت را از خود دور کن ،واز هر امری که برای تو واضح نیست کناره بگیر ،وهرگز در تصدیق سخن چین شتاب مکن ،زیرا سخن چین خیانت پیشه است ،اگر چه خود را خیرخواه جلوه می دهد . وهرگز با بخیل مشورت مکن که تو را از بخشش واحسان باز می دارد و وعده فقر به تو می هد ،وترسو را هم در مشورت دخالت مده؛ زیرا در انجام کارها روحیه تو را ضعیف می کند ،وحریص را از این کار مهم دور بدار؛ زیرا حرص را ازروی دشمنی درنظر تو می آراید .همه این صفات پست بخل ،ترسویی وحرص غرایزی است گوناگون که ریشه همه آنها بدگمانی به خداست .
بدترین وزرای توکسی است که پیش از تو ،وزارت اشرار را داشته ودر گناهان ،شریک آنان بوده است هرگز او را از خواص خود قرار مده ،زیرا آنان یاران گنه کارانند ،وبرادران ستمکاران ،وتو می توانی جانشینانی بهتر از آنان پیداکنی که قدرت فکری ونفوذی مثل انان داشته ودر عین حال از وزر و وبال گناهان آنان به دور باشند ،کسانی که هیچ ستمکاری را در ستم ورزی وهیچ گنه کاری رادر ارتکاب گناه کمک نکرده اند .
زحمت آنان برای توکمتر ،ویاری آنان برای تونیکوتر است واز نظر عطوفت به تو مایلتر ،وبا غیر از تو کم انس تر می باشند .پس این گونه انسانهای ممتاز را خاص مجالس سری وعلنی خود قراربده . نزدیک ترین خواص در نزد تو حق گوترین آنان باشد اگر چه تلخ باشد ،وآن شخص باید که در مواردی که خداوند برای اولیایش نمی پسندد ،کمترین یاری رابه تونماید .خواه خوشایند توباشد یاناخوشایندت .
وهمواره به مردمی که اهل پرهیزکاری وصدقند به پیوند. سپس آنان را امر کن که در شأن تو مبالغه نکنند وتورا به خاطر عدم ارتکاب باطل ستایش نکنند؛زیرا ستایش زیاد خودپسندی رابه دنبال می آورد وانسان را به سرکشی رهنمون می سازد .
ای مالک،هرگز نیکوکار وبدکار نزد تو مساوی نباشد ؛زیرا چنین تسویه ای نیکوکاران رابه انجام کارهای نیکو بیرغبت ،ومردم بدکار را به کارهای زشت ،تحریک وتشویق می نماید . هرکدام ازآنان را براساس کردارشان پاداش بده .
وهرگز سنتی نیکو راکه پیشتازان این امت به آن عمل نموده ،موجب انسجام امت شده،ومردم جامعه بر مبنای آن به حیات صالحه نایل گشته اند مشکن، وهرگز سنتی رابنیان مگذار که به چیزی از سنن گذشته ضرر برساند ،که در نتیجه پاداش نصیب سنت گذاراننیکوشود ،و وبال سنت شکنی گریبان تو را بگیرد
ای مالک ،برای بهره برداری از علم عالمان ،زانوی تعلیم در برابر آنان بر زمین گذار ،وبرای اخذ حکمت از حکما ،با آنان به تبادل نظر بپرداز ؛زیرا علم وحکت آنان تأثیر قطعی دراصلاح امور جامعه توخواهد داشت ،وهر آنچه که حیات مردم را پیش از تو قوام می داد ،تثبیت خواهد نمود .
وبدان که مردم ،متشکل از طبقاتی هستند که مصلحت زندگی بعضی از انان تأمین نمی شود مگر با بعضی دیگر،وهرگز باقسمتی ازآن طبقات نمی توان ازقسمت دیگر بی نیاز گشت،ازآن جمله است:لشکریان خدا ،کاتبان عمومی وخصوصی ،قضات عادل ،اهل انصاف وسازش دهندگان مردم بایکدیگر ،وصول کنندگان مالیات ازمردم ذمی ومسلمین ،بازرگانان وصنعتگران ،ونیز طبقه پایین از حاجتمندان وبینوایان ،وخداوند متعال درکتاب خود یا سنت پیامبرش سهم وموقعیت هریک از انان را مشخص فرموده است،واین پیمانی است از سوی خدا که نگهداری آن برما لازم است .
طبقه پایین مردم از حاجتمندان وبینوایانند که کمک به اداره زندگی آنان لازم است ،وقانون خدا برای هریک از آنان امکانی نهاده است ،وبرای مصالح هریک از آنان حقی است که برعهده زمامدار است ،وزمامدار نمی تواند از حقیقت آنچه که از حق انان برعهده دارد برآیدمگر باکوشش واستمداد از خداوند متعال ،وآماده کردن نفس خود برای التزام به حق وشکیبایی درهمه موارد چه آسان باشد چه دشوار .
وقطعی است که بهترین روشنایی چشم زمامداران ،گسترش ونفوذ دادگریدر جامعه وظهور محبت مردم در جامعه است .
وقطعی است که محبت مردم بروز نمی کند مگر با آسودگی خاطر آنان نسبت به زمامداران ،وخیرخواهی مردم جامعه به وجود نمی آید مگر به وسیله اطلاع واحاطه آنان درباره زمامداران ،واحساس اندک بودن سنگینی حاکمیت آنان ،وملول نبودن از طولانی شدن حکومتشان .
ومعاونان خود را با دقت کامل زیر نظر بگیر در آن هنگام که کسی از آنان دست به خیانت گشود واین خیانت را اخبار بازرسان مخفی تأیید کرد ،از جنبه شهادت به ان اخبار اکتفا نموده ،واو را کیفر کن ،وآن چه را که به دست آورده است ،از او بگیر واو را به موقعیت ذلت وخواری بکشان وبا نشان خیانت او را مشخص نما وننگ اتهام را بر گردنش بیاویز .
ای مالک ،آباد کردن زمین در نظرت با اهمیت تر از اخذ مالیات باشد؛زیرا مالیات بدون آبادی قابل دریافت نیست ،وهر کس بدون آباد کردن زمین مالیات مطالبه کند،شهرها را خراب کرده وبندگان خدا را به هلاکت رسانده وروزگار زمامداری او مدت زیادی به طول نمی انجامد .
دیوانسالاری در خدمت مردم نه مردم در خدمت دیوانسالاری
یادداشتهای شخصی آقای محمود احمدی نژاد
مدتهاست به خدمتها وخیانتهای دایوانسالاری (بوروکراسی) می اندیشم.
دیوانسالاری موجود ،چقدربه حل مشکلات کمک می کند وچه میزان نسبت به تثبیت مشکلات می انجامد ؟دیوانسالاری پدیده ی جدیدی نیست وتمدن ها وحکومت های مقتدر هرگز بدون انضباط دیوانی نبوده اند در دوره های اخیر هم بروکراسی را تجسم مدیریت عقلی وعلمی دانسته اند ولی باید دید که آنچه روی کاغذ آمده وموضوع بحثهای نظری در باب عقلانیت ابزاری بوده با آنچه عملاًاتفاق افتاده وبخصوص آنچه با پوشش مدرنیزه کردن دولت ها در دهه های اخیر تحقق یافته،واقعاًچه مقدار دولت را عقلانی وچه مقدار عقل ها را دولتی یعنی رسمی کلیشه ای واداری کرده است ؟
بسیاری از انقلابها در تارهای عنکبوتی بوروکراسی ،گرفتار شده اند تارهایی که خاصیت ارتجاعی وبازگرداننده دارند وهمه شور وشعور انقلابی را خنثی می کنند واوضاع را به عصر ماقبل انقلابها باز می گردانند .
خواص مثبت دیوانسالاری را کاملاًمی پذیریم مشروط به اینکه براستی به مدیریت علمی بینجامد .
اما دست کم درکشورهایی چون کشور ما که دهه های متوالی تحت سلطه رژیمهای وابسته بوده اند والگوهای جعلی ،تحمیلی و وارداتی پوسیده را تجربه کرده اند ،مسأله بوروکراسی ،غالباًنوعی دولت در دولت را می سازد یا ظاهراً بودجه اقتصاد ومملکت را محاسبه پذیر ،برنامه ریزی شده وعلمی وشفاف نشان دهد اما در واقع مسائل بسیاری را غیر شفاف ،غیر عملی وحتی تبدیل به ضد برنامه می نماید .
حتی بهتر است بگویم بوروکراسی گاهی ،نفس ابزاری خود را از دست می دهد ،تبدیل به یک ایدئولوژی می شود واخلاق ویژه ای می سازد که حالتی تجدیری و ایستا را برکل سیستم تحمیل می کند . در نتیجه کم کم وسیله تبدیل به هدف می گردد وهدف به وسیله .
ایدئولوژی دیوانسالارانه ، عملاًباعث اصطکاک درون سیستمی می شود . همه چرتکه می اندازند وهر کس جزئیات کار خود را می داند اما هیچکس از کلیت کار ونتیجه عملی آن چیزی نمی داند . همه مشغول کارند اما کاری از پیش نمی رود . تلاش می کنند ولی گره ای باز نمی شود .
به طور خلاصه باید گفت که نظام بوروکراسی موجود چند شاخصه برجسته دارد . اول اینکه پیچک وار در حال توسعه است . یعنی اصولاًمیل دائمی به بسط حوزه نفوذ وسیطره اختیارات ودائره استیلای خود دارد .
دوم اینکه با تمام توان از خود دفاع می کند . حتی ساختمان وابزار کار مازاد خود را هم راضی نیست که به دیگران بدهد وبه بهانه های واهی از آن مراقبت می نماید .
سوم اینکه به شدت بخشی نگر وجزئی نگر است .
شاخصه چهارم این است که در مقابل تحولات مقاوم است . هر نوع تحول رابه منزله آسیب به خود تلقی ودر برابر آن مقاومت می نماید وآخر اینکه بازدهی آن بسیار پایین وهزینه آن فراوان ورو به افزایش است . در چنین وضعیتی چه راه حل هایی وجود دارد؟
عده ای تسلیم می شوند وبیلان کار از پایینی ها می گیرند وبه مسئولین بالاتر می دهند و وجدانشان باهمین کارها آرام می گیرد در حالی که برای امثال من آدم ها مهمند به آمارها ،آمارها را همه دولتها ومدیران می دهند وباری با اعداد را بلدند یعنی طبق گزارش های رسمی شان همه چیز خوب وایده ال است . همه می توانند آرام بخوانند که بوروکراسی ،بیدار است .
اما در صحنه زندگی واقعی مردم ،مشکلات حل نشده باقی می ماند ،این همان خطری است که من از دوران مسئولیتم در شهرداری تهران وحتی قبل از آن ،همواره از آن رنج برده ام وخواسته ام با شکستن سنت های غلط وبدعتهای وارداتی ،دستگاه اداری را از این بار گسترده عنکبوتی خارج نمایم که، البته گاهی امکان پذیر شده وگاهی نیز نشده است .
راه دوم برای رهایی از باتلاق بوروکراسی قانون شکنی یا دور زدن قانون است که بسیاری برای منافع ایل وتبار وحزب های دولت ساخته وبا منافع شخصی خود بارها وبارها به این اعمال مبادرت کرده اند . این اعمال با اعتقادات ومنش من سازگار نیست وبه هیچ وجه به چنین راه هایی اعتقاد نداشته وندارم وبرای اصلاح آن آمده ام . چرا که عمیقاً معتقدم تا برابری همگان در برابر قانون تأمین وتضمین نشود ،به دولت اسلامی نخواهیم رسید .
راه سوم ،اصلاح انقلابی وآنی قوانین وخانه تکانی سنگین در سیستم دیوانسالاری کشور است . این وظیفه مهم ومشترک مجلس ودولت است که باید در همین دوران ودر سریعترین زمان ممکن تحقق هرچند نسبی یابد در غیر اینصورت به این زودیها دیگر چنین اتفاقی رخ نخواهد داد ویا حداقل کار روز به روز سخت تر خواهد گردید ،کما اینکه اتکنون چنین روندی را شاهد بوده ایم . اگر بوروکراسی که مظهر عقل ابزاری است وباید ابزار باشد ،خود تبدیل به هدف وشغل اصلی دولت شود ،به جای انکه هزینه ها را کم کند وبودجه ها را شفاف وبرنامه ها را عملی کند . تبدیل به ترمز سیستم می شود وبلکه باید گفت این اختلال تا جایی پیش می رود که شبکه هایی ایجاد می شود که بودجه عمومی را هزینه خصوصی می کند ،ساختاری برای توقف خلاقیت ها وتبدیل رودخانه مواج انقلابی ومبتکر به مردانی مرده وساکن ،اینک مابر سر دو راهی مهمی قرار گرفته ایم : انقلاب فدای بوروکراسی یا دیوانسالاری در خدمت انقلاب ؟
نکته دیگر دراین رابطه ،آن است که باید به نقطه تعادل میان نظریه وعمل برسیم . ما با دو خطر دراین مسیر همواره مواجه هستیم ،یکی برخورد غیرکارشناسانه وغیر علمی وبدون توجه به مشکلات کشور است که آن را می توان عمل زدگی نامید .( البته باید توجه داشت که عمل زدگی با عمل گرایی متفاوت وبلکه متضاد است .) خطر دوم آنست که به نام مدیریت علمی با عقلانیت وبا بهانه های دیوانی وپشت عنوان اصلاح گام به گام بخواهیم رکود وتوقف وتحجر مدیریتی را توجیه وتثبیت کنیم وحتی عقبگرد نماییم . عده ای می خواهند تنبلی ها ودیدی ها و وقت کشی های ملی ومدیریتی را تحت لوای دروغین علمی بودن توجیه وتئوریزه کنند . این هم عمل گریزی است . علمی بودن غیر از ذهن زدگی است . از درون اتاق در بسته نمی توان همه مشکلات واقعی را حل کرد . علم باید درخدمت عمل باشد .من از تفکری می ترسم که بودجه عمومی وفرصت تاریخی دولت نهم را قربانی ذهنیت ها وعمل گریزی ومحافظه کاری ها کند . با شتابزدگی وعمل زدگی مخالفم ولی نباید اجازه بدهیم که انقلاب ومردم را فدای بوروکراسی کنند . وظیفه تاریخی ما آن است که بوروکراسی رادر خدمت مردم درآوریم .شعارما این خواهد بود :دیوانسالاری درخدمت مردم نه مردم در خدمت دیوانسالاری .
رستگاری در بندگی خدا وخدمت به خلق اوست
یا ایها الذین امنوا ارکعوا واسجدوا واعبدوا ربّکم وافعلوا الخیر لعلکم تفلحون
ای کسانی که ایمان آورده اید ،رکوع کنید وسجود به جا آورید وپروردگارتان را عبادت کنید وکار نیک انجام دهید ،شاید رستگار شوید .
رکوع علامت ادب است وسجده برای قرب ونزدیکی است وعبودیت وبندگی جان عبادت است برای رستگاری . دراین میدان ،تنها عبادت به معنای خاصش مطرح نیست ؛که خدمت به خلق وکارهای نیک نیز شرط است . به بیان دیگر ،انسان رستگار یعنی انسانی کامل وانسان کامل یعنی انسانی که واجد همه ارزشهای انسانی باشد .
رشد جامع : شرط رسیدن به کمال انسانی
رشد یک بُعدی نه تنها فضیلت وکمال محسوب نمی شود ،بلکه اغلب موجب انحرافات جدی می شود . برخی فقط در عبادت وزهد به حد افراط پیش می روند واسلام ومسلمانی را منحصر به مسجد ودعا وذکر و... می کنند . البته اینها از ارزشهای انکار ناپذیر است ؛اما افراط در آنها ارزشهای دیگر را محو خواهد کرد . خدمت به خلق نیز از رازشهای مسلم است که اگر به حد افراط وبه این نتیجه برسد که « عبادت به جز خدمت خلق نیست » خواسته یا ناخواسته به ارزشهایی چون علم وجهاد وعبادت ... لطمه می زند . عشق وعرفان نیز اگر تنها ارزش انسانی معرفی شود به عقل وآگاهی وتلاش وعمل صدمه می زند . در مقابل ،عقل نیز اگر تنها ارزش تلقی شود به شهود وعبادت معرفت ضربه می زند . باید گفت انسان کامل انسانی است که همچون امام علی (ع) ،که جامع الاضداد بود ، عبادت وزهد وخدمت به خلق وآزادی وعشق وعقل وعدالت خواهی وبالاخره وهمه ارزشها را در حد عالی وهماهنگ باهم داشته باشد
قال رسول الله :« السَّعادةُ کُلُّ السَّعادَةِ طُولُ الُعمر فی طاعَة ِ الله ِ » (تمام خوش بختی ورستگاری طول عمری است که در فرمانبرداری خدا بگذرد .)
امام علی بن ابیطالب (ع) در دعای کمیل عرضه می دارند :« یا ربُّ یا ربُّ یا ربُّ قَوَّ عَلی خِدمَتُکَ جوارحی واشدُدِ علی العَزیمَةِ حَوائجی وَهَب لی الجِدَّ فی خَشیَتِکَ والدَّوام فی الاتصال ِ بخدمَتِکَ حتّی اَسرَح َ اِلَیکَ فی مَیادین السایقین واَسرعَ اِلَیکَ فِی البارزین و.....
( ای پروردگار من ،ای پروردگار من ، ای پروردگار من ،اعضایم را در خدمتت توانا کن ودرونم را بر تصمیم ببند ودر ترست به من کوشش بخش وپایذداری در پیوستگی خدمتت تا در میدانهای پیشتازان برایت برانم ودر میان پیشروان به کویت بشتابم ودر میان مشتاقان به قربتت با اشتیاق ترین باشم ومانند مخلصان به تو نزدیک شوم وچون اهل یقین از تو بترسم ودر آستانت با مومنان گردآیم .)
تأثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار از منظری دیگر
خدمت کردن وخدمت گزاری به مردم خدمت به خداست . اگر خدا را دوست داری بندگان خدا را خدمت گزار باش وبدان که اگر بنده ای را شاد کنی هزار بار بهتر از آنست که شب وروز به ورد وذکر مشغول باشی .
مومن در بینش ونگرش قرانی کسی است که به همه افریده ها به عنوان موجودات مستحق خدمت می نگرد واگر دست به دعا ونیایش برداشت از خداوند می خواهد که هر گرسنه ای از انسان وغیر انسان ویا کافر ومومن سیر کند وهر بی پوشاکی را بپوشاند وهر بینوایی را نوا وهر بی پناهی را پناه وهر اسیری را آزاد سازد .
خدمت به آفریده های الهی که آدمی را به بالاترین سطح کمال بشری می رساند وافزون بر انجام تکلیف وماموریت و وظیفه خلافت الهی شخص را به عالی ترین درجات بالا می برد . یکی از عناصر قواعد اخلاقی مجموعه جهان خدمت است . که برای به نتیجه رسیدن تکامل بشریت وجود آن لازم خواهد بود ، در واقع آنچه در سطح رفتاری فرد لازم می اید خدمت کردن است نه به دلیل اینکه مارا آدمهای خوبی بدانند بلکه برای اینکه بدون خدمت کردن هیچ کس امکان رشد را نمی یابد . یکی از فاکتورهای که باید همیشه درنظر داشت این است که باید خدمت را از نیکوکاری جدا نمود ،درواقع خدمت عملی سخاوتمندانه وکمک از یک فرد به فرد دیگر در موقعیتی برابر است در حالی که نیکوکاری بخشش از سوی کسی است ک دارد به کسی که ندارد . در یک زندگی معقول نیکوکاری جای خود را به خدمت می دهد ودر نتیجه یک رابطه دوجانبه ایجاد می شود ودراین ارتباط ،هم دریافت وهم ایثار هر دو باهم صورت می گیرد در واقع ما درحال خدمت خودخواهی را نابود می کنیم وتساوی خود را با دیگران برقرار می سازیم . برخی از لوازم خدمت برای شخص :1- معرفت نفس : در مرحله اول ابتدا باید شخص توانایی ها واستعدادهای خود را بشناسد وقوای خود را جهت خدمت به کار گیرد 2- درک: شخص باید به این درک برسد که هیچ کس نمی تواند ضرورت اساسی خدمت را در زندگی بشر انکار کند . وخدمت را به عنوان یک اصل برای زندگی بهتر بپذیرد .3- عشق: بدون عشق انجام هیچ کاری نتیجه مطلوب را نمی دهد . شخص خادم می بایست عشق به همدوستی همنوعی وخدمت به دیگران را در خود پرورش دهد وحس خودخواهی را در خود تا حد امکان کاهش دهد 4- اراده :داشتن اراده سالم بستگی به رشد وتکامل لازم در معرفت نفس یا حب نفس دارد . ونتیجه یک اراده آزاد انسانی خدمت به همنوع است .
داستانهایی از زندگی بزرگان در خدمت به مردم
یک روز حضرت موسی بن عمران (ع) دعا کرد ،خدایا اگر توانسان بودی چه عبادتی را انجام می دادی ؟ البته منظور موسی (ع) این بود که بداند کدام عبادت بیشتر مطلوب خداست . خداوند متعال وحی فرمود : ای موسی اگر مخلوق بودم خدمت به خلق می کردم ، اما برای خدا . موسی فهمید که بهترین عبادتها خدمت به خلق خداست .
در «کافی » در جلد دوم ، در باب سعی در رفع حاجت مومن نقل کرده است : روزی صفوان در محضر امام صادق (ع) نشسته بود که ناگهان مردی که برایش گرفتاری پیش آمده بود به خدمت حضرت رسید وگرفتاریش را شرح داد . امام صادق (ع) به صفوان دستور فرمودند که فوراً حرکت کن وبرادر ایمانی خویش را در کارش یاری کن صفوان رفت وپس از توفیق در اصلاح کار وحل مشکل او به پیش حضرت بازگشت . امام در مورد کار او سوال نمودند . صفوان گفت : خدا اصلاح کرد . خطاب بدان که همین کار به ظاهر کوچک وحاجتی که برآوردی و وقت کمی از تو گرفت از هفت شوط طواف دور کعبه محبوب تر وبرتر است .
سپس امام صادق (ع) چنین فرموده خویش ادامه دادند : مردی گرفتاری داشت حضور امام حسن (ع) رفت واز ایشان استمداد نمود . امام حسن (ع) بی درنگ کفش ها را پوشیده وراه افتادند . در بین راه به حضرت امام حسین (ع) رسیدند در حالی که ایشان مشغول نماز بودند امام حسن (ع) به آن فرمود : تو چگونه از حسین (ع) غفلت نمودی وپیش ایشان او نرفتی ؟ گفت : من اول می خواستم پیش ایشان بروم واز ایشان در کارم کمک بطلبم ، ولی چون گفتند ایشان اعتکاف کرده اند ونمی توانند از مسجد خارج شوند . خدمتشان نرفتم . امام حسن (ع) فرمودند که اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود از یک ماه اعتکاف برایش بهتر است .»
از مرحوم صاحب جواهر نقل شده است که اگر خداوند جان را بگیرد وسپس به توباز گرداند ویا اینکه به توبگویند که تا چند روز دیگر زنده هستی چه می کنی ؟ آیا به عبادت ونماز صرف می گذرانی یا کار دیگر انجام می دهی ؟ آن بزرگوار می فرماید که این مدت را به خدمت خلق خدا مشغول می شوم ولو اگر شده در کنار منزل می نشینم وبرای کسانی که استخاره می خواهند استخاره می گیرم .
مرد جوانی پدر پیرش مریض شد . او پدرش را که بیماریش شدت گرفته بود در گوشه ی جاده ای رها کرد واز آنجا دور شد ، پیر مرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود وبه زحمت نفس های آخرش را می کشید رهگذران از ترس مسری بودن بیماری پیرمرد وبرای فرار از دردسر ،بی اعتنا به ناله های او ،راه خود را می گرفتند ومی رفتند . عارفی از آن جاده عبور می کرد به محض دیدن پیرمرد او را به دوش گرفت تا ببرد ودرمانش کند . رهگذری به طعنه به عارف گفت این پیرمرد فقیر است وبیمار ومرگش نیز نزدیک ، نه از او سودی به تو می رسد ونه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد به وجود می آورد . پسرش هم اورا در این جا به حال خود رها کرده ورفته است . تو برای چه به او کمک می کنی ؟عارف گفت : من به او کمک نمی کنم بلکه به خودم کمک می کنم اگر من هم مانند پسرش ورهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه رو به آسمان برگردانم واز خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم من به خودم کمک می کنم .
علامه سید مهدی بحرالعلوم (ره) سید جواد عاملی صاحب مفتاح الکرامه از شاگردان علامه است . شبی موقع صرف شام علامه بحرالعلوم سید را به منزل خویش احضار کرده و وقتی شاگرد به منزل استاد می رسد می بیند استاد کنار سفره نشسته ودست به غذا نمی زند . با خشم شاگرد را مورد عتاب قرار داده می فرماید: سید جواد از خدا نمی ترسی ،از خدا شرم نداری؟ شاگرد که متحیر مانده ،تقصیر خود را از استاد جویا می شود خلاصه قضیه به این صورت بوده که سید جواد همسایه ای داشته که هفت شبانه روز چیزی برای خوردن نداشته اند وخرما از بقال قرض می کرده وروز هفتم دیگر بقال به او قرض نداده وشرمنده شده است شاگرد اظهار بی اطلاعی می کند علامه او را مورد توبیخ قرار می دهد که همه ی داد وفریادهای من برای این است که چرا اطلاع نداشتی وگر نه ، اگر با خبر بودی وکمک نمی کردی مسلمان نبودی ویهودی بودی . سپس سینی غذای بزرگی را که آماده کرده بود ومقداری پول به شاگرد می دهد تا به همسایه اش برساند .
ملا احمد مقدس اردبیلی (ره)در گرانسالی تمام طعامهای خود را با فقراء تقسیم می کرد وبرای خودش نیز مثل یک فقیر برمی داشت تا وقتی زوجه اش برآشفت که چرا چنین سالی فرزندان خود را بی آذوقه می گذاری ؟ ایشان بدون اینکه جوابی دهد برای اعتکاف به مسجد کوفه رفت ودر همین حین شخصی مقدار زیادی آرد وگندم به منزل ایشان آورد وگفت اینها را صاحب خانه که در مسجد اعتکاف کرده وفرستاده بعد فهمیدند که این عنایت الهی به آنها بوده است .
تأثیر خدمت گزاری روی فرد خدمتگزار چگونه است ؟
هرکس زکار خلق یکی عقده واکند ایزد هزار عقده زکارش رها کند
صد ها فرشته بوسه برآن دست می زنند کز کار خلق یکی گره بسته وا کند .
مرد جوانی پدر پیرش مریض شد . او پدرش را که بیماریش شدت گرفته بود در گوشه ی جاده ای رها کرد واز آنجا دور شد ، پیر مرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود وبه زحمت نفس های آخرش را می کشید رهگذران از ترس مسری بودن بیماری پیرمرد وبرای فرار از دردسر ،بی اعتنا به ناله های او ،راه خود را می گرفتند ومی رفتند . عارفی از آن جاده عبور می کرد به محض دیدن پیرمرد او را به دوش گرفت تا ببرد ودرمانش کند . رهگذری به طعنه به عارف گفت این پیرمرد فقیر است وبیمار ومرگش نیز نزدیک ، نه از او سودی به تو می رسد ونه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد به وجود می آورد . پسرش هم اورا در این جا به حال خود رها کرده ورفته است . تو برای چه به او کمک می کنی ؟عارف گفت : من به او کمک نمی کنم بلکه به خودم کمک می کنم اگر من هم مانند پسرش ورهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه رو به آسمان برگردانم واز خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم من به خودم کمک می کنم .
هرگاه انسان به دیگران خدمت می کند ومشکلی از مشکلات انان را برمی دارد ،چه لذتی شیرین تر وزیباتر از این وجود دارد که در خود احساس شعف ونشاط وباارزش بودن می کند وخود رابه خدای خویش نزدیک می بیند ،چنان که امام علی (ع) می فرماید : کسی که دلی را شاد کند خداوند عوض آن شادی و خرمی ،برایش لطف وخوشی معنوی می آفریند که براثر انجام کارهای نیک به او روی می -آورد .در جهان بینی اسلامی ،علت تشویق به کارهای پسندیده آن است که علاوه بر دیگران در درجه اول خود شخص از دریافت برکات این اعمال خیر برخوردار می شود . رسول اکرم (ص) دراشاره به نتیجه کمک به دیگران می فرمایند :« تازمانی که انسان مومن درکمک وخدمت به برادر مومن خود کوشا باشد ،خداوند نیز او را کمک ویاری خواهد کرد . تلاش برای خدمت به همنوعان وبرادران دینی ،آثار وبرکات فراوان دنیوی واخروی برای انسان درپی دارد ،از امام صادق (ع) نقل شده است که:« هرکس در پی برطرف سازی نیازهای برادران دینی قدم بردارد خداوند پاداش های ویژه ای به او اعطا می کند . که از جمله آنهاست آمرزش برخی از گناهان او،دست یابی به بعضی کمالات برتر ورسیدن به مقام ومنزلت شفیع بودن » . از پیامبر اکرم (ص) سوال شد چه کسی نزد خداوند محبوبتر است ؟ پیامبر (ص) فرمودند : آن که نفعش به انسانها بیشتر برسد . اگر چه همه کارهای انسان وقتی باهدف اطاعت از دستورات الهی انجام گیرد ،عبادت محسوب می شوند وانسان با انجام آنها ،مستحق پاداش نیکی از خداوند می شود ،ولی مراتب اعمال عبادی با یکدیگر بسیار متفاوت است وبرخی از آنها در مقایسه با سایر کارها، از اهمیت بیشترودر نتیجه پاداشی افزون تر برخوردارند .از مجموعه تعابیری که در روایات درباره خدمت به مردم ویاری رساندن به آنها شده است ،برتری این عمل نسبت به عبادات مستحبی مانند اعتکاف ،طواف کعبه ،روزه مستحبی و... به خوبی معلوم می شود .در روایتی پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :« به خدا قسم که برآوردن یک حاجت مومن ،از روزه یک ماه واعتکاف یک ماه در مسجد برتر است » البته این قبیل از تعابیر ، به معنای نفی فضیلت عبادات یا کوچک شمردن آنها نیست ،بلکه تبیین اهمیت خدمت رسانی به مردم بوده وگرنه هر عمل عبادی ،جایگاه واهمیت خاص خود را داراست . حضرت علی (ع) نیز می فرمایند :به همه مردم نیکی کن ؛پرا که ارزش هیچ عملی در پیشگاه خداوند سبحان با فضیلت کارهای نیک برابری نمی کند . ره آوردهای خدمت رسانی در همین دنیا حمایت ویاری مردم را به خود جلب می کنند ،اعتبار اجتماعی پیدا می کنند ،مورد ستایش وتحسین مردم قرار می گیرند ،آوازه آنان بلند می شود
سخنان امام علی (ع) گواه ما دراین مورد است که می فرماید :
مَن أحسَنَ الی الناس حَسُنَت عَواقِبُهُ وَ سَهُلَت لهُ طرُفُُهُ ؛ هرکس به مردم نیکی کند ،عاقبتش نیکو می شود وکارهایش به آسانی انجام می گیرد .
کَثرَهُ اصطِناعِ المَعروفِ تَزیدُ فی العُمرِ وَتَنشُرَ الدُکرَ ؛ فراوانی کار نیک ،عمر (نیکوکار ) را زیاد ویاد وآوازه اش را منتشر می کند .
مَن کَثُر َاحسانُهُ خَدَمُهُ وَاعوانُهُ ؛ کسی که فراوان نیکی کند ،خدمتگزاران ویارانش فراوان شوند .
پاداشهایی از قبیل گناهان ،ورود به بهشت ،دریافت مدال ودرجه بهشتی ،ثبات قدم وایمنی در قیامت ،برخورداری از شفاعت وغیر اینها بیانگر میزان ارزندگی خدمتگزاری است . امام صادق (ع) فرمود : هر مومنی که برای برآوردن حاجت برادر مومن خود گام بردارد خداوند برای هر قدمی یک ثواب می نویسد ویک گناه از او کم می کند ویک درجه در بهشت به مقام او می افزاید همچنین فرمود :کسی که یکی از خواسته های برادر دینی خود را برآورد خداوند بزرگ روز قیامت صد هزار خواسته اورا برمی آورد که نخستین آنها بهشت است . در جای دیگر فرمود :هر مسلمانی که حاجت مسلمان دیگر را برآوردخداوند متعال به او ندا دهد که ثواب توبامن است وبه کمترازبهشت برای توراضی نمی شوم . خدمت رسانی یکی از بهترین راههای تقرب به خدای سبحان است وهر کاری که انسان رادر رسیدن به این کمال یاری کند ارزشمند است . بدون شک حمایت الهی بدرقه راه خدمتگزاران به مردم است وخادمان به مردم از حمایت وکمک خداوند برخوردار وهمواره در پناه او خواهند بود . پیامبر اکرم (ص) دراین مورد می فرماید :انَّ الله فی عَون العَبد ِ مادام َ العبدُ فی عونِِ اَخیه ، همانا بنده تا وقتی که در راه کمک رسانی به برادر دینی اش باشد کمک می فرماید.
بزرگواری وسروری ؛خدمت به مردم در روح خدمتگزار تأثیر گذاشته ،احساس بزرگی وبزرگواری وشخصیت اجتماعی را برایش به ارمغان می آورد ودر انجام مسئولیت ها ومأموریتهای محوّله موفقش می کند .
به قول صائب تبریزی :
ای رهروی که خیر به مردم رسانده ای آسوده رو، که بار تو بر دوش سائل است
آنان که در راه خیر کوشایند ،بندگان خاص پروردگارند که توفیق خدمت یافته اند ،« مدال خدمت » برسینه دارند ودلی پر مهر در آغوش ،گروه خونشان با مردم یکی است وهمسایه دیوار به دیوار غم ها وشادی های مردمند . بار مردم را می بندند وگره ازکارشان می گشایند . خدمت بی منت را عبادت می - دانند واجر وپاداش را تنها از خدا می خواهند ،پرکاران کم ادعایند ،نه پرادعاهای کم کار !شعار را کار نمی دانند وکار را هم عار نمی شمارند . هر چه دارند ،از مال ومقام ونفوذ و وجهه ودانش وتوان وتخصص ،وقف بندگان خدا می کنند واین وقف نامه را به امضای خدا می رسانند واز اسارت دنیا رها می شوند . بازگشت ثمره احسان به خویشتن ،هم در دنیاست ،هم در آخرت . اما از آنجا که آخرت سرای پاداش است ،بیشترین رجوع ثمرات را باید در آنجا جست . به قول صائب تبریزی :
تیره روزگاران جهان را به چراغی دریاب تا پس از مرگ ،تو را شمع مزاری باشد
ابو حمزه ثمالی از امام علی بن الحسین (ع) چنین نقل کرد :
« من قصی لاخیه حاجة فبحاجة الله بدا ...: کسی که یک حاجت برادرش را برآورد صد حاجت او را برآورد . کسی که اندوهی را از دل برادرش بردارد ،خداوند اندوه روز قیامت را از او برطرف سازد ؛ هر قدر هم که زیاد باشد . وهر کس برادرش راکه در مقابل ستمکار قرار گرفته است ،یاری دهد ،خدا او را هنگام عبور از صراط یاری می کند ،در وقتی که قدمها می لغزد . وکسی که به دنبال نیاز برادر مومنش برود وبا برآوردن حاجتش اورا شاد کند چنان است که رسول خدا را مسرور کرده است وهر کس او را سیراب کند ،خدا اورا از شراب سربه مهر بهشتی سیراب می سازد . وهر کس گرسنگی او را با طعام برطرف کند ،خدا اورا از میوه های بهشتی سیر می کند . وهر کس برهنگی او را بپوشاند خدا او را با جامه های زربافت وحریر می پوشاند . واگر با اینکه برهنه نیست ،او را لباسی بپوشاند ، پیوسته در حفظ خدا است تا هنگامی که نخی از آن جامه برتن او باشد . وهر کسی که کار مهم برادرش را کفایت کند ،خداوند پسران بهشتی را خدمتگزار او می سازد . وکسی که او را بر مرمبی سوار کند ،خدا او را درقیامت برناقه ای بهشتی سوار می کند که فرشتگان به او می بالند .وهر کس مومنی را هنگام مردنش دفن کند ،گویا او را از ولادت تا مرگ پوشانده است . وهر کس اورا همسری دهد که مایه انس وآرامش باشد ،خداوند برای او درقبر مونسی به شکل محبوبترین افراد خانواده اش قرار می دهد . وکسی که برادر مومن بیمارش را عیادت کند ،فرشتگان دور او را می گیرند ودعا می کنند تا وقتی که از آنجا بیرون رود وبه او می گویند :« خوشا به حالت وبهشت گوارایت !» به خدا سوگند برآوردن حاجت مومن در پیشگاه خدا محبوبتر از دوماه روزه پی درپی با اعتکاف آن دو ماه در ماه حرام است .(ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ،ص 325)
نتیجه گیری :
درآیین مقدس اسلام مسئله خدمت گزاری وخدمت به مردم از جمله تعالیم بسیار مهم اجتماعی واخلاقی است . هر مسلمانی در هر مرتبه ومقامی که باشد موظف است به نیازهای برادران دینی خود توجه نماید آنان رامورد حمایت قرار دهد ونیازهایی را که دارند با قلم وقدم با مال وجاه با دست وزبان واز هر راه و وسیله ای که ممکن است برآورده سازد وبداند که این خود عبادتی است بزرگ وآن کسی که در انجام این وظیفه مقدس همت گمارد به حل مشکلات مسلمانان بپردازد در پیشگاه الهی از اجر بزرگ برخوردار است .
خدمت آنچنان از درجه اعلایی برخوردار است که خداوند علت خلقت را خدمت به خلق می شمرد ومحبوبترین بندگان نزد خداوند سودمندترین آنها در خدمت به مردم است .
بنابراین خدمت کردن وظیفه ای عالی است که در رأس آن حضرت حق قرار دارد که رب العالمین است وخدمت به کل عالم ازعرش به فرش از سوی او درجریان است .
منابع ومآخذ
1- سایت اینترنتی http://www.ahmadinejad.iv
2- کتاب روان شناسی معنوی با اندکی تغییرات
3- محمد عابدی موسسه فرهنگی هنری شهید آوینی
4- پایگاه اطلاع رسانی رادیو قرآن
سیمای فرزانگان / رضامختاری / انتشارات دفتر تبلیغات حوزه ی علمیه قم چاپ هشتم
موسسه فرهنگی هنری آتیه http://www.atiye.iv/index.asp
خبرگزاری مهر