روش های تحقیق در علوم اجتماعی

تجزیه وتحلیل های آماری

۱- آموزش کاربردی 

spss

 

۲- تجزیه وتحلیل داده های آماری

۳- مدیریت تحقیقات علوم اجتماعی

مجری عبداله روشنایی کارشناس ارشد پژوهش اجتماعی

آدرس: ماهنشان خیابان فرمانداری -لوازم التحریر صبا


برچسب‌ها: فرمانداری ماهنشان
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 23:0  توسط عبدالله روشنایی   | 

نمونه گیری در تحقیقات اجتماعی

نمونه گیری در تحقیقات اجتماعی

 نمونه sample

نمونه بخشي از جمعيت تحت بررسي است كه با روشي از پيش تعيين شده انتخاب ميگردد به كمك يافته هاي بدست آمده از آن مي توان استنباط هايي در مورد كل جمعيت انجام داد (تيموري ، فصل نو) نمونه بايد نمايا يوده و متناسب با موضوع پژوهش و امكانات در دسترس محقق تعيين ميگردد در اينجا نمونه به مفهوم بهترين و عاليترين (مانند دانش آموز  ويا استاد نمونه) نيست بلكه به مفهوم نماينده است ( به مثابه ضرب المثل معروف مشت نمونه خروار است)

 نمونه گيري sampling

نمونه گيري عبارت است از انتخاب تعدادي از افراد حوادث اشيا (فراورده هاي انساني) از يك جمعيت تعريف شده به عنوان نماينده آن جمعيت

روش هاي نمونه گيري

فرايند انتخاب نمونه بر حسب شرايط مختلف پژوهش امكانات در دسترس محقق و وضيت جامعه مورد بررسي به روش هاي متعددي صورت مي گيرد كه به طور مفصل به اين روش ها پرداخته مي شود. روش هاي نمونه گيري به دو نوع تقسيم ميشود (۱۰ ،313)

 1 – روش هاي نمونه گيري احتمالي:

در اين نوع نمونه گيري هر بك از اجزا يا عناصر جامعه آماري داراي شانس مساوي در جاي يافتن در جمعيت نمونه است اين نوع نمونه گيري روش هاي متعددي دارد كه در بالا ذكر آنها به ميان آمدو عبارتند از :

1 – 1 نمونه گيري تصادفي ساده

منطق طرح (شيوه انتخاب نمونه) : اين روش پنج مرحله دارد( ۳ ، 68)

1.    تهیه چارچوب کامل نمونه گیری( همه افراد جامعه دریک لیست واحد ثبت می شوند)

2.      شماره گذاری همه موردها با شروع ازشماره 1 (همه افراد حاضردرلیست ازشماره یک تا آخرشماره بندی می شوند)

3.      تعیین حجم نمونه متقضی( محقق مشخص خواهد کرد که چند نفر نمونه را برای مقاصد تحقیقی نیازدارد)

4.      انتخاب شماره ها ازجدول اعداد تصادفی به اندازه حجم نمونه (ازروی جدول اعداد تصادفی به تعداد نمونه مورد نیاز شماره انتخاب می شود)

5.      تعیین موردهای نمونه برحسب شماره های انتخاب شده(موردها را با توجه به شماره های انتخاب شده مشخص کرده وبه عنوان نمونه مورد بررسی قرارمی دهند)

 

 1-2 نمونه گیری سیستماتیک:

- منطق طرح(شیوه انتخاب نمونه): این روش شکل پیشرفته تر روش  تصادفی ساده است واختلاف این طرح با تصادفی ساده بطورعمده درنقطه شروع انتخاب ونوع انتخاب نمونه ها ست ازلحاظ فنی به این روش نمونه گیری منظم با شروع تصادفی اطلاق می شود.

درنمونه گیری منظم غالباً دواصطلاح را به کارمی برند: فاصله نمونه گیری  وفاصله معیار  بین عنصرهای انتخاب شده درنمونه: فاصله نمونه گیری عبارت است ازحجم جمعیت تقسیم بر حجم نمونه(ببی،1384، 445)به عبارتی چنانچه بخواهیم ازیک جامعه 1500 نفری 30  نفر انتخاب کنیم فاصله نمونه گیری ما50(50=30/1500) خواهد بود یعنی بعد ازانتخا ب تصادفی  اولین نفر(ترجیحاً از روی جدول اعداد تصادفی) هرپنچاهمین نفرانتخاب شده تا حجم نمونه به 30 نفرکامل برسد. البته باید درنظرداشت که زمانی ازاین روش استفاده می شود که تمام اعضای جامعه قبلاً به صورت تصادفی فهرست شده باشند. (۴، 124)

 1-3 نمونه گیری طبقه بندی شده(مطبق):

منطق طرح(شیوه انتخاب نمونه ):

نمونه گیری طبقه بندی شده 2 شکل اصلاح شده ای ازنمونه گیری تصادفی ساده وسیستماتیک است که هدف آن رسیدن به نمونه معرف تر ودرنتیجه دقیقتر است که البته روال پیچیده تری دارد. یک نمونه طبقه بندی شده ازتقسیم عناصرجامعه به گروههایی که برهمدیگرهمپوشی ندارند وطبقات نامیده می شوند وازطریق انتخاب نمونه تصادفی ساده ازداخل هرطبقه بدست می آید به عبارت دیگرجامعه را به چند طبقه مجزا وهمگن تقسیم می کنند آنگاه ازداخل هر طبقه بطورتصادفی ساده نمونه را انتخاب می کنند(۷،186)

نمونه گیری طبقه بندی شده زمانی کاربرد دارد که واریانس بین طبقات زیاد ولی واریانس درون طبقات کم است(۱۰، 320)

برای استفاده ازاین روش ابتدا متغیرمورد طبقه بندی مربوط را انتخاب می کنیم(مثلاً انتخاب دانشکده محل تحصیل جهت بررسی یک نوع رفتاریا نگرش دانشجویان دانشگاه) متغیرطبقه بندی خصیصه ای است که می خواهیم نمونه ازآن نظرمعرف باشد با تعیین این متغیر چارچوب نمونه گیری را مطابق با طبقات آن متغیردسته بندی می کنیم یعنی نسبتی که هرکدام ازدانشکده ها به کل دانشجودارند را مشخص کرده ونمونه ها را به نسبت مشخص شده به روش نمونه گیری سیستماتیک ازچارچوبهای مشخص شده انتخاب می کنیم اساس نمونه گیری طبقه بندی شده درطریقه دسته بندی افراد درچارچوب نمونه گیری نهفته است(۳، 73) کارکرد اصلی نمونه گیری طبقه ای سازماندهی جمعیت به طبقاتی با زیرمجموعه ها ی همگن وانتخاب تعداد مناسب عنصرها ازهرزیرمجموعه است(۱، 449) دراین روش تا آنجا که ممکن است اقلام مشابه وهمگن را دریک طبقه قرارمی دهند.(۱۰، 324)

  1-4 نمونه گیری خوشه ای:

منطق طرح(شیوه انتخاب نمونه): وقتیکه گردآوری فهرست کاملی ازعنصرهایی که جمعیت را تشکیل می دهند ناممکن یا غیرعملی باشد(ببی،1384، 454) وهمچنین بین طبقات جامعه واریانس کم وبین افراد هرطبقا ت واریانس زیاد وجود داشته باشد ازنمونه گیری خوشه ای استفاده می شود دراینجا هرطبقه را خوشه می نامند بدین طریق که تعدادی ازطبقات انتخاب شده وطبقات انتخاب شده(خوشه های انتخاب شده)بطورکامل تمام شماری می شوند. دقیقترین نتیجه ازراه نمونه گیری خوشه ای زمانی بد ست می آید که هرخوشه تا آنجا که ممکن است دارای اقلام گوناگون ومخلوط بوده ودرعین حا ل هرخوشه با خوشه دیگرازنظرتعداد اقلام مختلف وضع مشابه ای داشته باشند یعنی واریانس خوشه ها تقریباً یکسان باشند(۱۰، 324) این روش ممکن است به دوصورت انجام پذیرد

 الف) نمونه گیری خوشه ای در یک مرحله وآن زمانی است که با انتخاب اولین خوشه ها تمامی حجم نمونه مورد نیازتحقیق درخوشه ها قرارگیرند.

ب) نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای وآن زمانیست که حجم کل نمونه ازحجم افراد وعناصرحاضردرخوشه ها بیشترباشد ویا پراکندگی جغرافیائی حوزه جمعیت تحت بررسی زیاد باشد.

نمونه گیری خوشه ای دربرخی اوقات با توجه به هزینه صرف شده اطلاعات بیشتری نسبت به سه روش قبلی بدست می دهد این روش دردوصورت کم هزینه ترازنمونه گیری تصادفی ساده یا طبقه بندی خواهد بود وآن درصورتی است که هزینه دستیابی به چارچوب حاوی شمارش عناصرجامعه بسیاربالا باشد یا اینکه هزینه دستیابی به مشاهدات با افزایش فاصله میان عناصرافزایش یابد.(۱۰، 398)

 1-4-1- نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای:

نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نوع پیچیده تر نمونه گیری خوشه ای است وآن بدینصورت است که ابتدا ازمیان مناطق بزرگ نمونه ای انتخاب می گردد وبعد ازهر منطقه بزرگ مناطق کوچکتری انتخاب می شوند نها یتاً کاربه انتخاب نمونه ای ازخانوارها و استفاده ازروش برای انتخاب افراد درخانوارهای منتخب ختم می شود نتیجه این روش نمونه گیری تمرکزمصاحبه درچند نقطه جغرافیایی وکاهش هزینه رفت وآمد است(۳، 7)

نکته اصلی درنمونه گیری چند مرحله ای تعداد خوشه هایی است که درهرمرحله باید نمونه گیری شوند با توجه به حجم نمونه نهایی رابطه مستقیمی بین تعداد خوشه های منتخب وتعداد واحدهایی که متعاقباً انتخاب می شوند وجود دارد بنابراین اگرفقط یک حوزه انتخاب گردد عملاً می توان تمام بلوکهای آنرا انتخاب کرد یا اگردرمجموع تعداد محدودی بلوک انتخاب شود می توان تقریباً همه افراد آن بلوکها را به عنوان نمونه انتخاب کرد. ازطرف د یگر اگرتعداد خوشه های منتخب خیلی زیاد باشد نهایتاً می توان افراد معدودی ازهرخوشه برگزید درغیراینصورت حجم نمونه هایی بسیاربزرگ ولاجرم پرهزینه خواهد شد.اصل کلی به حداکثر رساندن تعداد خوشه های اولیه منتخب ومتعاقباً انتخاب تعداد نسبتاً معدودی ازافراد یا واحد ازهرخوشه منتخب است دلیل این امراهمیت گنجانده شدن حوزه های مختلف درنمونه است اگرفقط یک یا دوبخش انتخاب شود نمونه انتخابی یک نمونه غیرمعرف خواهد بود با به حداکثررساندن شانس انتخاب انواع اولیه شانس معرف بودن نمونه درمراحل بعدی بالامی رود

 

1-4-1- نمونه گیری خوشه ای با احتمال متناسب باحجم (pps):

این روش شکل پیشرفته خوشه ای چند مرحله ای است که هدف اصلی ازکاربرد آن کاهش اریبهای ناشی ازنمونه گیری است. دراین طرح هرعنصربرای انتخاب شدن شانس مساوی با بقیه عناصرجامعه دارد. شانس هرخوشه برای انتخاب شدن متناسب با حجم آن است به عنوان مثال شانس انتخاب شدن یک بلوک شهری دویست خانواری دوبرابرشا نس بلوکی است که دارای صد خانواراست(۱، 262) دراین شیوه احتمال انتخاب هربلوک به تعداد خانوارهای آن بستگی دارد بدین ترتیب که شا نس انتخاب بلوکی که تعداد خانوارهای آن چهار برابربلوک دیگراست چهاربرابراست برای اجتناب ازاریب شدن نمونه نهایی تعداد خانوارهایی که ازهربلوک انتخاب می شوند یکسان خواهد بود نکته اصلی درنمونه گیری احتمالی متناسب با حجم تضمین حضورمتناسب بلوکهای پرتراکم درنمونه است(۳، 77)

 

2- روشهای نمونه گیری غیراحتمالی:

ازروشهای نمونه گیری غیراحتمالی زمانی استفاده می شود که دسترسی به نمونه ها به صورت تصادفی با تهیه چارچوب نمونه گیری امکانپذیر نیست نمونه گیری غیراحتمالی روشهای متعددی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

 

2-1- نمونه گیری هدفمند(قضاوتی):

منطق طرح: این روش پایه انتخاب موارد نمونه توسط آمارگیربا توجه به قضاوت شخصی و هدفهای مطالعه وماهیت تحقیق استوار است نام دیگر این روش نمونه گیری تعمدی است غالبا از این روش در نظر سنجیهای سیاسی استفاده می شود (۳ ، 85) مثلا چنانچه هدف تحقیق بررسی رهبری یک جنبش اعتراض دانشجویی باشد بسیاری از رهبران جنبش دانشجویی به راحتی قابل رویتند  اما تعیین کردن ونمونه گیری از همه رهبران غیر ممکن است بنابراین با مطالعه برخی از رهبران مشهور محقق می تواند برای هدفهای خود داده های کافی جمع اوری  نماید(۱ ، 405)

 2-2 – نمونه گیری گلوله برفی:

منطق طرح (شیوه انتخاب نمونه): این روش زمانی مطلوب است که یافتن محل اعضای یک جمعیت ویژه استواار باشد این روش به این صورت است که محل معدودی از جمعیت هدف را پیدا کرده و بعد از جمع اوری اطلاعات انها از ایشان می خواهید اگر اطلاعات لازم را درباره محل اعضای دیگر ان جمعیت دارند در اختیار شما قراردهند گلوله برفی به فرایند جمع اوری اطلاعات اطلاق می شود یعنی وقتی یک ازمودنی را یافتید او ازمودنیهای دیکر را به شما معرفی می کند از این روش برای هدفهای اکتشافی استفاده می شود (۱ ، 405)

 

4-3- نمونه گیری سهمیه ای:

منطق طرح(شیوه انتخاب نمونه ):

هدف این روش ارائه نمونه معرف بدون انتخاب تصادفی افراد است (۳ ، 85) نمونه گیری سهمیه ای با ماتریس شروع می شود که مشخصات جمعیت هدف را توصیف می کند مثلا محقق باید بداند چه نسبت از جمعیت هدف مرد و چه نسبت زن است چه نسبت با سواد چه نسبت بی سواد چه نسبت مسلمان چه نسبت مسیسحی و ... وقتی چنین ماتریسی تهیه  وبرای هر خانه ماتریس سهمی نسبی تعیین شده باشد از اشخاصی که همه مشخصات یک خانه معین را دارند اطلاعات  جمع اوری می شود داده های کل ماتریس باید معرف قابل قبولی از کل جمعیت بدست بدهند (۱ ، 405)  مصاحبه گران می توانند هر کسی را که با معیار خاص مورد نظر منطبق است مورد مطالعه قرار دهند (۳، 85) مراحل انجام این روش به ترتیب عبارتند از :

الف) تعیین وتحديد جامعه اماری

ب) تعیین متغیرهای اساسی

ج) تعیین حجم کل نموته

د) تعیین حجم ( سهمیه) جمعیت نمونه در هر قشر (رده ) از متغیر. (۶ ، 166)

 4 – 4 نمونه گيري آسوده (انتخاب آگاهگران)

در اين روش نمونه گيري نمي كنند بلكه از افراد متخصص و آگاه اطلاعات مورد نياز را جمع آوري مي كنند (۱۰ ، 315)

4 – 5 نمونه هاي دسترس پذير

اين روش از انواع نمونه گيري هاي غير احتمالي است كه بايد آنرا با احتباط و فقط براي مقاصد خاص به كار ميرود احتمال حرف بودن نمونه در اين تكنيك كمتر از هر تكنيك ديگري است در اين روش با هر كس كه مايل به پاسخگويي است مصاحبه مي شود اين روش نمونه گيري براي آزمون مقدماتي پرسشنامه يا تحقيقات اكتشافي براي اطلاع از ديدگاه هاي مختلف و طبقه بندي انواع آنها مناسب است ولي نمي توان با آن مدعي معروف بودن چيزي جز خود نمونه بود .(۳ ، 86)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1391ساعت 22:30  توسط عبدالله روشنایی   | 

آلفای کرونباخ ،روایی وپایایی

آلفای کرونباخ چیست؟ و چگونه در پرسشنامه ها مورد استفاده قرار می گیرد؟

وقتی شما وسیله ای برای اندازه گیری یک مشخصه یا ویژگی دارید باید مطمئن شوید :
اولا این وسیله می تواند آنچه که شما می خواهید را اندازه بگیرد. مثلا اگر شما می خواهید میزان رضایت شغلی را به وسیله یک پرسشنامه در یک جمعیت خاص اندازه گیری کنید، باید مطمئن باشید سوالاتی را که در پرسشنامه گنجانده اید با اطمینان بالایی این مشخصه را (رضایت شغلی) به درستی اندازه خواهند گرفت. به عبارتی پرسشنامه ای دارای اعتبار و روایی (Validity) است که برای اندازه گیری یک ویژگی کافی و مناسب باشد.
ثانیا این وسیله باید پایایی (Reliability) داشته باشد. به این معنی که اگر در چند زمان مختلف در یک جمعیت از آن استفاده کنیم در نتایج به دست آمده اختلاف چندانی مشاهده نکنیم. ابزار اندازه گیری (پرسشنامه) در شرایط یکسان نتایج یکسانی به دست دهد. آلفای کرونباخ شاخصی برای تعیین میزان پایایی پرسشنامه ها است.

مقدار این شاخص بین 1- تا1+ در نوسان است.  وضعیت مطلوب هنگامی است که آین مقدار نزدیک به یک باشد

روایی: (Validity)   روایی آزمون عبارت است از توانایی ابزار مورد نظر در اندازه گیری صفتی  xکه آزمون برای اندازه گیری آن ساخته شده است و شامل روایی صوری، روایی پیش بینی، روایی محتوا و … می باشد. به طور مثال شما برای اندازه گیری طول یک چیز همیشه از متر استفاده می کنید نه از ترازو چون ترازو برای اندازه گیری وزن یک شیء است.

روایی صوری : (Face validity)

-      به روایی  ظاهری و نمادی نیز مشهور است.

-      یک شاخص مقدماتی و حداقل از روایی محتوایی است.

- منظور منطقی بودن، جالب بودن و تناسب ظاهری ابزار پژوهش است.

-      ظاهر مفهوم را می سنجد، و به نظر می رسد مفاهیم را اندازه گیری می نماید.

-      روایی صوری این مطلب را مد نظر دارد که سؤال های آزمون تا چه حد در ظاهر شبیه به موضوعی هستند که برای اندازه گیری آن تهیه شده اند.

-    کمتر علمی است.

 

(Content Validity) روایی محتوایی

-     اساساٌ روایی محتوایی بدین معنی است که یک ابزار تجربی، تا چه اندازه قلمرو محتوایی یک مفهوم را در بر می گیرد.

-     این روایی ابزار و سؤال هایی را به کار می برد که با مفاهیم اصلی موضوع پژوهش سروکار دارد.

-     برای اطمینان از روایی محتوا، باید در موقع ساختن ابزار چنان عمل کرد که سؤال های  تشکیل دهنده ی ابزار معرف قسمت های محتوای انتخاب شده باشد .

-     توسط گروهی از متخصصان

مراحل:

1-   تعیین دامنه کلی محتوای موضوع

2-   نمونه گیری  

3-  تهیه آزمون از کلمات

 

پایایی یا اعتبار(Reliability): منظور از اعتبار يا پايايي پرسش نامه اين است که اگر صفت هاي مورد سنجش با همان وسيله و تحت شرايط مشابه و در زمانهاي مختلف مجددا اندازه گيري شوند، نتايج تقريبا يکسان حاصله شود. پایایی یک وسیله اندازه گیری عمدتا به دقت نتایج حاصل از آن اشاره می کند. پایایی به دقت، اعتماد پذیری، ثبات، یا تکرار پذیری نتایج آزمون اشاره می کند.

-    پايائي دلالت بر آن دارد كه ابزار اندازه‌گيري در شرايط يكسان تا چه اندازه نتايج يكساني بدست مي‌دهد.

برآورد پایایی

پایایی مجدد یا بازآزمایی: در این روش تمام محاسبات و اندازه­گیری­ها را در مورد افراد گروه نمونه در یک زمان و اجرای مجدد آن در مورد همان گروه در زمانی دیگر انجام می­دهیم و قاعدتا نباید اختلافی بین نتایج به دست آمده وجود داشته باشد.

 

اجرای فرم­های همتا: در این طریق، به جای اینکه تنها به یک روش توسل جوییم، از راه‌های مختلف اندازه­گیری را انجام می­دهیم و به کمک نتایج به‌دست آمده، اختلافات و اشتباهات را تصحیح می­کنیم. غالبا برای انجام این منظور از طبقه‌بندی­های مختلف استفاده می­شود.

 

پایایی آزمون­های موازی: در این روش‌ها، دو نوع آزمون که تقریبا معادل هستند، ساخته می­شود و پاسخ‌های دو آزمون مشابه، باید همبستگی زیاد داشته باشد.

 

دو نیمه کردن آزمون: در این روش، یک آزمون واحد بعد از اجرا به دو قسمت مساوی تقسیم شده سپس با توجه به فرمول‌های آماری محاسبه می­گردد که ضریب همبستگی دو آزمون باید بالا باشد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 8:7  توسط عبدالله روشنایی   | 

انواع سرمایه از بوردیو

انواع سرمایه از نظر پیر بوردیو

سرمایه اقتصادی: بوردیو، هر آن چه که بی درنگ و مستقیماً قابل تبدیل به پول است و ممکن است به شکل حقوق مالکیت درآید را سرمایه اقتصادی می داند. ( پنتام، رابرت ... [و دیگران]،

سرمایه اجتماعی : از نظر پيربورديو، سرمايه اجتماعي حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلي است كه نتيجه مالكيت شبكه بادوامي از روابط كمابيش نهادينه شده آشنايي و شناخت متقابل بين افراد - يا به بيان ديگر عضويت در گروه - است.

سرمایه فرهنگی: از نظر پیر بوردیو، سرمایه در یک سیستم مبادله ای مانند یک رابطه ا جتماعی کار می کند و این اصطلاح بدون هیچ تمایزی برای همه کالاهای تجاری و نمادین بکار می رود . و سرمایه فرهنگی در یک سیستم مبادله ای که شامل دانش فرهنگی انباشته ای است که سبب قدرت و مقام می شود، مانند یک رابطه اجتماعی کار می کند.

سرمایه نمادین : من به هر نوع از سرمایه ای ( اقتصادی، فرهنگی، تحصیلی یا اجتماعی) چنانچه بر اساس مقولات دریافت، دریافت شود، به اصول بینش و تقسیم، به نظام های طبقه بندی، به قالب های طبقه بندی کننده ، قالب های شناختی که لااقل تا اندازه ای  محصول درون کالبدی شدن ساختارهای عینی میدان مربوطه یعنی  ساختار توزیع سرمایه در میدان مربوطه هستند، سرمایه نمادین می گویم (بوردیو)

 عادت واره ها ( Habitus )

عادت واره: « نوعی آمادگی عملی، نوعی آموختگی ضمنی، نوعی فراست، نوعی تربیت یافتگی اجتماعی از نوع ذوق، سلیقه، که به عامل اجتماعی این امکان را می دهد که روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها، و دیگر امور حوزۀ خاص خود( حوزه علمی، اقتصادی، ورزشی، هنری، سیاسی ...  ) را دریابد، درون آن پذیرفته شود، جا بیفتد و منشأ اثر شود.» ( همان:15 )

اگر فضای اجتماعی را متشکل از سطوح یا نقاط بدانیم، هر سطح یا نقطه از این فضا دارای سطحی از  عادت واره ها ( یا سلیقه ها ) است که بر اثر شرائط اجتماعی مناسب با آن به وجود می آیند.

منظور از عادت واره، مجموعه طرح واره هایی است که یک انسان در طول زندگی خود از ابتدای تولد به بعد بر اساس برخورد با محیط های مختلف مانند: خانواده، رسانه ها، نهاد های آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب می کند. این طرح واره ها مانند: چگونه غذا خوردن، چگونه لباس پوشیدن، چگونگی ارتباطات اجتماعی، ذوقیات، مشغولیات انسان می باشند. ( بوردیو، نقل از منادی: 93 )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 7:50  توسط عبدالله روشنایی   | 

جایگاه پژوهش درکشور

خبرگزاری جمهوری اسلامی

جایگاه پژوهش در کشور ناشناخته است

ماهنشان، زنجان- یکی از اساتید جامعه شناسی دانشگاه پیام نور ماهنشان گفت: پژوهش و جایگاه آن در کشور ناشناخته مانده است و تنها در محافل مهم علمی بصورت واقعی خود را نشان می دهد.

عبدالله روشنایی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: جایگاه واقعی تحقیقات پژوهشی آن چنان که باید و شاید در سطح کشور اشاعه نیافته و تحقیقات دانشجویان مراکز آموزش عالی در سطح خیلی پایین بوده و اغلب ارزش علمی ندارد.

وی نبود سرمایه و عدم اختصاص بودجه لازم برای انجام کارهای پژوهشی رااز مشکلات مهم تحقیقات پژوهشی کشور برشمرد و ابراز کرد: ارزش کارهای پژوهشی محققان جامعه در جایگاه واقعی خود قرار ندارد.

روشنایی نبود نظام صحیح تولید سرمایه های پژوهشی، عدم کاربرد تحقیقات پژوهشی، فردگرایی در تحقیقات و گرایش نداشتن به انجام کارهای گروهی رااز دیگر مشکلات پژوهش در کشور برشمرد.

به گفته این استاد دانشگاه با تامین هزینه های مورد نیاز برای تحقیقات پژوهشی موانع و مشکلات موجود در این زمینه کاهش می یابد.

وی تبلیغات گسترده در زمینه توسعه تحقیقات پژوهشی و نقش آن در کاهش آسیبهای اجتماعی، تربیت افراد ماهر در امر پژوهش و جلوگیری از اشاعه روشهای غلط و ناصحیح کارهای پژوهشی در دانشگاهها رااز دیگر راهکارهای رفع مشکلات مربوطه دانست.

روشنایی نقش محققان در پژوهشهای متعدد را یادآورشد و خاطرنشان کرد: ارتباط تنگاتنگی بین پژوهش، میزان پیشرفت، توسعه فناوری و موفقیتهای کشور در دیگر بخشها وجود دارد.

وی بیان کرد: انجام تحقیقات و پژوهش های مختلف و کاربرد نتایج آن می تواند مطلوب ترین راهکار برای غلبه بر نابسامانی ها و معضلات اجتماعی باشد.

این استاد دانشگاه، بررسی میزان آسیبهای اجتماعی و روانی وجلوگیری از این آسیبها و نیز کاهش دغدغه های موجود در سطح خانواده ها، جامعه و مسوولان رااز مزایای مهم تحقیقات پژوهشی دانست.

روشنایی بابیان این که انسان به طور فطری موجودی کنجکاو است، افزود: با استفاده از تحقیقات علمی پژوهشی محققان، انسانها به پاسخ سوالات خود دست می یابند.

وی از تحقیقات پژوهشی بعنوان یکی از مهمترین شاخصهای توسعه کشور یاد و اظهار کرد: این تحقیقات و استفاده از تجربیات متخصصین منجر به توسعه پایدار می شود.

روشنایی ادامه داد: پژوهش در زمینه های مختلف سبب افزایش دانش بشری در مسائل پیرامون زندگی انسانها و رسیدن به ناشناخته های دنیا می شود.

وی بر لزوم توجه جدی مسوولان مربوطه برای حمایت از تحقیقات پژوهشی توسط پژوهشگران و محققان کشور تاکید کرد.

7854/596

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 14:40  توسط عبدالله روشنایی   | 

سوالات اندیشه اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی ماهنشان

 

1-   ابزارهای شناخت انسان را نام برده ودر مورد هرکدام توضیح دهید؟

2-   ضرورتهای خودشناسی به چند دسته تقسیم می شودودر مورد کدام توضیح دهید؟

3-  انسان امروزی با چه بحرانهای روبروست ودرمورد بحران اخلاقی توضیح دهید؟

4-  ابعاد روح وروان انسان را توضیح دهید؟

5-  رابطه ایمان ومعرفت را با ذکرنمونه های توضیح دهید؟

6-  رابطه ایمان واختیارراذکرآیه ای از قران کریم توضیح دهید؟

7-  روح حقیقت انسان را بااستفاده از واژه های ((تسویه ))و ((توفی ))توضیح دهید؟

8-  متعلقات ایمان را نام ببرید؟

9-   مؤمن برای اینکه ایمان خودرا توانمند تر سازد رعایت چه اصولی لازم است؟

10-رابطه ایمان وعمل وبرعکس ( عمل وایمان ) را توضیح دهید؟

11- نقش دین دررفع بحران روانی را باذکر آیه ای ازقران کریم توضیح دهید؟

12-  فطرت را توضیح داده وویژگیهای آن را نام ببرید؟

13- امور فطری انسان به چند دسته تقسیم می شوند؟

14-  خدا شناسی فطری را توضیح دهید؟

15- راههای شکوفایی فطرت را توضیح دهید؟

16- فطری بودن خداپرستی وخداجویی رابیان کنید؟

17- علل ناقص و تامه راشرح دهید؟

18- فیلسوفان علت را به چند دسته تقسیم می کنند آنهار شرح دهید؟

19-  علت فاعلی به چند دسته تقسیم می شوند؟

20-  اصل علیت یعنی چه ؟

21-  آثار ونشانه های یک موجود معلول به چه چیزی بستگی دارد؟

22-خصوصیاتی که ثابت می کند که خداوند علت است نه معلول چیست ؟

23-                        چگونگی بطلان دور را بنویسید؟

24- چگونگی بطلان تسلسل را بنویسد؟

1-     برهان نظم را توضیح دهید؟

2-    مقدمات برهان نظم توضیح دهید؟

3-    برهان نظم را با عناصر سازنده آن توضیح دهید؟

4-    تقریرهای برهان نظم رانابرده ویکی را توضیح دهید؟

5-    دیدگاههای اهل تعطیل،تشبیه ،واثبات بلاتشبیه را را به اختصار توضیح دهید؟


+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1391ساعت 12:1  توسط عبدالله روشنایی   | 

انواع نسخ در قانون

انواع نسخ

1-      نسخ صریح : این نسخ فقط توسط خود قانون گذار انجام می گیرد

2-      نسخ ضمنی : گاهی مقررات قبلی آشکارانسخ نمی شود ولی قانون گذاردرقانون جدید مقرراتی راپیش بینی می کند که با قانون قبلی منافات دارد که این امر موجب نسخ ویا بی اعتبار شدن قانون قدیم می شود .

تبصره :حدود نسخ ضمنی کاملا آشکار وروشن نیست وباید توضیح داده شود  

زمانی که حدود ونوع مقررات قانون ناسخ ومنسوخ  مشخص نباشد ممکن است حالت های زیر پیش اید

-          تخصیص خاص بر عام : حدود قانون قدیم وسیعتر از قانون جدید باشد که در این صورت قانون جدید فقط در موراد خاصی قانون قدیم را نسخ می کند وسایر مققرات قانون قدیم باقی می ماند .

-          مغایرت قانون عام جدید با خاص قدیم : قانون جدید کلی وعام است وقانون قبلی به صورت خاص می باشد که دراین صورت قانون عام جدید وارد بر قانون خاص قدیم نیست چون قانون خاص قدیم بنا به مصلحت خاصی پایه گذاری شده است .

مثال : پدری از اموال خود یک خودرو به پسر خود بخشیده است وبعد از آن کل اموال خود را وقف کرده است دراین صورت بخشش اتومبیل دلیل خاصی داشته وبخشش کل اموال دلیل دیگر

-          موارد دیگری هست که حکم عام جدید ممکن است ناسخ حکم خاص قدیم باشد که این را ازروی قرینه می توان تشخیص داد

3-      نسخ به خودی خود : منظور این است که یک قانون بدون دخالت قانون گذار به خودی خود متروک ودرنتیجه منسوخ گردد که ممکن است اجرای این قانون هرلحظه از سر گرفته شود به همین دلیل نسخ  قوانین متروک را تا زمانی که به طور صریح نسخ نشده باید نسخ موقتی تلقی کرد

مقام صالح برای ابطال یا نسخ قانون

1-      مقام واضع قانون : خود قانون گذار

2-       مقام مافوق : قانون مافوق قانون مادون را نسخ یا ابطال می کند

3-      مقامات کنترل کننده :دیوان عالی کشور  – شورای نگهبان

تفاوت بین ابطال ونسخ دراین است که ابطال قانون یعنی لغو شدن آن قانون از ابتدا ولی نسخ یعنی از نسخ قانون از روزی که آن قانون توسط مقام صالح نسخ شده است

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 20:6  توسط عبدالله روشنایی   | 

گوشه گیری، کمرویی و انزوا طلبی

باسمه تعالی

گوشه گیری، کمرویی و انزوا طلبی

  نوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بیش از هر زمان دیگر نیاز به راهنمایی و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اولیا و مربیان، دست کم باید

  بداند که چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زیان بخش در محیط خانه و مدرسه پرهیز کند.

 بدیهی است که خلاقیت و ابتکار فردی معلمان و اولیای خانه، با توجه به تفاوت های فردی کودکان و نوجوانان، نقش سازنده ای در امر مشاوره خواهد داشت.

 گوشه گیری، کمرویی و انزوا طلبی چیست؟

 گوشه گیری، کم رویی و انزوا طلبی عارضه ای است که باعث می شود کودک و نوجوان از برقرار کردن ارتباط با افراد و محیط خارج دوری کنند.

  این کودکان و نوجوانان نوعاً با تقلیل یافتن علایق ذهنی و عاطفی نسبت به اطرافیان خود از داشتن دوستان نزدیک و صمیمی محروم اند. نوجوانی که کم رو و

   گوشه گیر است، معمولاً از حضور در فعالیت های جمعی سرباز می زند و فقط با تک دوست خود که نوعاً به او بسیار وابسته می شود اوقات خود را سپری می کند.

 رفتار کم رویی و انزواطلبی ، یکی از رفتارهای نسبتاً شایع است که فرد را به شدت آزار می دهد و اگر درمان نشود نوجوان را به سمت و سوی مشکلات دیگری

 مثل عدم اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و زود رنجی سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندی و کمی عزت نفس و نیز ناتوانی در بروز احساسات،

  بیان افکار و نظریات، خود باعث جدایی فرد از فعالیت های گروهی است.

 علل گوشه گیری و کم رویی عبارت اند از:

1 - محرومیت از محبت خانواده

2 - نقص عضو یا بیماری های جسمی و فیزیولوژیک

3 - اختلال در گوش و تکلم

4 - شکست های متعدد و تحقیر شدن کودک در برابر جمع

5 - عدم امنیت روانی در محیط خانه و مدرسه و فشارهای روانی مستمر

6 - تنبیه، توبیخ و سرزنش کودک و نوجوان توسط والدین و به ویژه محرومیت از عواطف مادر

7 - کنترل شدید تربیتی و سخت گیرهای وسواس گونه و غیر منطقی

 برای پیش گیری و درمان گوشه گیری و کم رویی می توان شیوه های زیر را به کار بست:

1 - حمایت های عاطفی در جهت تقویت اعتماد به نفس در نوجوان.

2 - واگذاری مسئولیت های مناسب با توجه به میزان توان جسمی و ذهنی نوجوان.

3 - قرار ندادن نوجوان در موقعیت هایی که تجربه های شکست را به دنبال دارد.

4 - تشویق و زمینه سازی حضور نوجوان در فعالیت های جمعی و گروهی.

5 - ایجاد آمادگی لازم برای جرئت ورزی در ابراز عقاید و بیان نظریات خود و نیز پذیرش نظریات مخالف از طرف دیگران.

 

 

 

واحد مشاوره دبیرستان علامه امینی ماهنشان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 23:25  توسط عبدالله روشنایی   | 

فواايد دعا براي فرج

فواايد دعا براي فرج

فواید دعا برای فرج چیست؟ -فرمایش امام زمان(عج) "بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شمااست"2-این دعا سبب زیاد شدن نعمتهاست3-اظهار محبت قلبی4-نشانه انتظار5-زنده کردن امر ائمه اطهار6-مایه ناراحتی ووحشت شیطان لعین7-نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان8-اد…

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 23:24  توسط عبدالله روشنایی   | 

معجزه های عددی قران

خداوند متعال در سوره بقره آیه  22 می­فرماید: «اگر از آنچه که بر بنده خودمان فرو فرستاده ایم در تعجب و تردید می­باشید. پس (حداقل) یک سوره مشابه آن بیاورید و در این کار از هر که خواهید کمک بگیرد. و در آیه بعد از آن می­فرماید: «اگر نتوانستید که هرگز هم نخواهید توانست از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است».

اصولاً قرآن به حدی شیوا و روان است که هر کس حتی کمترین آشنایی با زبان عربی داشته باشد با خواندن یا شنیدن قرآن ناخودآگاه در می­یابد که هیچ فرد سخنوری نمی­تواند چنین بیانی داشته باشد و کلام و سخن هیچ انسانی نمی­تواند باشد. معجزه قرآن فقط به معارف عمیق عقلی و اجتماعی، علوم غیبی و معانی شگفت­انگیز و شیوایی و روانی کلام محدود نمی­شود و هر روز ابعاد تازه­ای از شگفتی­های قرآن کشف می­شود. اکنون 20 مورد برای نمونه از اعجازهای عددی و ریاضی قرآن که با استفاده از کامپیوتر تاکنون مشخص شده در زیر می آوریم:

1ـ کلمه (امام) به معنای رهبر و زمامدار الهی به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مطابق است با روایات نقل شده از پیامبر اسلام (ص) از طریق شیعه و سنی مبنی بر اینکه تعداد امامان بعد از ایشان 12 نفر می­باشند. برای نمونه یکی از آیات قرآن که کلمه امام در ‌آن آمده است، سوره یس آ‌یه 12 می­باشد: «وکل شی­ء أحصیناه فی امام مبین» و ما هر چیزی را در امام روشنگری جمع نموده­ایم. نام دوازده امام که جانشینان پیامبر (ص) می­با شند عبارتند: 1ـ امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) 2ـ امام حسن (ع) 3ـ امام حسین (ع) که امام حسن و امام حسین علیهم­السلام برادر یکدیگر می­باشند و هر دو فرزند امام امیرالمؤمنین (ع) می­باشند در حالی که بقیه امامان علیهم­السلام نسبت به یکدیگر نسبت پدر و پسر دارند 4ـ امام سجاد (ع) 5ـ امام محمدباقر (ع) 6ـ امام جعفرصادق (ع) 7ـ امام موسی کاظم(ع)8ـ امام رضا(ع) 9ـ امام جواد (ع) 10ـ امام هادی (ع) 11ـ امام حسن عسگری(ع) 12ـ امام مهدی (عج) که طبق اعتقادات مسلمانان او زنده و غیرقابل رؤیت و در همه جا حاضر است و روزی قدرت جهان را همراه حضرت عیسی (ع) بدست می­گیرد. برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به کتاب شریف و مقدس «اسرار آل محمد (ص) » نوشته شاگرد و سرباز فداکار امام امیرالمؤمنین علی علیه­السلام جناب سلیم بن قیس هلالی.

 2ـ کلمه (شهر) به معنی ماه، 12 بار در قرآن کریم تکرار شده است که مساوی تعداد ماه­های یک­سال است.

 3ـ کلمه (ساعه) 48 بار در قرآن کریم تکرار شده است که در 24 مورد قبل از آن یکی از حروف ذکر شده است و در 24 مورد دیگر قبل از آن حرفی وجود ندارد. بنابراین هر مورد را که در نظر بگیریم مطابق است با تعداد ساعات یک شبانه روز که 24 ساعت می­باشد.

 4ـ کلمه (سجد) به معنای سجده کرد و مشتقات آن (در زمان ماضی ، مضارع و امر) برای عاقلان 34 بار تکرار شده است که این عدد برابر است با تعداد سجده های واجب روزانه ، چون روزانه 17 رکعت نماز واجب است و هر رکعت 2 سجده دارد.

 5ـ کلمه (رجل) به معنای مرد مساوی کلمه (امراه) به معنای زن هر کدام 24 بار آمده است. 

 6ـ کلمه (ملائکه) به معنای فرشتگان و کلمه (شیطان) به معنای اهریمن و یا جن هر کدام 88 بار تکرار شده است.

 7ـ کلمه (استعاذه) به معنای پناه بردن و کلمه (ابلیس) به معنای شیطان هر کدام 11 بار به کار رفته است.

8ـ کلمه (آخرت) به معنای جهان آخرت و کلمه (دنیا) به معنای این جهان هر کدام 115 بار تکرار شده است.

 9ـ کلمه (الحسنات) به معنای خوبی­ها و کلمه (سیئات) به معنای گناهان هر کدام 180 بار تکرار شده است.

 10ـ کلمه (الحیاه) به معنای زندگی وکلمه (الموت) به معنای مرگ هر کدام 145 بار تکرار شده است.

 11ـ کلمه (ارسل) به معنای فرستاد و مشتقات آن 513 بار در قرآن کریم تکرار شده است و نام 28 پیامبری که در قرآن از آنها نامی آورده شده است نیز مجموعاً 513 بار تکرار شده است .

 12ـ کلمه (الرسل) به معنای پیامبران و کلمه (الناس) به معنای مردم هر کدام 368 بار تکرار شده است.

 13ـ کلمه (الرغبه) به معنای میل و کلمه (الرهبه) به معنای ترس هر کدام 8 بار تکرار شده است.

 14ـ نام مبارک پیامبر اسلام (محمد و احمد) مجموعاً 5 بار در قرآن امده است (4 بار محمد و 1 بار احمد) و کلمه صلوات که به معنای درود می­باشد و بیشتر برای درود فرستادن بر پیامبر و خاندان پیامبر استفاده می­شود نیز 5 بار در قرآن تکرار شده است .

 15ـ کلمه (ایثار) به معنای گذشت و فداکاری و کلمه (شح) به معنای بخل و تنگ نظری هر کدام 5 بار تکرار شده است.

 16ـ کلمه (سرور) به معنای شادی و کلمه (حزن) به معنای غم و اندوه هر کدام 4 بار تکرار شده است.

 17ـ کلمه (الحر) به معنای گرما و کلمه (البرد) به معنای سرما هر کدام 4 بار تکرار شده است.

 18ـ عبارت (حزب الله) به معنای یاران خداوند و عبارت (حزب الشیطان) به معنای یاران شیطان هر کدام 3 بار تکرار شده است.

 19ـ در قرآن کریم به اینکه 300 سال شمسی دقیقاً برابر 309 سال تمام قمری است به صورت مستقیم اشاره شده است. این مطلب وقتی مشخص شد که یکی از علمای دین یهود از حضرت امام امیرالمؤمنین (ع) پرسید: چرا قرآن مدت توقف و خواب اصحاب کهف را 309 ذکر سال کرده است در حالی که در حاشیه تورات ما این مدت 300 سال نوشته شده است؟ حضرت علی﴿ع﴾  فرمودند: «سال­های شما شمسی است ولی سال­های ما قمری است». جالب اینجاست که یکی از اساتید ریاضی این محاسبات را انجام داده که خلاصه قابل فهم آن چنین است: سال شمسی یهود 365 روز تمام است. بنابراین 300 سال آنها می­شود: روز 109500=365×300 در حالی که سال قمری برابر است با 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه بنابراین 309 سال قمری برابر است با : روز 109500=]48 دقیقه و 8 ساعت و 354 روز[ ×309 پس معلوم شد که 300 سال شمسی یهود برابر است با 309 سال قمری نه یک روز کمتر نه بیشتر. این در حالی است که تا صدها سال بعد از نزول قرآن هنوز شبانه­روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقیقه و الی آخر تقسیم نشده بود. و حتی ساعت هنوز اختراع نشده بود. بنابراین حضور هر کلمه در قرآن در مکان خاص و به تعداد معین حادی پیام و مفهوم ویژه­ای می­باشد که در حقیقت یک نوع از اعجاز و معجزه می­باشد. زیرا مجموعه آیات قرآن در مدت نسبتاً طولانی 23 سال و در اوضاع و احوال مختلف مثلاً گاهی در جنگ و گاهی در صلح، گاهی در مکه و گاهی در شعب ابی­طالب و محاصره گاهی در مدینه و گاهی در سفر و گاهی در شب و گاهی در روز بر پیامبر (ص) نازل می­شد و چنین نبود که پیامبر خدا (ص) مانند مؤلفان کتاب­های مختلف مدتی در کتابخانه­ای خلوت کند و از سر فرصت و فراغت و یا با رجوع به منابع مختلف کتابی بنویسد.

20- یکی دیگر از اعجازهای قرآن که 2 سال قبل توسط یکی از فارغ التحصیلان رشته آمار جناب آقای کوروش جم نشان کشف شده است: قبل از ‌آنکه آن را توضیح دهیم ابتدا سه نکته را متذکر می شویم:

 الف)همان طور که می دانیم تعداد کل آیات قرآن کریم 6236 آیه است که یک عدد زوج است.

 (6555=114+000+ 4+3+2+1)

 ج) اگر شماره ی هر سوره را با تعداد آیات آن سوره جمع کنیم عدد مخصوص آن سوره بدست می­آید مثلاً برای سوره حمد که اولین سوره قرآن می­باشد عدد مربوط می­شود 8‌ (7+1) و برای سوره بقره می­شود 288(286+2) و برای سوره آل­عمران عدد مربوط می­شود 203 یعنی (200+3) . حال اگر این عددهای به­دست آمده برای هر سوره را به تفکیک زوج و فرد در جدول­های جداگانه­ای قرار دهیم نتایج شگفت­آوری به­دست می­آید. جدول عددهای حاصله­ی فرد جدول عددهای حاصله­ی زوج آل عمران 203 فاتحه 8 مائده 125 بقره 288 انعام 171 نساء 1800 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 جمع کل 6555 جمع کل 6236 چهار مطلب شگفت­انگیز در این جدول­ها دیده می­شود:

 ب) در هر جدول 27 سوره وجود دارند که تعداد کل آیات آن سوره یک عدد زوج است و بنابراین در هر جدول نیز 30 سوره وجود دارد که تعداد کل آیات آن سوره فرد است.

 ج) در هر جدول به­طور مساوی 57 سوره قرار می­گیرد.

 د) مجموع اعداد جدول زوج یک عدد زوج شده است و مجموع اعداد جدول فرد یک عدد فرد شده است. بدین­ترتیب حتی اگر یک آیه از یک سوره ای کم شود یا زیاد شود و یا یک سوره جابه­جا شود تمام نظم فوق از بین می­رود. بنابراین این رابطه اثبات می­نماید که یک سوره و حتی یک آیه از قرآن شریف کم و یا زیاد نشده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 23:21  توسط عبدالله روشنایی   | 

بخش دوم پیشینه پژوهش در زمینه ارتباطات اجتماعی

بخش دوم

پیشینه پژوهش در زمینه ارتباطات اجتماعی

مقدمه  

پژوهش های مربوط به ارتباطات در قرن بیستم زیمنه تجربی به خود گرفت وموضوعات جدیدی در زمینه روان شناختی وجامعه شناختی مطرح شد که می توان به چهار موضوع زیر اشاره کرد . اول :موضوع تبلیغات وتاثیر ان برروند شکل گیری افکار عمومی که درفاصله میان دوجنگ جهانی تویط اندیشمندانی چون ( لوملی ، لی ولی وتونیس وبلومن و.. مورد توجه قرا رگرفت که دراین پژوهش ها شعارهای ترقی خواهانه ،ومردمخ پسندی توجهمی کرد که یکی از عوامل موفقیت لنین در شوروی ، هیتلر درآلمان ، وموسولینی در ایتالیا بود. دوم پژوهش هایی که پیرامون رفتار های رای دهندگان در انتخابات وتاثیر رسانه های جمعی بر رفتار گیرندگان پیام بود که توسط ( پل لازار سفلد وبرلسون مطرح شد ) که باعث به وجود امدن زمینه پژوهش های منظم در حوزه ارتباطات را فراهم اورد    .سوم : مطالعه پیرامون تاثیر ارتباطات سیاسی در سطح ملی وبین الملل ،نظیر مطالعه کارل دویچ وپیروانش درباره ملی گرایی ، براساس ارتباطات ومطالعه هارولد لاسول ولیتز ،پیرامون سخنرانی های سیاسی وتحلیل محتوای آنهاست   .چهارم : مطالعات سنتی پژوهشگران وروزنامه نگاران پیرامون مسائلی مانند مطبوعات ، دولت ،افکار عمومی وروابط میان انهاست .

فصل اول

تبلیغات سیاسی

واژه تبلیغات سیاسی از ریشه propagaree به معنای نشا کردن ،منتشر ساختن ،برانگیختن یا به حرکت واداشتن اندیشه های ویژه است .

1-      برنیز تبلیغات را چگونه تعریف می کند ؟ 49

2-      هارولد لاسول تبلیغات را چگونه تعریف می کند ؟ تبلیغات عبارت است از مدیریت نگرشهای جمعی از طریق دستکاری نمادهای مهم

3-      تعریف مهم از تبلیغات ؟ تبلیغات کوشش کم وبیش ،عمدی وسنجیدهای است که هدف نهایی آن نفوذ بر عقاید یا رفتار افراد برای تامین مقاصد از پیش تعیین شده است

4-      تفاوت تبلیغات با اموزش ؟ دوب اعتقادددارد که اموزش ،اشاعه دانش یا مهارتی است که جنبه علمی دارد ویا برای بقای انسان در جامعه ، دردوره خاصی ضروری است در حالی که تبلیغات برعکس نوعی تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن شخصیتها وکنترل انها از نظر ارزش های غیر علمی یا تردید امیز است  خلاصه می توان گفت که تبلیغات درواقع می کوشد ذهن را به جای انکه باز کند ،ببندد تبلیغاتچی تنها می خواهد شما کاری بکنید که او می خواهد در حالی اموزش می خواهد که شما کاری را بهمیل خود انجام دهید .

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 10:52  توسط عبدالله روشنایی   | 

بررسي اثرات اجتماعي بازيهاي كامپيوتري( 2 ) تعارض بازيهاي كامپيوتري

بررسي اثرات اجتماعي بازيهاي كامپيوتري( 2 ) تعارض بازيهاي كامپيوتري

 با  هنجارهاي ملي وديني


سيروس احمدي مدرس دانشگاه    
بحث و نتيجه گيري:         
فرضيه شماره 1 : بررسي 
خشونت و پرخاشگري      
دانش آموزاني كه بازيهاي  كامپيوتري انجام مي دهند و دانش آموزاني كه اينگونه بازيها   را انجام نمي دهند. اين بررسي بر اساس نظر دانش آموزان و همچنين معرفهاي مربوط به خشونت و پرخاشگري انجام شده است.        
الف) بررسي نظرات         
دانش آموزان:     
توزيع دانش آموزان به تفكيك وضعيت بازي و نظر آنها در مورد استفاده از خشونت زور يا توان فيزيكي دعوا ستيزه و. . . ) در برخورد با ديگران. براساس داده ها و اطلاعات جدول و بررسي نظرات دانش آموزان بنظر مي رسد دانش آموزانيكه بازيكامپيوتريانجام مي دهند(در مقايسه با دانش آموزاني كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند) از خشونت وپرخاشگريبيشترياستفاده مي كنند. محاسبه آزمون آماري 2 x نيز مبين وجود همبستگي بين دو صفت وضعيت بازي وميزان استفاده از خشونت و پرخاشگري است و ضريب همبستگي با دستور كرامر نيز همبستگي نسبتا متوسطي را نشان مي دهد.
ب) بررسي معرفها: جهت سنجش ميزان خشونت و پرخاشگري از پنج شاخص استفاده شده است كه بشرح ذيل مي باشند. 1 دعواكردن 2 داد كشيدن و ناسزاگويي 3 پرتاب اسباب و وسايل دم دست 4 حمل اسلحه سرد(چاقو پنجه بوكس و . . . )اعمال خشونت هنگام رقابت كه براساس محاسبات آماري بعمل آمده (آزمون 2 x و ضرايب همبستگي في و كرامر) ميزان خشونت و پرخاشگري دانش آموزاني كه بازيهاي كامپيوتري انجام مي دهند در تمامي معرفهاي مورد استفاده بيشتر از دانش آموزاني است كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند و محاسبه آزمون يومان و يتني نيز در جهت تعيين نتيجه نهايي فرضيه شماره يك است. براين اساس چون z بدست آمده( 8 05 )+ بزرگتر از 1 96 + است ميتوان مدعي بود: خشونت و پرخاشگري دانش آموزاني كه بازيهاي كامپيوتري انجام مي دهند بيش از دانش آموزاني است كه اينگونه را بازيها انجام نمي دهند. فرضيه شماره 2 : بررسي بيگانگي اجتماعي فرهنگي دانش آموزاني كه بازيهاي كامپيوتري انجام مي دهند ودانش آموزاني كه اينگونه بازيها
را انجام نمي دهند. اين بررسي براساس نظرات دانش آموزان و همچنين معرفهاي مربوط به بيگانگي اجتماعي فرهنگي انجام ش است.            
الف: بررسي نظرات دانش آموزان: توزيع دانش آموزان به تفكيك وضعيت بازي و نظر آنان پيرامون ميزان علاقه يا پايبندي به اصول و ارزشهاي فرهنگ خودي. براساس داده ها و اطلاعات بررسي نظرات دانش آموزان بنظر ميرسد دانش آموزاني كه بازي كامپيوتري انجام مي دهند(در مقايسه با دانش آموزاني كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند) ميزان پايبندي و علاقه شان به اصول و ارزشهاي فرهنگ خودي كمتر است . آزمون آماري 2 x نيز مبتني بر وجود همبستگي بين دو صفت وضعيت بازي و ميزان علاقه يا پايبندي به اصول و ارزشهاي فرهنگ خودي است و محاسبه ضريب همبستگي با دستور كرامر نيز همبستگي نسبتا متوسطي را نشان مي دهد:   
ب) بررسي معرفها: جهت سنجش ميزان بيگانگي اجتماعي فرهنگي از چهار شاخص بشرح ذيل استفاده شده است: 1 نگرش نسبت به مد(شكلهاي جديد آرايش موي سر و لباس پوشيدن و. . . ) 2 نگرش نسبت به موسيقي . 3 ارزيابي جايگاه ايران بلحاظ فرهنگي (علمي تكنولوژي) در ميان كشورهاي جهان . 4 نگرش نسبت به ارزشها و هنجارهاي جامعه و محيط مدرسه. محاسبات آماري نشان مي دهند كه در تمام موارد بين دو صفت وضعيت بازي و معرفهاي سنجش همبستگي وجود دارد به اين مفهوم كه دانش آموزاني كه بازي كامپيوتري انجام مي دهند(در مقايسه با كسانيكه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند) نسبتبه مد نگرش مثبت تري دارند به موسيقي خارجي و موسيقي خوانندگان ايراني مقيم آمريكا تمايل بيشتري دارند و در عوض نسبت به موسيقي اصيل و سنتي ايراني و موسيقي صداوسيما رغبت چنداني نشان نمي دهند جايگاه ايران را بلحاظ فرهنگي عمدتا عقب مانده يا بسيار عقب مانده ارزيابي مي كنند و معتقد هستند كه ارزشها و هنجارهاي جامعه يا محيط
مدرسه نوعي فشار و محروميت بر آنان تحميل كرده است. فرضيه شماره 3 : بررسي مشاركت اجتماعي دانش آموزاني كه بازيهاي كامپيوتري انجام ميدهند و دانش آموزاني كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند. اين بررسي نيز براساس نظرات دانش آموزان و همچنين معرفهاي مربوط به مشاركت اجتماعي انجام شده است:        
الف) بررسي نظرات دانش آموزان: توزيع دانش آموزان به تفكيك وضعيت بازي و نظر آنان در مورد ميزان شركت در فعاليتهاي فوق برنامه مدرسه. براساس داده ها و اطلاعات بررسي نظرات دانش آموزان بنظر مي رسد دانش آموزانيكه بازي كامپيوتري انجام مي دهند(در مقايسه با دانش آموزاني كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند) مشاركت كمتري در فعاليتهاي فوق برنامه مدرسه شان دارند. محاسبه آزمون آماري 2 x نيز نشانگر وجود همبستگي بين دو صفت وضعيت بازي و ميزان حضور يا شركت درفعاليتهاي فوق برنامه مدرسه است و ضريب همبستگي با دستور كرامر نيز همبستگي متوسطي را نشان مي دهد.
ب) بررسي معرفها: جهت سنجش مشاركت اجتماعي از هفت شاخص بشرح ذيل استفاده شده است:

1 ميزان حضور يا شركت در مسابقات و فعاليتهاي ورزشي 2 ميزان حضور يا شركت در فعاليتهاي ادبي . 3 ميزان حضور يا شركت در فعاليتهاي فرهنگي قرآن و نهج البلاغه . 4 ميزان حضور يا شركت در نماز جماعت مدرسه نماز جمعه و راهپيماييها 5ميزان حضور يا شركت در فعاليتهاي هنري . 6 ميزان حضور يا شركت در برگزاري مراسم در ايام خاص. 7

 تعداد دوستان صميمي: نتايج بدست آمده از سنجش معرفهاي مشاركت اجتماعي و محاسبات آماري بدست آمده نشان مي دهند كه در مورد ميزان شركت در فعاليتهاي ورزشي و فعاليتهاي هنري رابطه معني داري بين دانش آموزانيكه بازي كامپيوتري
انجام مي دهند و دانش آموزاني كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند وجود ندارد اما ميزان مشاركت دانش آموزانيكه بازيهاي كامپيوتري انجام مي دهند در فعاليتهاي ادبي فرهنگي قرآن و نهج البلاغه نماز جماعت و.. . و برگزاري مراسم در ايام خاص بسيار كمتر از دانش آموزاني است كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند و آزمونهاي آماري و ضرايب همبستگي نيز مبين اين امر
مي باشند. محاسبه آزمون t استيودنت در مورد تعداد دوستان صميمي مبين اين مطلب است كه بين دو گروه دانش آموزان (مورد مطالعه و مورد مقايسه) بلحاظ تعداد دوستان تفاوت معني داري وجود ندارد گرچه ميانگين تعداد دوستان براي گروه مورد مطالعه 8 2 و براي گروه مورد مقايسه 11 7 است . محاسبه آزمون يومان ويتني در جهت تعيين نتيجه نهايي فرضيه شماره
3 بشرح زير مي باشد: براين اساس چون z بدست آمده( 4 99 ) كوچكتر از 96 است مي توان مدعي بود: مشاركت اجتماعي دانش آموزاني كه بازي كامپيوتري انجام مي دهند كمتر از دانش آموزاني است كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند. فرضيه شماره 4 : بررسي وضعيت تحصيلي (افت تحصيلي) دانش آموزاني كه بازي كامپيوتري انجام مي دهند و دانش آموزاني كهاينگونه بازيها را انجام نمي دهند: جهت سنجش افت تحصيلي از سه معرف ذيل استفاده شده است:
1 مردودي 2 تجديدي 3 معدل براساس محاسبات آماري انجام شده بين انجام يا عدم انجام بازي كامپيوتري و سه معرف مردودي تجديدي و معدل (در دوره هاي ابتدايي و راهنمايي) هيچ رابطه معني داري
وجود ندارد. آزمون يومان و يتني در جهت تعيين نتيجه نهايي فرضيه شماره 4 نيز بشرح ذيل است: براين اساس چون z بدست آمده( 1 66 ) در ناحيه قبول فرض صفر قرار مي گيرد
( 1 96  تا 1 96 ) مي توان مدعي بود: بين انجام بازيهاي كامپيوتري و افت تحصيلي دانش آموزان رابطه معني داري وجود ندارد. يافته ها و پيشنهادات: 1-نتايج آزمون فرضيات تحقيق حاضر قويا تاييد مي كنند كه بازيهاي كامپيوتري داراي اثرات عميق اجتماعي اند.    
2 دانش آموزاني كه بازي كامپيوتري انجام مي دهند در مقايسه با دانش آموزاني كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند خشونت و پرخاشگري شان بيشتر است. 3 دانش آموزاني كه بازي كامپيوتري انجام ميدهند در مقايسه با دانش آموزاني كه
اينگونه بازيها را انجام نمي دهند بيگانگي اجتماعي فرهنگي شان بيشتر است.
4 دانش آموزاني كه بازي كامپيوتري انجام ميدهند در مقايسه با دانش آموزاني كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند مشاركت اجتماعي شان بسيار كمتر است.    
5دانش آموزاني كه بازي كامپيوتري انجام ميدهند و دانش آموزاني كه اينگونه بازيها را انجام نمي دهند بلحاظ تحصيلي وضعيت يكسان و مشابهي دارند.   
6با توجه به نتايج بدست آمده از موارد بالا مي توان نتيجه گيري نمود كه كودكي كه با انجام بازيهاي كامپيوتري دست به خشونت و پرخاشگري ميزند نسبت به اصول ارزشها هنجارها و بسياري از نمودهاي فرهنگ خودي احساس بيگانگي مي كند و نهايتا در امور اجتماعي كمتر مشاركت مي كند و. . . نمي تواند كودك مورد انتظار نظام فرهنگي اجتماعي حاكم باشد تصور كنيم بازيهاي كامپيوتري با همين روند (بلحاظ موضوع و محتوا و.. . ) در جامعه گسترش يابند و به شكل مسلط بازي در ميان كودكان و نوجوانان اعم از شهري و روستايي تبديل شوند (كما اينكه تا حدود زيادي نيز اين امر درحال تحقق است ) نتيجه حاصله عبارتست از وقوع فاجعه اي در ابعاد ملي.        
7همچنانكه عنوان شد كودك در فرايند انجام بازي كامپيوتري هم مي شنود هم مي بيند و هم با تصاوير و اطلاعات كار مي كند نتيجتا ميزان يادگيري و تاثيرپذيري وي به بالاترين حد ممكن ميرسد بنابر اين اگر بازيهاي كامپيوتري بلحاظ موضوع و محتوا با الگوهاي فرهنگي اجتماعي كودك هماهنگ باشد ميتوان آنرا بعنوان ابزاري اساسي در جهت فرهنگ پذيري و جامعه پذيري كودكان و نوجوانان مورد استفاده قرار داد. براين اساس تا زماني كه نتوانيم تكنولوژي طراحي و توليد اينگونه بازيها را بدست
آوريم همواره بايد از آثار و عواقب اجتماعي اينگونه بازيها هراسناك باشيم.         
8تحقيق حاضر برحسب ضرورت و بدلايل مختلف از جمله كمبود منابع محدوديت زماني محدوديت مالي و.. به شكلي كه ملاحظه شد انجام گرفته است براين اساس پيشنهاد مي گردد ابعاد و جهات گوناگون بازيهاي كامپيوتري بلحاظ ساختار محتوا اثرات و.. . ) در سطحي گسترده تر مورد توجه و بررسي قرار گيرد و در همان حال در جهت دست يافتن به نتايجي صريح واقعي و مطمئن در مورد اثرات و پيامدهاي اجتماعي بازيهاي كامپيوتري تا حدامكان از روشهاي تجربي استفاده گردد.
منابع و ماخذ فارسي       
 كامپيوتر و بچه ها انتشارات smas ترجمه محسن و محمدرضا محمداصغري تهران انتشارات بعثت چاپ دوم 1375
2بازيهاي ويديوئي غول جديد عرصه نمايش و سرگرمي قيليپ المردويت محمود نادعلي اطلاعات هفتگي شماره 2641 28 مهرماه 1372
 كودكان و اسباب بازيهاي جنگي بنجت تلين ترجمه فاطمه قاسم زاده ماهنامه جامعه سالم سال دوم شماره هفتم ديماه 1371
 كاوشي پيرامون سرگرمي و بازيهاي جديد كودكان و نوجوانان روزنامه كيهان شماره 16240 دوشنبه 18 خرداد 1377
5نقش بازيهاي الكترونيكي در انحراف رفتاري كودكان روزنامه جمهوري اسلامي شماره 5557 يكشنبه 25 مرداد 1377
6قاچاق محصولات فرهنگي در تهران نوذر امين صارمي مركز پژوهشهاي بنيادي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي 1375
7كودكان در محاصره كامپيوتر تلفن تلويويزون و بازيهاي كامپيوتري سوفي كواينار ترجمه فيروزه ديلمقاني مجله سروش شماره 634 ديماه 1371
8پيامدهاي فرهنگي استفاده از اسباب بازيهاي نامناسب تهران فرهنگ و ارشاد اسلامي چاپ اول
1376
9نظامهاي چند رسانه اي مجيد محمدي تهران نشر قطره چاپ اول
1376
10بازيهاي كامپيوتري و كودكان و نوجوانان عليرضا ملازاده ماهنامه پيوند شماره 201 202 203
تابستان 1375
11جنگ بازيهاي ويديويي به صفحه كامپيوترهاي شخصي كشيده مي شود روزنامه هرالدتريبون بين المللي 15 مارس 1996 ترجمه ناصر ناصواني مجله سروش سال هيجدهم شماره 790 26 خرداد
1375

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 22:20  توسط عبدالله روشنایی   | 

خانواده واعتیاد

خانواده واعتیاد

سوء مصرف واعتیاد به مواد مخدّریکی از بلایای بزرگی است که بشر امروزدرهمه جای جهان باآن دست به گریبان است .باندهای عظیم قاچاق مواد مخدردرهمه ی کشورهاازجمله درنزدیک کشورماپایگاههایی دارند وبه تجارت اهریمنی خود که دومین تجارت پرسود دنیاست مشغول هستند .

درکشور ماتریاک وحشیش مهمانانی که از قرنها پیش خانگی شده اند دردهه های اخیرهمه گیر شده ومصیبت های بزرگی ایجاد کرده اند .میلیونها نفردرکشورمابامعضل موادمخدردست به گریبانند،میلیون ها زن تباهی همسرشان راروزانه پیش رو می بینند ودم بر نمی آورند ومیلیونها کودک ونوجوان زیر سقف های پردود زندگی می کنند وتباه می شوند.سن اعتیاد روبه کاهش رفته وبه نوجوانی رسیده است .یک سوم طلاق های ثبت شده به دلیل اعتیاد است وشصت درصد از فضای زندانها رامعتادان اشغال کرده اند ،هزاران نفردرراه مبارزه با این بلای اهریمنی جان باخته اند.بی کاری ،ایدز ،فحشا،افسردگی وصدها معضل دیگر با اعتیاد مرتبط است وسوغات های جدید مثل قرص شادی یا اکستازی درحال گسترش دربین جوانان ونوجوانان است .

خانواده یکی از مهم ترین نهاد هایی است که می تواند با علل وعوامل به وجود آورنده اعتیاد،وراههای مبارزه با آن آشنا شود وبااجرای برنامه های صحیح ،شیوه هایی را درپیش گیردکه روند نزولی اعتیاد به مواد مخدر را شاهد باشیم .

 از مطالعاتی که درکشورهای مختلف دنیا ازجمله مکزیک وایرلند انجام شده به نظر می آید بدی کارکرد زندگی خانوادگی عامل مهمی برای اعتیاد به مواد مخدر می باشد برعکس وجودزندگی خانوادگی باثبات وحمایتی – غالباًولی نه همیشه- یک عامل «حفاظتی»مهم به شمار می آید.

علاوه برآسیب های بالقوه ای که مصرف مواد مخدربرسلامتی فرد به عنوان مصرف کننده برجای می گذارد ممکن است این خطربرای نزدیک ترین کسان مصرف کننده (همسر،والدین ، فرزندان و...)هم وارد شود خطر برای دیگران می تواند دررابطه با سلامتی شان ،یا ازراه مجموعه ای از خطرها به صورت اثر مختل کننده برزندگی خانوادگی باشد.والدینی که مصرف مواد مخدرداشته اند ممکن است ناخواسته الگویی راایجاد کنند که فرزندانشان ازآن الگو پیروی کنند چنانکه ثابت شده نگرش والدین نسبت به مواد مخدر ومصرف مواد مخدر توسط آنان می تواند تأثیری قوی برفرزندان داشته باشد کودکانی که درسالهای کودکی شاهد توزیع ومصرف مواد مخدر بوده اند احتمال بیشتری دارد که خود نیز مواد مخدر مصرف کنند این روند با بیشتر بودن میزان شیوع درمناطق حاشیه ای شهرهای بزرگ – که فعالیت های مرتبط با قاچاق مواد مخدر درآنها بسیار به چشم می خورد بارها نشان داده شده است .

عواقب سوء مصرف مواد مخدر

دزدی وبزهکاری ،روی آوری به فحشا جهت تامین هزینه ها،

آسیب دیدن ارتباطات جنسی معتادان که منجر به طلاق می شود ،افزایش هزینه ها، دشواری های شغلی ،استرس های عاطفی.تاثیر روی جنین زنان بارداروغیره..........

نویسنده: عبدالله روشنایی ( کارشناسی ارشد علوم اجتماعی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 22:16  توسط عبدالله روشنایی   | 

فلسفه ی پول در جامعه شناسی

فلسفه ی پول در جامعه شناسی

 

حرص پول، به عوض جست‌و‌جوی از چیزهای واقعی، به دنبال چیزهای ناملموس و نامحسوس می‌گردد که تا بی‌نهایت گسترش می‌یابند و هیچ حد و مرز بیرونی یا درونی نمی‌شناسند.

هرجا که خبری از موانع و تعلقات بیرونی عینی نباشد، حرص به صورتی کاملا بی‌شکل و با شدت و حدتی فزاینده بیرون می‌ریزد؛ این است علت سنگدلی و خشم‌آلودی فوق‌العاده‌ای که در بحث و جدل‌های مربوط به ارث و میراث موج می‌زند ، هیچ‌یک از طرفین دعوا راغب نیست به‌نحوی ماتقدم دعوی دیگری را به رسمیت بشناسد از طرف دیگر، هرچه فاصله ارزش‌ها با نیازهای ابتدایی بیشتر باشد، تقاضای آنها کمتر برحسب یک نیاز طبیعی سنجیده می‌شود و نسبت به مقدار در دسترس‌شان مدت زمان بیشتری بدون تغییر می‌ماند. پول با توجه به اینکه نه فقط ضروری‌ترین بلکه غیرضروری‌ترین نیازهای زندگی را برآورده می‌سازد، اضطرار شدید یا میل مفرط را با نامحدودبودن همه‌جانبه آن پیوند می‌زند. در دل خویش حامل ساختار نیاز به تجملات است؛ چراکه هر محدودیتی بر میل به خود را کنار می‌زند که تنها به میانجی رابطه مقادیر مشخص با ظرفیت ما برای مصرف‌کردن، ممکن خواهد بود. با این ‌همه، پول برخلاف فلزی گرانبها که در ساخت جواهرات به کار می‌رود، نیازی ندارد میل نامحدود به خود را با فاصله‌گیری فزاینده از نیازهای آنی و مستقیم متعادل کند، زیرا پول، همبسته اساسی‌ترین نیازهای زندگی هم شده است.

زیمل قبل از اینکه یک جامعه شناس باشد یک فیلسوف بوده و تربیت آکادمیک او نیز فلسفه بوده است .. بعلاوه تمایز میان فرهنگ عینی و ذهنی او نیز برگرفته از تمایز میان عین و ذهن در فلسفه کانت بوده است . با این حال نمی توان تاثیراتی که ایده آلیستهای آلمانی ، بخصوص نیچه ونیز مارکس بر او داشته اند را نادیده گرفت. زیمل زندگی را یک جریان مداوم و مستمر می دانست که همواره در خود نوعی دیالکتیک را جای داده است . در همین راستا ، زیمل از دوگانگی نهفته در زندگی اجتماعی انسان سخن می گوید. این امر بویژه در کتاب “فلسفه پول ” و مقاله “کلان شهر و زندگی ذهنی ” او آشکار است.. این اشکال در شکل عینی خود چیزی جدای تک تک افراد جامعه قرار می گیرند . و هستی مستقل خود را پیدا می کنند . زیمل بر این عقیده است که در جوامع مدرن امروزی با افزایش شدت تقسیم کار، تعداد حلقه های اجتماعی که یک فرد می تواند به آنها بپیوندد و رواج اقصاد پولی ، میان فرهنگ عینی و ذهنی شکاف عمیقی بوجود آمده است . از نظر زیمل فرهنگ عینی در دوران مدرن راه به سوی استقلال و جدایی هر چه بیشتر از فرهنگ ذهنی می برد زیمل این امر را تراژدی دوران مدرن می خواند . به بیان دیگر به علت رشد سریع تر فرهنگ عینی ، آن بر فرهنگ ذهنی پیشی گرفته و آنرا تحت انقیاد خود در می آورد. در نتیجه فرهنگ عینی به تمدن یا تکنیک صرف تبدیل می شود و ارزشهای انسانی خود را از دست می دهد. زیمل این امر را عینیت یافتن ذهن انسانی می نامد.

“به نظر او این امر فاجعه تمدن مدرن می باشد چرا که در پی آن آفرینشهای خلاقانه افراد هنگامیکه وارد عرصه فرهنگ عینی می شوند چنان تسلبی پیدا می کنند که فرد نمی تواند آنها را در خود جذب کرده و با خود سازگار سازد . همین امر سبب تهی شدن جهان زیست انسان از ارزشها می شود . زیمل شکاف بوجود آمده میان فرهنگ عینی و ذهنی را ناشی از تقسیم کار فزاینده در دوران مدرن می داند این تقسیم کار فزاینده فرد و محصول او را جزیی از فرهنگ عینی کرده و محصول کار فرد جزیی از یک کالای اقتصادی می شود که ربطی به ارزشهای ذهنی و فرهنگی او ندارد و در نتیجه فرد با آن احساس یگانگی نمی کند. در این میان پول عامل تشدید کننده این فرایند می باشد در واقع زیمل میان پول و تقسیم کار رابطه ی مکملی می یابد. پول امکان تقسیم کار فزاینده تر را در دوران مدرن فراهم آورده است. و با بوجود آوردن اقتصاد بازاری مبتنی بر خود سبب پیشی گرفتن فرهنگ عینی از فرهنگ ذهنی گردیده است.

زیمل در مقاله “کلان شهر و زندگی اقتصادی” چگونگی شکل گیری فرهنگ عینی را در رابطه با پول و فضای شهری جدید و مقتضیات زندگی در چنین فضاهایی را بررسی کرده است. از نظر او کلان شهر فضای ناب تبلور فرهنگ عینی می باشد او رابطه ی تنگاتنگی میان پول و هوش“intelligent” در زندگی شهری می یابد. او علاوه بر برشمردن امکاناتی که کلان شهرها با توجه به این دو عنصر برای انسان مدرن فراهم می آورند اثرات منفی و مخربی که آنها در بر دارند را تشریح می کند ,به نظر او در دوران مدرن پول به هم به وسیله و هم به هدف خود تبدیل شده است. او در تحلیل پول به اندیشه های مارکس و نیچه بسیار نزدیک می شود. به نظر او در نظام جدید مبتنی بر اقتصاد پولی ، تمامی امور ذاتی و معنوی به امور قابل مبادله و اندازه گیری و سنجش پذیر بدل می شوند . به عبارت دیگر پول به نماد ارزشها تبدیل می گردد و همه چیز را قابل مبادله می کند . در کنار شکل گیری اقتصاد پولی جدید ، او به پدید آمدن نوعی ذهن خلاق و باریک بین و محاسبه گر اشاره می کند که لازمه ی اقتصاد پولی و زندگی در چنین نظامی است. انسان شهر نشین محاسبه گر، وقت شناس و دقیق است و تنها توجه خود را به اموری معطوف می کند که رضایت و خشنودی او را براورده سازد. پس می توان گفت پول در زندگی شهری نمادی از زندگی اقتصادی است و هوش نیز نمادی از زندگی ذهنی در دوران مدرن است. “۱

به طور خلاصه می توان گفت که ؛ از نظر زیمل تصمیمات و خواست افراد توسط قدرت اقتصاد و یک سری قوانین عینی که کارسامان دادن به توزیع ثروت در چنین نظامی را به عهده دارند محدود می شود. می توان گفت که آنچه که مارکس بیگانگی انسان از محصول کار خویش می نامد زیمل به بیانی دیگر عینیت یافتگی فرهنگ انسانی نامیده است. با این حال تفاوت های بسیاری در اینجا وجود دارد که نمی توان به آسانی از کنار آنها گذشت. نخست آنکه ؛ مارکس فرایند جدایی میان انسان و ساخته هایش را پیکره ای اجتماعی جای می دهد ، به بیان دیگر علت این امر را در نظام اجتماعی ای که ساخته ی دست اقتصاد سرمایه داری است جستجو می کند در حالیکه زیمل این مساله را ناشی از نمودهای ذهن و عینیت یافتن آنها در نظر می گیرد. دوم آنکه ، بر خلاف مارکس که مساله بیگانگی انسان را امری تاریخی و مختص به دوران سرمایه داری در نظر می گیرد، زیمل تمایز یافتن فرهنگ عینی از فرهنگ ذهنی را سرنوشت مختوم تمامی تمدن های پیشرفته در نظر می گیرد و آنرا را برای جامعه بشری گریز نا پذیر می داند . زیمل تضاد و کشمکش را جز جدا نا شدنی و ذاتی جوامع انسانی می داند و بر این نکته پافشاری می کند که هیچ راه حل نهایی برای پایان به آنها وجود ندارد و یادآوری همین نکته ما را به سومین اختلاف اساسی نظریه او با مارکس رهنمون می سازد، زیمل هیچ اعتقادی به امکان شکل گیری جامعه ای آرمانی نداشت و همواره به اندیشه های یوتوپیایی به دیده ی تردید می نگرد از این نظر می توان اندیشه او را با وبر همخوان دانست.با این وجود زیمل سعی داشت با بکارگیری نوعی دیالکتیک نسبی گرایانه در فراسوی صورتهای اجتماعی قرار بگیرد و از این طریق یگانگی نهایی زندگی را در نظر بگیرد. در این خصوص می توان گفت ، در اندیشه زیمل شاید از میان بردن این دوگانگی امکان پذیر نباشد اما شاید بتوان شکاف ژرف میان فرهنگ عینی و ذهنی را کاهش داد و تاخر بوجود آمده در فرهنگ ذهنی را به گونه ای جبران کرد تا شاید بتوان به جامعه ای انسانی تر دست یافت.

 

“امروز جامعه شناسان زیمل را به عنوان یکی از بنیانگذاران رشته خود به رسمیت می شناسند، در حالی که زیمل شخصاً خود را فیلسوف می دانست؛ به سبب همین دغدغه خاطر است که عنوان یکی از مهمترین کتاب های خود را «فلسفه پول» گذاشته است نه «جامعه شناسی پول»! و در آن بر محور «پول» چون «پدیده اجتماعی کامل» به نقد روابط اجتماعی در جامعه مدرن می پردازد.

زیمل را معمولاً «جستارنویس» معرفی می کنند که مسائل گوناگون زندگی روزمره را با نگاهی دقیق و تحلیلی موشکافانه بررسی کرده است، اما پراکندگی موضوع هایی که زیمل به آنها پرداخته است نباید ما را از وحدت عمیق آثارش غافل کند، چراکه زیمل صورت های گوناگون کنش متقابل میان افراد و آگاهی هر فرد به عضویت در گروه اجتماعی را نه تنها زمینه ساز ظهور جامعه بلکه عین «جامعه» می داند. جایگاهی که نویسنده برای زیمل در تاریخ تفکر جامعه شناسی قائل است موقعیتی است میان مارکس و وبر و این حلقه ارتباطی را کتاب «فلسفه پول» زیمل دانسته و می نویسد: «اگر پیش تر کتاب سرمایه «مارکس» نوشته نشده بود، احتمال کمی وجود داشت که فلسفه پول نوشته شود و اگر پیشتر فلسفه پول نوشته نشده بود، اقتصاد و جامعه وبر به دشواری نوشته می شد.”۲

جورج زیمل به داشتن یک دیدگاه و رویکرد خردگرایانه مشهور می باشد و اساسا خصیصه جامعه شناسی زیمل جزء نگری است که این تاثیر بسیار مهمی در توسعه و تحقیق در گروه های کوچک کنش متقابل نمادی و نظریه مبادله گذاشته است.

«فریز بی» اعتقاد دارد که خرد کردن جامعه شناسی به مقولات روان شناختی موجب شده که جامعه شناسی زیمل نه تنها برای پیروان کنش متقابل نمادی بلکه برای روان شناسان اجتماعی نیز جذاب باشد.خرد ترین کار زیمل صورت های کنش متقابل است و با افرادی که در کنش متقابل در گیرند سرو کار دارد وی توجه خود را به این امر چنین بیان کرده است .

«ما در این جا با یک فرایند مولکولی خردنگر در رفتار انسانی روبروییم یعنی گفتار ،این فرایند ها رویداد های واقعی هستند که به واحد ها و نظام های جامعه جهانی و کلان متصل هستند انسان ها به یکدیگر می نگرد و نسبت به یکدیگر رشک می ورزند، با هم شام می خورند یا نامه رد و بدل می کنند ، از فعالیت های نوعدوستانه به قدر دانی می کنند …..،مثال هایی از روابط میان انسان هاست این روابط ممکن است زودگذر یا دائمی باشد ،آگاهانه یا ناآگاهانه ،زودگذر یا با نتایج سنگین باشد اما کنش های متقابل بعنوان اتم های جامعه که تنها از طریق جزء نگری روان شناسانه قابل وصول است معرفی می شود »۳

زیمل به کنش های متقابل اجتماعی میان کنش های متقابل بی شمار و غیره می باشد و در این جا زیمل دیدگاه میکرو سکوپی و ذره گرایانه خود را طرح می کند . امر روزمره از نظر زیمل در علوم اجتماعی همانند سلول های در علوم طبیعی هستند چنین رویکرد ذره گرایانه ای است که مواجهات زندگی روزمره را به مثابه پایه های بنیادین و اصیل زندگی شکل میدهد از نظر وی امر روزمره به کمک تعاملات شبکه ها و نیرو های اجتماعی منعکس می شود .

فلسفه پول زیمل در کتاب فلسفه پول از جنبه های تئوریک و فلسفی از یک سو و به صورت خاص از ارزش از سوی دیگر می نگرد و تاثیر آنرا در دنیای درونی کنشگران و کلا در فرهنگ عینی گرایی مد نظر قرار داده است

«تراژدی فرهنگی» یکی از مسایل بسیار مهمی که زیمل آنرا در زندگی روزمره دنبال می کند که درآن دستاورد ها و کالا های عینی هویتی مستقل از آدمی می یابند . هر چه جامعه رشد می کند و فرهنگ عینی گسترش می یابد شکاف میان فرهنگ عینی و ذهنی برجسته می شود.

پول در عقلانی شدن زندگی روزمره از طریق اهمیت دادن به تفکر و هوشمند ی در دنیای جدید دخالت دارد اقتصاد پولی موجب افزایش روابط غیر شخصی در میان انسان هاست . پول پیوند ها و وفاداری ها ی مبتنی بر خون و خویشاوندی را سست می کند . پول به پیشبرد محاسبات معقول امور یاری می رساند و باعث پیشرفت تعقل می شود .

در شهر بزرگ ما دائما با تغییرات حسی و دگرگون کننده بمباران می شویم ،هزاران انسان در حال گذر ، سریع ،ترافیک سنگین،فعالیت های بیشمار ،تابلو های فروشگاهها ،آگهی ها و همه توجه ما را جلب می کند . بقاء در چنین جهانی بدون شکل دادن به نیروی عقلانی امکان پذیر نیست .

کلان شهر و ذهن شهری با اقتصاد پولی عمیقا پیوند یافته اند. پیچیدگی زندگی شهری ما را مجبور به وقت شناسی ،حساب گری و دقت می کند و جهان را به یک مسئله ریاضی تبدیل می کند در شهر افراد از لحاظ فیزیکی به هم نزدیکند ولی از لحاظ روان شناختی از دیگران جدا و مستقل است. به جای توجه و فکر به ساختارهای زندگی بهتر است به تجربه های افراد توجه کنیم .(تامل بیشتر به تجربه های زندگی روزمره ) نکته دیگر این که صرفا توصیف تجربه ها نیست بلکه به نقد زندگی روزمره نیز بپردازیم نا از طریق تجربه ها به کلیت زندگی برسیم .

ارزش با بحث زیمل شروع شد ارزش کیفیتی را مشخص میکند که از جهان طبیعی منشا نمیگیرد بلکه نمیتوانیم بر روی آن ارزش بگذاریم چرا که یک چیز اضافه شده به شی است که توسط ما امتیاز به آنها داده میشود وبر اساس آنچه من میل دارم ومیخواهم وبه نظر من خوب میآید با ارز ش است وشاید از نظر دیگران بی ارزش باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 22:15  توسط عبدالله روشنایی   | 

دیدگاههایی پیرامون مفاهیم ارتباط واطلاع

بخش اول

دیدگاههایی پیرامون مفاهیم ارتباط واطلاع

1-      مفهوم ارتباط در نظر دنیس لانگلی ومیشل ؟  ص 16

2-      ژان مزون نو ارتباط را شامل چه سوالاتی می داند ؟ 16

3-      تفاوت ارتباط واطلاع را بنویسید ؟ ارتباط لغت درلغت به معنای پیوند دادن وربط دادن است ولی اطلاع با ارتباط تفاوت دارد زیرا هراطلاع رسانی نوعی ارتباط است ولی هر ارتباطی اطلاع نیست اگردرارتباطی اخبار وحرف های تازه ای ردوبدل شوداطلاع صورت گرفته است .

4-      هر نظام اطلاعاتی باید سه نیاز عمده را براورده کند 1- به استفاده کننده بگوید اطلاعاتش را از کجا به دست اورده 2- استفاده کننده هرلحظه که بخواهد اطلاعاتی را به دست اورد ان اطلاعات باید به او برسد 2- ان که هر زمان استفاده کننده تعیین کرد به خواست های او پاسخ دهد  

فصل سوم

فرایند ارتباط

1-      مفهوم فرایند را بنویسید؟   ص23

2-      عناصر ارتباط را نام ببرید؟ 1- مبدا پیام 2- خود پیام 3- مقصد پیام 4- بازگشت پیام 5- کانال یا مجرا

3-       از نظر مزون نو محیط پیام شامل چه عوامل روانی واجتماعی است ؟1 – موقعیت پیام دهنده وپیام گیرنده 2- نگرش های پیشین وادارک همزمان پیام 3- فرستنده وگیرنده پیام

فصل چهارم

انواع ارتباط

1-      ارتباطات از لحاظ محتوا وکارکرد به چه گروههایی تقسیم بندی می شود ؟1- ارتباط خصوصی وبدون واسطه  مثل ارتباز بین دونفر یا ارتباط بین گروههای کوچک 2 – ارتباط جمعی که همان ارتباط از طریق ابزار های مهم اطلاعاتی است 3- اتباط نوشتاری 4- غیر نوشتاری 5- ارتباط ملی 6- ارتباط فرا ملی 7- ارتباط کلامی 8- غیر کلامی 9- ارتباط انسانی 10 – ارتباط ابزاری 11- ارتباط رمانی 12- ارتباط غیر زمانی 13- سازمانی 14- غیر سازمانی 15- ارتباط نمادین

2-      ارتباط جمعی را تعریف کنید؟ انتقال اطلاعات از طریق وسایلی مانند کتاب روز نامه و.... برای گروه غیرمحدودی از مردم  با سرعتی زیاد ارتباط جمعی نام دارد

3-      ویژگی های ارتباط جمعی را بنویسید ؟ ص 30

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 22:0  توسط عبدالله روشنایی   | 

بخش چهارم درس مبانی ارتباطات اجتماعی

فصل اول

بخش چهارم

 

1-    تعریف نقش از دیدگاه پارسونز   ص 105

2-    نقش وپایگاه 106

3-    مهم ترین کارکردهای وسایل ارتباط جمعی   ؟فرهنگ سازی ، آموزش-  اطلاع رسانی – ایجاد مشارکت اجتماعی

4-    تعریف اموزش 109

5-    نظرات مختلف در موردتفاوت  اموزش وپرورش وارتباط ؟   - آموزش میراث اجتماع رامتقل می کند – آموزش ایجاد آگاهی موثر می کند – افراد را برا ی تصدی پست های مختلف آماده می کند – مدرسه باید محیطی ارام تدارک ببیند – امکان تفکر وانسجام فکری را فراهم ببیند-  ولی ارتباط دانش روز را دراختیار مردم قرار می دهد – ارتباط باید درخدمت فراغت وتبادل وتفاهم بین المللی باشد- ( در کل رسانه ها چه عامدا وچه غیر عمدی برنامه ریزی شوند اموزش دهنده هستند چون مردم از انها تاثیرمی بینند ورسانه ها فراهم اورنده ی دانش وشکل دهنده ی ارزش ها هستند

6-    پس می بینمیم که نقش رسانه در اموزش بسیار حائز اهمیت است به گونه ای که رسانه ها با انتشار اطلاعات  واگا هیها آموزش رسمی را از انحصار مدرسه درامورده ودر پاره ای موارد در کنار اموزشگران ،اساتید ودانشجویان قرار می گیرند ونقش تکمیلی اموزش را بدون هیچ محدویت تکمیل می سازند .

7-    وظیفه تلویزیون اموزشی تلویزیون امریکا وعلل شکست آن  ؟111

8-    راه حل دولت انگلیس در برابر شکست برنامه اموزشی تلویزیون ؟   -استفاده از معلمین کار امد – اختصاص کانا ل های بیشتر برای پخش برنامه های اموزشی واستفاده از مواد گرافیکی  - تولید برنامه های تلویزیونی

9-    برنامه ها ایران برای اموزش از طریق تلویزیون ؟ تولید وعرضه ی فیلم اموزشی توسط مرکز پژوهش هنری ونمونه سازی آموزش وپرورش در سال ها یقبل وبعد انقلاب – ساخت برنامه مکمل اموزشی در وپخش ان در تلویزیون ورادیو

10-                       چهار ویژگی  عمده برنامه های اموزشی رادیو تلویزیون   ص 115

11-                       نقش رادیو تلویزیون به طور خلاصه شامل موارد زیر است ؟

-         ایجاد انگیزه در دانش آموزان از طریق اوردن دنیای بیرون به کلاس در س

-         دادن اطلاعات کلی وجزیی  در مورد مسائل مختلف وتسهیا در امر یاد گیری

-         جلب نظر معلمان ومدیران از طریق تطبیق برنامه اموزشی خود با مواد درسی وکمک رسانی به معلمان در امر اموزش

-         رادیو تلویزیون بر خلاف مدرسه کلیه اقشار مردم را در هر زمان ومکانی تحت پوشش قرار می دهد

-         رادیو تلویزیون برخلاف مدرسه تمامی عمر افراد را تحت پوشش قرار می دهد

موفق باشد عبداله روشنایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 9:55  توسط عبدالله روشنایی   | 

روش های تحقیق در علوم اجتماعی 2

روشهای تحقیق در علوم اجتماعی

برای انجام درست تحقیق باید دانست یک تحقیق درست کدام است.و برای برانگیختن شوق جامعه شناختی در خود باید طرحها تحقیقی ماندگار و برجسته بسیاری را بخوانید.
دراینجا شما را با چند نمونه از روشهای عمده که در تحقیقات اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرند.آشنا می کنم.           
سه روش عمده درتحقیقات اجتماعی است .که عبارتند از:       
1-تحقیقات پیمایشی    
3-تحقیقات میدانی      
حال به اختصار و اجمال این تحقیقات را معرفی میکنم.
تحقیقات پیمایشی        
توصیفی است از نگرش و رفتار جمعیتی بر اساس انتخاب نمونه ای تصادفی و معرف از افراد ان جمعیت و پاسخ آنها به یک رشته سوال.و محققان اجتماعی می کوشند با استفاده از این تحقیقات پیمایشی به تبیین پدیده ها پرداخته و صرفا به توصیف آن بسنده نکنند.که در چنین مواردی فرضیه هایی برای تبیین ساخته شده تابا مرتبط گرداندن پاسخ سوالات مختلف به یکدیگر به آزمون کشیده شوند.
تحقیقات آزمایشی       
کوششی است برای تبیین نحوه کنش بخش خاصی از واحد اجتماعی که تحت تاثیر تمهید آزمایش قرار می گیرد.این روش شامل ایجاد وضعیتی است کنترل شده که در آن افراد مورد بررسی تحت عنوان گروه آزمایش در معرض محرک آزمایش قرار می گیرند.واکنش این افرادبا دسته ای از افراد دیگر که گروه کنترل خوانده می شوند .مقایسه می شود.دراین آزمایشها با انتصاب تصادفی افراد گروه آزمایش و گروه کنترل تاثیر احتمالی تفاوت افراد بین دو گروه خنثی می شود.   
تحقیقات میدانی
تلاشی است برای درک و شناخت نحوه عمل یک واحداجتماعی تام نظیر یک گروه یا سازمان یا اجتماع یا مناسبات درونی آن.محققانی که از این روش استفاده می کنند با شرکت در زندگی با شرکت در زندگی اجتماعی روزمره واحداجتماعی تام و آمیزش با مردم آن می کوشند حضوشان تغییری در محیط ایجاد نکند.سپس با دقت به مشاهده امور پرداخته؛مشاهدات خویش را یادداشت کرده؛سعی می کنند تا به درک آن محیط اجتماعی نائل آیند.
با این توصیفات مختصر پیداست که هر یک از این روشهای تحقیق متضمن اقداماتی بس متفاوت بوده ومستلزم مهارتها و حساسیت های مختلفی است.من باب مثال تحقیقات میدانی غالبا برای کندو کاو بخش هایی ار حیات بشر صورت می گیرد.چه بسا عرصه مورد مطالعه برای محقق کاملا بیگانه باشد.مانند هنگامی که انسان شناسان به مطالعه فرهنگهای ناشناخته میپردازند.یا محیط آشنایی باشد که محقق در انجا در پی کسب بینش تازه ای است .مطالعات میدانی معمولا با سوالات باز آغاز می شوند؛با چشمانی باز و بی قرار که مشتاقانه به هر سو می چرخند تا مبادا چیزی از نظر بیندازند.محقق باید بس تیز بین باشد .اما مزاحم و مخل نباشد.و با آغوش باز به شناخت وضعیت های نامالوف بشتابد اما دچار گمراهی نشود    .
پاره ای از دانشمندان اجتماعی بر آنند که تنها شیوه معنا دارمطالعه رفتار انسان مشارکت در محیط اجتماعی است.مطالعاتی که برکل یک واحد اجتماعی متمرکزند.و محقق به دنبال درک عمل آن واحد اجتماعی در شرایط عادی است.مطالعات میدانی مشخصه انسان شناسان است .تحقیقات انسان شناسان ابتدا منحصربه اقوام ناشناخته و بیگانه بود.سپس همان اصول تحقیق را برای مطالعه گروههای آشنا و محیط های خویش بکار بردند.و بسیاری از جامعه شناسان به کار میدانی روی می آورند.کار میدانی مشخصهاولین جامعه شناسان آمریکایی است.که حیات شهری را مطالعه می کردند.و بعدا به منزله شیوه مطالعه موضوعاتی چون ؛محله،گروه های قومی ونیز نهادها(نظیر مدرسه) و سازمانها باقی ماند.درمطالعات میدانی نقش محقق حائز اهمیت اساسی است.شرح و توصیف مطالعات میدانی بر حسب محیط مورد مطالعه وماهییت نقش محقق درآن محیط فرق می کند.اما در حال محقق برای شناخت واحد اجتماعی موردنظر به مشاهده عمیق و طولانی
و کنش متقابل در آن محیط می پردازد.و چراغ راه مخقق رشته ای از ملاحظات عام است.
طرحهای آزمایش اما کاملا به گونه ای دیگر است.در چنین مطالعاتی محقق با ایجاد وضعیت(محرک) کاملا سنجیده ای که باعث واکنش می گردد در پی شناخت بخش کوچکی از رفتار و واکنش بر میآید قضیه(اگر....آنگاه...)که نشان می دهد چگونه محرکی باعث واکنشی می شود یک فرضیه است.به عبارت دیگر محور آزمایش محدود بودن آن به آزمون فرضیاتی خاص است.دراینجا محقق در مقام آزمایشگر مسئولیت خطیری بر دوش دارد. ؛وی آزمایش به راه می اندازد.و می کوشدآن را تحت کنترل نگه دارد.تا آنچه مورد آزمون است واقعا همان موضوع مورد تحقیق باشد.
درمطالعات آزمایشی برای یررسی واکنش افراد یا گروههای تحت مطالعه(که غالبا بدانها آزمایش شوندگان اطلاق می شود)شرایط کنترل شده دقیقی به وجود می آورند.و واکنش این گروه آزمایش محور اصلی مطالعه آزمایشی است.مطالعات آزمایشی را می توان هم در آزمایشگاه انجام داد.وهم درمحیط طبیعی.درآزمایشگاه محققان قادرند. با دقت بیشتری شرایط آزمایش را به وجود آورند.اما تبدیل

آزمایشگاه به صورت آینه تمام نمای اوضاع و احوال واقعی کاری است بس دشوار.احتمالا در مطالعه آزمایشی در محیط طبیعی نمی توان رخدادهای جانبی و فرعی را مهار کرد.اما مزایای محیط واقعی چه بسا بر دشوارهای عظیم تمرکز صرف بر موضوعات خاص بچرخبد.
در تحقیقات پیمایشی نیز چه بسا فرضیات خاصی به آزمون کشیده شود.اما در این نوع تحقیقات غالبا اهداف دیگری نیز درمیان است

.مانند توصیف و تشریح خصوصیات نمونه انتخاب شده و سنجش وجود و آثار عوامل مختلف؛محقق پیمایش هم دارای تمهیداتی است :
یک رشته سوالات دقیقا طراحی شده(پرسشنامه)؛ گروه خاصی از افراد به منظور بررسی آنها و طرحی برای نحوه بررسی سوالات

 جهت دستیابی به نتایج مورد نظر.که در اینجا محقق باید حین گرد آوری پاسخها و ترکیب آنها از نمونه ای معین . بالاخره تحلیل

یافته ها کاملا منظم بی طرف و خشک و رسمی باشد.  
پیمایش غالبا با تعیین افرادی که نماینده و معرف گروه مورد بررسی اند و طرح سوالاتی
که باید از آنها پرسیده شود آغاز میشود.در ضمن باید افزود در پیمایش همواره لازم نیست افراد محور مطالعه باشند .بل گروه یا

سازمانها یا حتی کل جامعه را می توان محور مطالعه قرار داد.همچنین ازپیمایش می توان برای آزمودن تبیین های تصدیق شده

یانظریه ها وساختن نظریه های جدید سود جست.        
پیمایش ممکن است عمدتا توصیفی باشد.مانند نظر سنجی از مردم درمورد آراء شان در انتخابات آینده یا تایین نحوه رای دهی مردم در انتخابات گذشته.اگر از مردم بپرسند به چه کسی رای خواهند داد به سنجش نگرش مردم پرداخته اند.اگر بعد از انتخابات بپرسند به چه کسی رای داده اند رفتار ها را سنجید ه اند.پیمایش ممکن است سنجش تغییر نگرش نسبت به موضوع معینی باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 9:15  توسط عبدالله روشنایی   | 

نمونه گیری وروش های آن وتعیین حجم نمونه

روش های نمونه گیری وتعیین حجم نمونه

تعریف نمونه گیری :

 

نمونه گیری فرآیند انتخاب مشاهده ها و تعمیم نتایج مشاهده به کل جمعیت است.

 

دلایل نمونه گیری :

1.     صرفه جویی در وقت، انرژی و هزینه.

2.     جلوگیری از افزایش احتمال اشتباهات از قبیل اشتباهات پرسشگر و نیافتن پاسخگویان.

3.     نتیجه نمونه گیری به شرط رعایت اصول و ضوابط آن ، با نتایج همه پرسی یکی است.

 

تاریخچه نمونه گیری : 

نمونه گیری در علوم اجتماعی همگام با نظرسنجی سیاسی، توسعه یافته است.

مجله آمریکایی لیترری دایجست در سال 1920 اسامی افرادی را از دفترچه های راهنمای تلفن و فهرست اسامی دارندگان خودرو انتخاب و اقدام به ارسال کارت پستالهایی برای آنان نمود. سردبیران این مجله در این کارت پستالها این سؤال را مطرح کرده بودند که از بین دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری به کدام یک رأی خواهید داد. لیترری دایجست پس از دریافت پاسخها به درستی پیش بینی کرد که چه کسی برندة انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود. این مجله در دوره های بعدی انتخابات ریاست جمهوری حجم نظرسنجی خود را گسترش داد و پیش بینیهای آن در انتخابات ریاست جمهوری سالهای 1924، 1928 و 1932 درست از آب در آمد.

در سال 1936، این مجله برای ده میلیون نفر برگه های نظرسنجی فرستاد و دو میلیون پاسخ دریافت کرد. در این نظرسنجی 57 درصد شرکت کنندگان به آلف لندون و 43 درصد به روزولت رأی داده بودند. اما پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، نتایج کاملاً بر عکس بود و روزولت با 61 درصد آرا پیروز شده بود. اشتباه سردبیران لیترری دایجست در چهارچوب نمونه گیری آنها نهفته بود: دارندگان تلفن و مالکان خودروی شخصی. آنها نمونه ای از افراد ثروتمند را انتخاب کرده بودند.

 

 

اصطلاحات نمونه گیری :

1.     عنصر : واحدی که درباره اش اطلاعات جمع آوری می شود و مبنای تحلیل را فراهم می سازد.

2.     جمعیت : مجموعه افراد، اشیاء یا نمودهایی که یک یا چند صفت مشترک داشته باشند و یکجا در نظر گرفته شوند.

3.     چهارچوب : فهرست اصلی واحدهای نمونه گیری است که نمونه یا مرحله ای از نمونه، از آن انتخاب می شود.

4.     متغیر : صفات منحصر به فرد عنصرهای یک جمعیت را توصیف می کند.

5.     نمونه : زیرمجموعه ای از یک جمعیت است که برای استنباط ماهیت کل جمعیت انتخاب می شود.

6.     معرف بودن نمونه : همة اعضای جمعیت بخت یکسان برای انتخاب شدن داشته باشند.

تعیین حجم نمونه :

تعیین حجم نمونه بستگی به میزان دقت و اطمینان مورد نظر دارد که با فرمولهایی قابل محاسبه است.

دو عامل خطای نمونه گیری را کاهش می دهد :

1.     افزایش حجم نمونه.

2.     افزایش همگونی عنصرهای مورد انتخاب.

شیوه های نمونه گیری :

شیوه های نمونه گیری نسبت به مسائل مورد بررسی، متفاوت و تابع شرایط تحقیق است.

نمونه گیری غیر احتمالی :

1.     سهمیه ای : باید ساختار جامعه مورد مطالعه مشخص باشد و نیاز به اطلاعات روزآمد دارد. باید همان نسبتهایی که در جمعیت مورد مطالعه وجود دارد در نمونه انتخابی رعایت شود. مثال : افراد شاغل.

2.     گلوله برفی : برای جمعیتهای نادر که محل استقرار آنها مشخص نیست مناسب است. عناصری از یک جمعیت، محقق را به عناصر دیگر این جمعیت راهنمایی می کنند. مثال : افراد بی خانمان، مهاجران غیر قانونی.

3.     هدفمند یا قضاوتی : نمونه بر اساس قضاوت شخصی یا اهداف مطالعه انتخاب می شود.

نمونه گیری احتمالی (اتفاقی یا تصادفی) :

باید فهرستی از افراد یا عناصر جمعیت مورد مطالعه در اختیار داشته باشیم.

1.     ساده : از طریق قرعه کشی، استفاده از جداول اعداد تصادفی یا برنامه های رایانه ای.

2.     سیستماتیک یا منظم : ابتدا حجم جمعیت را بر حجم نمونه تقسیم می کنیم تا فاصله نمونه گیری بدست آید. سپس یک عدد اتفاقی را مبنای شروع قرار می دهیم و به اندازه فاصله نمونه گیری، افراد یا عناصر بعدی را انتخاب می کنیم تا نمونه مورد نظر کامل شود.

3.     خوشه ای : برای مناطق وسیع جغرافیایی که بدست آوردن فهرست کاملی از اجزای آن غیر ممکن است بکار می رود. در این روش نقشه مورد مطالعه را به بخشهایی تقسیم می کنیم سپس به روش اتفاقی ساده یا منظم از آن نمونه گیری می کنیم.

دستور العمل برای انتخاب بهترین نمونه : به حداکثر رساندن تعداد خوشه ها و کاهش تعداد عناصر هر خوشه.

نمونه گیری خوشه ای با احتمال متناسب با حجم : در این روش متناسب با حجم هر خوشه از آن نمونه گیری می کنیم.

4.     طبقه ای : برای جامعه آماری که ساخت همگن و متجانس ندارد استفاده می شود. این روش خطای نمونه گیری را کاهش می دهد. در این روش جمعیت مورد مطالعه را به زیرمجموعه های همگن تقسیم می کنیم. مثال : اعضای یک دانشگاه.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 9:11  توسط عبدالله روشنایی   | 

فرمت روش تحقیق کتابخانه ای

عنوان روي جلد :

باسمه تعالي

نام موسسه آموزش عالي يا دانشگاه

كار تحقيقي

جهت رفع قسمتي از نياز در درس (وصاياي امام خميني (ره)

( رشته ...........)

موضوع:.......................................

استاد راهنما:...................................

تهيه و تنظيم:........................................

ماه و سال

 

 

2- بعد از جلد ، عناوين روي جلد عينا در صفحه اول تحقيق تكرار ميشود.

3-بعد از آن صفحه چكيده تحقيق قرار ميگيرد. محقق مي بايد در دو الي سه صفحه چكيده تحقيق را به شرح جدول ذيل تنظيم نمايد :

چكيده تحقيق:

نام و نام خانوادگي محقق، موضوع تحقيق،كار تحقيقي جهت رفع قسمتي از نياز در درس ......................،موسسه آموزش عالي يا نام دانشگاه.

استاد راهنما..................................

طرح مساله:

(شامل چند سطر مقدمه – موضوع -  اهداف – سوالات تحقيق و براي مطالعات ميداني فرضيات تحقيق مي باشد)

روش اجرا:

مشخص كردن نوع مطالعه، روش جمع آوري اطلاعات و .........

يافته هاي پژوهش:

بيان آنچه كه محقق از طريق تحقيق به آن دست يافته است.

 

4- بعد از چكيده تحقيق صفحه (( تقدير و تشكر)) قرار مي گيرد كه در اين جا محقق از فرد، سازمان يا مجموعه اي خاص قدر داني مي نمايد.

5-بعد از صفحه تقدير و تشكر صفحه (( تقديم به)) قرار مي گيرد كه در اينجا محقق تحقيق خود را به فرد،  سازمان يا مجموعه اي خاص تقديم مينمايد.

6-بعد از آن صفحه فهرست مطالب قرار مي گيرد. كه طريقه تنظيم آن مانند جدول ذيل مي باشد:

فهرست مطالب

عنوان......................................................................................................................................................صفحه................................

 

7-بعد از آن پيشگفتار تحقيق قرار مي گيرد. در پيشگفتار محقق مي تواند فصول تحقيق خود را همراه با محتوا هر يك تبيين نمايد.

8- فصول تحقيق:

فصل اول: طرح مساله (كه شامل مباحث ذيل مي باشد )

-مقدمه

-بيان مساله

- اهميت و ضرورت تحقيق

-اهداف تحقيق

 - روش اجرا ( به طور مثال: كتابخانه اي)

فصل دوم: ادبيات موضوع ( شامل: )

-  تعريف مفاهيم ( واژگان كليدي)

-  سابقه و پيشينه  موضوع

فصل سوم: چارچوب نظري تئوريك

- ديدگاه هاي صاحب نظران و مكاتب مختلف

- آراء صاحب نظران و انديشمندان

- نقد و بررسي

فصل چهارم: خلاصه و نتيجه

- يافته هاي پژوهش

- كاربرد و پيشنهادها

 

9- بعد از فصل آخر ، صفحه ((فهرست منابع)) قرار مي گيرد كه محقق منابع به كار رفته در تحقيق را به ترتيب حروف الفبا و طبق دستور زير تنظيم مي نمايد:

نام خانوادگي: نام ، نام كتاب، جلد....، مترجم....، محل نشر....، ناشر ......،‌سال نشر......

 10-صفحه ضمائم :

در پايان تحقيق اگر مثلا عكسي يا سندي يا نقشه اي و ..... در خصوص موضوع وجود داشته باشد معمولا در قسمت گذارده مي شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 15:59  توسط عبدالله روشنایی   | 

مشخصات گزارش نهايي طرح هاي پژوهشي

 

 

 

 

دانشگاه آزاد اسلامي واحد بيرجند

معاونت پژوهشي

 

موضوع:

عنوان طرح بصورت كامل در اين قسمت نوشته شود

 

مجري طرح:

نام مجري بصورت كامل در اين قسمت نوشته شود

 

 

عضو هيئت علمي گروه/دانشكدة . . . . .  دانشگاه آزاد اسلامي واحد بيرجند

 

 

سال اتمام طرح بصورت زير نوشته شود:

سال 1384

 

مشخصات گزارش نهايي طرح هاي پژوهشي

1- روي جلد:

    الف: رنگ: زرشکی

    ب: نوشته‏ها: زركوب

    ج: طرح: بصورت زير:

 

 

 

 

 

 

 

 

     

 تذكر1: اگر عنوان طرح طولاني باشد پس از ثبت قسمتي از عنوان، سه نقطه (. . .) گذاشته شود.

       تذكر2: در مجلد كردن كادرهاي كشيده شده حذف شوند

 

2- ترتيب صفحات:

      صفحة 1: بسم الله الرحمن الرحيم

      پشت صفحة1: سفيد

      صفحة 2: دقيقاً مشابه روي جلد

      پشت صفحة 2: سفيد

      صفحة 3: تقدير و تشكر مجري از همكاران طرح و. . . . .

      پشت صفحة 3: سفيد

      صفحة 4: چكيدة طرح پژوهشي (حداكثر در 10 سطر)

      پشت صفحة 4 سفيد

      صفحة بعدي : فهرست

      صفحة بعد از فهرست: مقدمه

       صفحة بعدي: شروع فصل ها

       در آخر : نتايج و پيشنهادات و مراجع

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 15:57  توسط عبدالله روشنایی   | 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 15:11  توسط عبدالله روشنایی   | 

مطالب وتعاریف مهم روش تحقیق در علوم اجتماعی

مطالب وتعاریف مهم روش تحقیق در علوم اجتماعی

1-    پژوهش چیست ؟تحقیق عبارت از بررسی ومطالعه منظم ،کنترل شده وآزمایش قضیه های فرضی درباره ی روابط احتمالی بین پدیده های طبیعی با دیدی انتقادی می باشد .تحقیق دارای دو شرط می باشد 1- کنترل دقیق ،شرطی که مانع تاثیر عوامل نامربوط ومزاحم می شود  2- نمونه گیری صحیح ،شرطی که یافته های پژوهشی راقابل بسط وتعمیم می سازد .(کرلینجر ، )

2-    مفهوم روش[1] درتحقیق چیست ؟  روش به معنای درپیش گرفتن راهی ویا معین کردن مراحلی است که برای رسیدن به هدفی ،می باید با نظمی خاص آنها را دنبال کرد .

روش : مجموعه اسلوب ها وطرقی است که وصول به حقیقت وهدف مورد نظررا ممکن وآسان می سازد (کالتون)

روش : کلیه ابزارووسایل ومجمعه مراحلی است که برای جمع آوری اطلاعات وکیفیت بررسی انها جهت وصول به یک هدف خاص انتخاب می شود .(سینگلتون)

وِیژگی های روش عبارتند از : 1- انتظام         2- عقلانی بودن ودوری از توهمات وعواطف                           3- روح علمی ،بی طرفی ،تسلط بر خویشتن ،صبر وتواضع 4- واقعیت گرایی

3-    انواع تعریف را نام ببرید ؟ تعاریف مفهومی -   تعاریف عملیاتی – تعاریف تحلیلی –تعاریف واقعی  

4-    تعریف مفهومی : عبارات یا کلامی هستند که واژه یا اصطلاحی گنگ ووسیع را تشریح می کنند که دو صفت دارند الف) مفهوم بایدبا کلمات دیگری به غیر از خود کلمه تعریف شود   ب) تعریف مثبت بر تعریف منفی رجحان دارد .

5-    تعریف عملیاتی : عبارت است ازمشخص ساختن وتعریف نمودن آن متغیر وتعیین عملیات ومعیارها وملاک های تجربی برای اندازه گیری وسنجش آن می باشد .

6-    مفهوم : مفهوم ساده ترین ومختصر ترین تعریف یا استنباط از یک پدیده است ( درخت، انسان و .........)

7-    متغیر: متغیر ویژگی وخصیصه ای است که بیش ازیک طبقه (مقدار) دارد.(دواس ،پیمایش در تحقیقات اجتماعی /36) وقتی مفهوم بیانگر دو یا چند ارزش کمی یا کیفی باشد یه متغیر تبدیل می شود مثال انسا ن مفهوم است وجنس متغیر چون شامل مرد وزن میشود یا سن متغیر است چون شامل کلیه سنین می شود وکار عمده تحقیق ،اندازه گیری متغیر ها وکشف روابط بین آنها ست .

8-   انواع متغیر : 1- وابسته یا تابع : متغیری که تحت نفوذ یک یا چند متغیر مستقل قرار می گیرد متغیر وابسته همان معلول است که تحت تاثیر علت قرارمی گیرد . 2- متغیر مستقل :همان علت است که خود بر متغیر دیگر(وابسته ) تاثیر می گذارد   3- متغیر رابط :وسیله است که متغیرمستقل از طریق آن بر متغیر وابسته اثر می گذارد (دواس ،پیمایش در تحقیقات اجتماعی /37)

9-   فرضیه : نظر ،عقیده ،حالت ،بیان مبتنی بر حدس یا یک پیشنهاد موقتی یا پاسخ سنجیده موقتی است که قبل از پژوهش علمی تنظیم وپذیرفته می شود به عبارت دیگر فرضیه حدس و گمان موقتی است که باید در طول تحقیق اثبات یا رد شود .

10- پیشنهاد علمی : روابط بین دو یاچند متغیر را به صورت احتمالی بیان می کند  ودربیان آن عمومیت ،قاطعیت وحنمیت قانون وجود ندارد .

11- قانون : قانون مبین یک رابطه حتمی ،دائمی وبدون قید وشرط بین دو یا چند متغیر است .از دیدگاه دیگرتکرار تایید نسبی یک فرضیه به طور تجربی ،آن را به حالت یک قاون درمی آورد .

12- تئوری یا نظریه :مجموعه ای از فرضیه هاست که به طور سیستماتیک با یکدیگر مربوط باشند .که دارای شروط زیر می باشد .   

الف) قابلیت آزمون تجربی انها وجود داشته باشد (اثبات گرایی ) 2- فابلیت توصیف ،تشریح وپیشگویی یک پدیده را داشته باشند  3- تایید نسبی روابط وقواعد ارائه شده در فرضیه را که از طریق تجربی صورت می گیرد در بر گیرد .

13- اعتماد :اگر یک روش اندازه گیری یا یک وسیله اندازه گیری چندین مرتبه برای اندازه گیری وبه دست آوردن حقیقتی از یک شی ء یا موضوع خاص به کار رود ومکررا همان حقیقت را نشان دهد آن روش یا وسیله دارای اعتماد خواهد بود .

14- اعتبار :درجه ومیزان صحت وواقع نمایی یک وسیله اندازه گیری ،قابلیت آن وسیله را نشان می دهد وقتی وسیله ای دارای اعتبار است که بتواند  موضوع مورد نظر را بسنجد مثلا اگر پرسشنامه ای داشته باشیم وبخواهیم با آن میزان بیگانگی رابسنجیم پرسش نامه با ید بتواند همان بیگانگی را بسنجد.

15 – روایی وپایایی تحقیقات کیفی: برای سنجش قابلیت اعتماد واعتبار روش های تحقیق مبتنی بر پدیدار شناسی وتحقیق کیفی از اصطلاح (خطا سنجی ) استفاده می شود

1-    جمعیت آماری : گروه یا مواردی که محقق علاقمند به کشف اطلاعات درباره آنها ست جمعیت آماری یا جمعیت آزمایش می نامند .

2-    نمونه :برای این کهما نمی توانیم گروههای بزرگ را به طور کلی مورد بررسی قرار دهیم (هزینه فراوان- وقت زیاد – و...) باید از میان جمعیت کل تعدادی را انتخاب کرده واز آنها اطلاعات جمع آوری کنیم که به این گروه کوچک نمونه می گویند .

·        حجم نمونه به دو عامل کلیدی بستگی دارد. الف) درجه دقت مورد نظر برای نمونه – میزان تغییردرجمعیت بر حسب خصوصیات نمونه 

نمونه گیری به طرق زیر انجام می پذیرد .

نمونه گیری احتمالی

نمونه گیری غیر احتمالی

تصادفی ساده

سیستماتیک

طبقه بندی

خوشه ای چند مرحله ای

نمونه گیری تعمدی

نمونه گیری سهمیه ای

نمونه های در دسترس

منبع :پیمایش در تحقیقات اجتماعی –دواس 75

 

3-    قابلیت تعمیم پذیری : نتایج حاصل از بررسی نمونه ها به صورت صد درصد قابل تعمیم به کل جمعیت نمی باشد پس ما باید در نمونه گیری مواظب باشیم که تورش های اساسی نمونه گیری زیاد تاثیر نگذارند ونمونه گیری را دچار تورش ننمایند زیرا دراین صورت ما نمی توانیم نتایج حاصل از نمونه به کل تعمیم دهیم اساسا تعمیم پذیری برای تحقیقات کیفی معنا ندارد لذا برای تحقیقات کیفی از قابلیت اعتماد استفاده نمی کنیم .

4-    پارامتر:هریک از خصوصیات مختلف جمعیت آماری را یک پارامتر می گویند .( میانگین سن –)

16 – روش شناسی : مجموعه ای از فرایند ها وقواعدهاست که درقالب یک نظم سیستماتیک وروش های اجرایی، محقق رادرپاسخ به سوالات تحقیق هدایت می کند . ویا( روش شناسی  به مجموعه ای به هم پیوسته از قواعد ،اصول وروش های معمول در یک رشته از دانش اطلاق می شود  abbott & guijt )

دست یابی به هدف های تحقیق میسر نخواهد بود مگر این که روش شناسی دقیقی به کار برده باشیم .

17- تقسیم بندی تحقیق از نظر تعداد محقق:

1-    فردی                          2-  گروهی                          3- سازمانی                            4- فردی – گروهی

18- تقسیم بندی تحقیق از نظرشیوه عمل :

·        عمودی : تحقیقی که چند محقق یکی پس از دیگری به بررسی یک فصل از تحقیق بپردازند واین فصول را کنار هم قرار داده وحاصل را به صورت مجموعه کامل در آورند .

·        افقی یا موازی : چند محقق یک موضوع را مورد بررسی قرار داده ونتیجه را عرضه نمایند و با مقایسه نتایج آنها به یک نتیجه کلی دست یافته می شود .

19- تقسیم بندی تحقیق از نظرارزش علمی :

·        تحقیق سطحی : که تکیه بر ظواهر امر دارد وارزش علمی چندانی ندارد وداری مشخصات ( مرز مشخصی ندارد –بدون روایی است – اظهار نظرها کلی است – رره حل را عمقی نمی شکافد- ازتمام جهات مسئله را نمی کاود – محک مناسبی برای سنجش صحت یا خطای پژوهش ارائه نمی شود )

·        تحقیق عمقی : که همان تحقیق علمی است  که اهداف زیررا دنبال می کند1- تکیه بر روابط علی ومعلولی دارد 2- کشف حقیقت 3- اسناد ومنابع مورد استفاده قطعی ودست اول است 4- کار محقق قابل ادامه وتکرارپذیر است 5- اظهارنظرها باتفکر عمیق وهمه جانبه است 6- محصول کاردانشمندان ،حق جویان ومتفکران واقعی است .

 

20- - تقسیم بندی تحقیق از نظرکاربرد:

·        تحقیق بنیادی : عبارت است از فعالیت های نظری وتجربی که با اهداف دست یابی به دانش جدید در قالب یک پدیده بدون در نظر گرفتن کاربرد خاصی انجام می پذیرد .مانند :

·        تحقیق کاربردی :عبارت است از فعالیت هایی که با هدف کاربرد واستفاده عملی از دانش ویا تئوری های علمی انجام  می شود یا ( هرنوع کاوش اصیل به منظور کسب دانش علمی وفنی جدید که برای آن کاربرد ویژه ای  درنظر گرفته شده است مانند : استفاده از دانش ژنتیک برای اصلاح نژاد دام  

·        تحقیقات توسعه ای :عبارت است از فعالیت های تحقیقاتی سیستماتیک که با هدف تولید مواد ، تکنولوژی جدید وبه کارگیری روشها ،خدمات وبهبود اساسی در تولید بر مبنای نتایج به دست آمده از تحقیقات کربردی انجام می شود .

21 - تقسیم بندی تحقیق از نظرمکان:

·        کتابخانه ای : که درآن محقق با مراجعه به اسناد و منابع موجود اطلاعات را جمع آوری کرده وتجزیه وتحلیل می کند .

·        آزمایشگاهی : محقق تحقیقات خود رادرمقیاس آزمایشگاهی انجام می دهد واز این طریق به دانش پایه واساسی دست می یابد .

·        اینترنتی : جمع آوری اطلاعات از طریق اینترنت انجام می گیرد .

·        میدانی : تحقیقی که در یک گستره بزرگ مکانی انجام می شود .معمولا در تحقیقات زمینه یابی (پیمایش) با استفادهاز نظرسنجی در یک میدان انجام می شود .

22-  تقسیم بندی تحقیق از نظرشیوه تجزیه وتحلیل:

·        آمارتوصیفی : تحقیق توصیفی با چگونگی امور ونه چرایی آنها سرو کار دارد (دواس ،پیمایش در تحقیقات اجتماعی /33) دراین نوع تجزیه وتحلیل سعی براین است که حاصل ونتیجه بررسیها به صورت گزارش در قالب نمودارها، هسیتوگرامها ، توابع توزیع آماری با استفاده از آمارهای میانه ،مد، میانگین ،واریانس و.. عرضه می شود . درتحقیق توصیفی باید معین کنیم که به دنبال توصیف چه چیزی هستیم .

·        آمار تحلیلی(تبینی) :تحقیقات تبیینی به دنبال چرایی امور هستند وبااستقاده از استدلال وبرهان ،تجزیه وترکیب وروش مقایسه ای به اثبات یا رد نظریه ی ارائه شده می پردازد .ودرتحقیق تبیینی باید پرسید 1- در پی تبیین چه چیزی هستیم 2- عللم ممکن کدامند 3- کدام علل را مورد بررسی قرار می دهیم 4- سازوکارهای ممکن کدامند (دواس ،پیمایش در تحقیقات اجتماعی /40 )

23- تقسیم بندی تحقیق از نظرزمان :

·        تحقیقات مقطعی : شامل پژوهش های کلی است که صرفا در یک زمان خاص انجام می پذیرد وواقعیت رادریک برهه از زمان به کنکاش می نهند .

·        تحقیقات طولی : تحقیقاتی که در چند مقطع زمانی صورت می گیرند هدف ای این تحقیق این است که حرکت پدیده در طول زمان شناخته شود .   انواع مطالاعت طولی   1- پانل : مطالعه یک روستا ،خانواده ، یا یک پدیده اجتماعی مطالعه می شود .  2- روند پژوهی : درآن به جای مطالعه نمونه ای واحد ازنمونه های متعدد ی که در ویژگی های اصلی مشابه هستند در طول زمان مطالعه می شوند .

24- تقسیم بندی تحقیق از نظرهدف تحقیق :

·        اکتشافی : شامل کوششی است برای این که بدانیم پیدیده ای وجود دارد یانه ؟مانند تصمیم در مورد نشستن کدام دانشجو در ردیف اول کلاس

·        توصیفی :آزمایش یک پدیده برای بیان تعریف کاملتری ازآن یا تفاوت ان با سایر پدیده ها می باشد .مثال ارائه گزارش ی در مورد این که چه تعداد ازپاسخگویان مرد وچه تعداد زن هستند .

·        پیش بینی :

·        تبیین وکنترل:

·        عملی :

 

24- - تقسیم بندی تحقیق از نظروسعت:

·         مطالعات پهنانگر:منظور تحقيقاتي است كه بر روي جمعيتي وسيع صورت مي گيرند. گاه كل جامعه آماري در اين نوع پژوهش مطالعه مي شود. بنابراين در اين تحقيقات بيشتر مباحث عيني و سوالاتي با عمق كم مطرح مي شوند. به عنوان مثال، چنانچه تحقيقي در باب گزينش همسر در شهر بافت مورد نظر است، بايد كل خانواده هاي بافتي يا نمونة نمايايي از آنها، مورد مطالعه قرار گيرند. در اين حال، سن جنس، وضع تحصيل، وضع اشتغال زوجين و خانواده آنان سوال مي شود و در نهايت، چگونگي همسرگزيني نيز به پرسش نهاده مي شود.

·        مطالعات ژرفانگر:منظور تحقيقاتي است كه پديده را درعمق بشكافند، از علل و عوامل سخن گويند، و بار كيفي، ارزشي و ذهني پديده ها را بازيابند. به عنوان مثال، در تحقيق بالا، هنگامي كه محقق درصدد بازيابي اين نكته است كه چرا اين مردم در اين سن ازدواج مي كنند؟ يا چرا فاصله سني زوجين در اين حدود جاي مي گيرد؟ يا چرا گزينش همسر همواره باواسطه صورت مي پذيرد؟ بايد از روشهاي ژرفانگر بهره جويد.

 

 

 

 

25- تقسیم بندی تحقیق از نظروسعت:

·         تحقيقات در جامعه شناسي كلان:منظور تحقيقاتي است كه جامعه اي كلي و وسيع را در بر مي گيرد، نظير مطالعاتي در باب جوامع فئودالي يا صنعتي و… اين نوع تحقيقات خصوصياتي چند دارند:

- اكثر بر اسناد و مدارك يا مطالعات اسنادي متكي مي باشند.

- ديدگاهي ساختي يا ساخت گرايانه دارند، به اين معني كه كل يا منظومه را به عنوان واحد تحقيق در بر مي گيرند و ضمن پذيرش اين نكته كه هر كل يا مجموعه از عناصري چند پديد مي آيد، بر تركيب خاص آنان نظر دارند و مي پذيرند كه در اين تركيب، ويژگيهاي تازه اي، مجزا از عناصر آن، ظهور پيدا مي كند.

- در اين تحقيقات، معمولاً كار آزمايش، يا به بيان ديگر، دستكاري منتظم و عمدي متغيرها، غير ممكن است. به عبارت ديگر، چگونه مي توان در درون كل يك جامعه وسيع، عنصر يا عناصري را به دلخواه وارد كرد و درصدد بررسي تأثيرآن برآمد؟

·        . تحقيقات در جامعه شناسي ميانه:منظور تحقيقاتي است كه بر روي گروههاي بزرگ صورت مي گيرند، نظير احزاب، سنديكاهها و… اينجا نيز همان  ويژگيهاي اساسي به چشم مي خورد. به عنوان مثال، در اين نوع تحقيقات نيز امكان دستكاري عناصر به منظور بررسي نتايج آن نيست، بنابراين در اين پژوهشها محقق از چند رويه ديگر سود بر مي گيرد:

-         آزمايش ميداني: برخلاف تحقيقات صرفاً آزمايشگاهي اينجا محقق بدون دخالت عمدي در واقعيت، دگرگونيهاي آن را مي سنجد و از آن نتايجي چند بر مي گيرد:

-          دستاوردهاي مردم شناسي: زماني كه محقق نمي تواند واقعيت را دگرگون سازد، مورد دگرگون شده آن را در جوامع  ديگر مي بيند و به استنتاج مي پردازد.

-         استفاده از تاريخ

·        - تحقيقات درجامعه شناسي خرد:

-         اين نوع مطالعات نيز، كه بر روي گروههاي كوچك و مناسبات بين افراد متمركزند، ماهيت خاص خود را دارا هستند:

-          امكان آزمايش به معناي دقيق كلمه را به دست مي دهند.

-         كنترل متغيرها درآنان به سادگي بيشتري صورت پذيراست.

 

26- - تقسیم بندی تحقیق از نظرروش تحقیق:

·        تحقیق تاریخی:

واحد تحلیل: واحدی است که اطلاعات ازآن گردآوری می شود .واحدی که خصوصیات آنرا توصیف می کنیم .

27-

 

                                                                                                            



[1] -METHOD

 

                                                                                                            



[1] -METHOD

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 14:38  توسط عبدالله روشنایی   | 

گرایش ب مطالعه

فرضیه ها

1-     سن معلمان بر گرایش آنان به مطالعه موثر است .

2-     گرایش معلمان به مطالعه بر اساس سطح تحصیلات آنان متفاوت است .

3-     گرایش معلمان به مطالعه بر اساس رشته تحصیلی  آنان متفاوت است .

4-     گرایش معلمان به مطالعه بر اساس جنسیت آنان متفاوت است .

تعاریف عملیاتی مفاهیم ( ارائه شاخص ها ومعرف ها )

عنوان متغیر

نوع متغیر

شاخص سازی

نحوه اندازه گیری

 

رشته تحصیلی

 

مستقل(X1)

رشته تحصیلی : انسانی- تجربی- ریاضی- فنی وحرفه ای

اسمی چند ارزشی

 

 

گرایش به مطالعه

 

وابسته(Y)

احساس آرامش – بخشی از زندگی روزانه- بود ونبود مطالعه فرق نمی کند – به جای مطالعه کار دیگر – کمی مطالعه داشتن – تنوع در مطالعه –خسته شدن زود- افزایش معلومات با مطالعه- اصول کار معلم مطالعه است – کمک به دانش آموزان –جنبه سرگرمی داشتن – جالب بودنمطالعه – درک بهتر مسائل -مطالعه فرصتی برای پیشرفت

 

ترتیبی پرسشنامه

 

میزان سن

 

 

مستقل(X 2)

میزان سن دراین تحقیق به صورت زیر به دست خواهد امد

20 تا 25 سال                        26تا30

30تا 35  سال                        36 به بالا 

 

ترتیبی

 

میزان تحصیلات

 

 

مستقل(X 3)

دیپلم – فوق دیپلم- لیسانس- فوق لیسانس

 

اسمی چند ارزشی

جنسیت

مستقل(X4)

مرد

زن

اسمی دو ارزشی

به نام خدا

با سلام:

ضمن سلام وخسته نباشید به استحضار می رساند پرسش نامه ای که در اختیار دارید مربوط به پژوهشی تحت عنوان ( سنجش میزان گرایش به مطالعه در بین معلمان منطقه آموزش وپرورش شهرستان ماه نشان وعوامل موثر برآن ) جهت تکمیل پروژه تحقیقاتی کارشناسی رشته علوم تربیتی تهیه وتنظیم شده است .

خواهشمنداست با پاسخ های دقیق خود این جانب را در انجام موثر این طرح یاری فرمایید.

با تشکر مجری طرح

1ـ میزان  تحصیلات  :  دیپلم ž              فوق دیپلم ž            لیسانس ž               فوق لیسانسž

2ــ جنسیت:            خانم     ž      ب)    آقاž

3- وضعیت تاهل       مجرد ž            متاهلž

4ـــ رشته تحصیلی: علوم انسانی   ž             تجربی  ž                 فیزیک    ž               فنی وحرفه ای    ž

5- سن       20 تا 25 ž               26تا 30  ž          30تا 35 ž       36به بالاž

ردیف

                           سوالات

کاملا موافق

موافق

بی تفاوت

مخالف

کاملا مخالف

6

زمانی که مطالعه می کنم احساس آرامش می کنم

 

 

 

 

 

7

مطالعه بخشی از زندگی روزانه من است

 

 

 

 

 

8

بود ونبود مطالعه فرقی به حال من نمی کند 

 

 

 

 

 

9

ترجیح می دهم به جای مطالعه کارهای دیگری انجام دهم  

 

 

 

 

 

10

همیشه سعی می کنم کمی مطالعه داشته باشم 

 

 

 

 

 

11

درمطالعه کردن هیچ تنوعی نمی بینم

 

 

 

 

 

12

بامطالعه کردن زود خسته می شوم

 

 

 

 

 

13

خوب است که با مطالعه معلومات خودم را افزایش دهم

 

 

 

 

 

14

اصول کار یک معلم مطالعه است

 

 

 

 

 

15

فکر میکنم فقط با مطالعه بیشتر می توانم به دانش آموزان کمک کنم 

 

 

 

 

 

16

 مطالعه برایم جنبه ی سرگرمی دارد ودر اوقات فراغت خودمطالعه می کنم 

 

 

 

 

 

17

مطالعه برایم به اندازه ای جالب است که حوصله ام سر نمی رود

 

 

 

 

 

18

موجب تاسف است که معلمان درجهان امروز مطالعه نداشته باشند

 

 

 

 

 

19

مطالعه باعث می شود که مسائل را بهتر ببینم ودرک کنم

 

 

 

 

 

20

مطالعه را فرصتی برای پیشرفت در کار خود می بینم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره :1

Rotated Component Matrix(a)

 

 

 

Component

1

2

3

4

taassof

.961

.039

-.049

-.092

khasteghy

.943

.046

.042

.006

kardigar

.925

-.207

-.036

-.050

zendegy

.850

-.081

.127

.002

pishraft

.803

.018

.064

.289

komakbe

.641

.225

-.270

.252

farghy

.118

-.865

-.035

-.025

jalebe

-.057

.781

-.056

.341

afzayesh

.246

.580

.112

-.322

osol

.559

-.579

.311

.218

tanavvo

-.024

-.142

.947

-.036

kamimotale

-.009

.143

.936

-.102

darkbehtar

.404

.401

.411

-.093

ramesh

-.035

-.048

.038

.790

sargarmy

.286

.111

-.257

.761

                                                 

a.  Rotation converged in 5 iterations.

 

جدول شماره (1) مربوط به تحلیل عامل شاخص های مربوط به گرایش به مطالعه در بین معلمان شهرستان ماهنشان می باشد یکی از گویه که با دیگر گویه همبستگی کمتری دارد کنار گذاشته می شود .

1-      خوب است که با مطالعه معلومات خودم را افزایش دهم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره :2

 

Reliability Statistics

 

Cronbach's Alpha

N of Items

.901

7

 

 

Item-Total Statistics

 

 

Scale Mean if Item Deleted

Scale Variance if Item Deleted

Corrected Item-Total Correlation

Cronbach's Alpha if Item Deleted

zendegy

9.5417

18.607

.746

.883

kardigar

9.3333

17.797

.661

.893

khasteghy

9.6667

17.188

.915

.864

osol

9.6667

19.971

.520

.905

komakbe

9.4583

17.911

.553

.911

taassof

9.5417

17.389

.885

.867

pishraft

9.5417

17.650

.781

.878

 

بعد از آزمون روایی (الفا) برای 7 گویه مربوط به بعد اول مشخص شد مقدار به دست آمده (901.) با مقدار بسیار خوبی به تایید می رسد.

1-      مطالعه بخشی از زندگی روزانه من است

2-      ترجیح می دهم به جای مطالعه کارهای دیگری انجام دهم  

3-      بامطالعه کردن زود خسته می شوم

4-      اصول کار یک معلم مطالعه است

5-      فکر میکنم فقط با مطالعه بیشتر می توانم به دانش آموزان کمک کنم 

6-      موجب تاسف است که معلمان درجهان امروز مطالعه نداشته باشند

7-      مطالعه را فرصتی برای پیشرفت در کار خود می بینم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره :3

Reliability Statistics

 

Cronbach's Alpha

N of Items

.882

4

 

Item-Total Statistics

 

 

Scale Mean if Item Deleted

Scale Variance if Item Deleted

Corrected Item-Total Correlation

Cronbach's Alpha if Item Deleted

ramesh

6.4583

7.824

.984

.743

kamimotale

6.5417

7.911

.927

.770

tanavvo

6.3750

7.636

.930

.769

darkbehtar

7.8750

15.853

.227

.979

 

بعد از آزمون روایی (الفا) برای 4 گویه مربوط به بعد دوم مشخص شد مقدار به دست آمده (882.) با مقدار بسیار خوبی به تایید می رسد.

1-      زمانی که مطالعه می کنم احساس آرامش می کنم

2-       همیشه سعی می کنم کمی مطالعه داشته باشم 

3-      درمطالعه کردن هیچ تنوعی نمی بینم

4-      مطالعه باعث می شود که مسائل را بهتر ببینم ودرک کنم .

 

 

جدول شماره:4

 

Reliability Statistics

 

Cronbach's Alpha

N of Items

.886

3

 

                                                        Item-Total Statistics

 

 

Scale Mean if Item Deleted

Scale Variance if Item Deleted

Corrected Item-Total Correlation

Cronbach's Alpha if Item Deleted

sargarmy

5.0400

6.123

.824

.796

jalebe

5.3200

6.560

.760

.854

farghy

5.3200

6.893

.752

.861

 

بعد از آزمون روایی (الفا) برای 3 گویه مربوط به بعد دوم مشخص شد مقدار به دست آمده (886.) با مقدار بسیار خوبی به تایید می رسد.

1-      مطالعه برایم به اندازه ای جالب است که حوصله ام سر نمی رود

2-      بود ونبود مطالعه فرقی به حال من نمی کند 

3-      مطالعه برایم جنبه ی سرگرمی دارد ودر اوقات فراغت خودمطالعه می کنم .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 10:28  توسط عبدالله روشنایی   | 

دستورالعمل گزارش نویسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش دوم

دستورالعمل چهارچوب گزارش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راهنماي چهارچوب گزارش تحقيق

 

الف) صفحات مقدماتي گزارش

1.صفحه بسم‌ا..

    2. صفحه عنوان

3. صفحه شناسنامه يا حقوق

4. پيشگفتار

5. چكيده

6. فهرست مطالب

7. فهرست جداول، نمودارها، نقشه‌ها و تصاوير (به تفكيك)

 

ب) صفحات اصلي و مياني گزارش

8. متن گزارش

 

الگوي متن اصلي گزارش تحقيق

     فصل اول: كليات و طرح مساله

          1-1. مقدمه

          2-1. بيان مساله و ذكر مشكل

          3-1. ضرورت و اهميت پژوهش

          4-1. اهداف پژوهش

 

     فصل دوم: مباني نظري و چهارچوب تئوريكي

          1-2. بررسي نظريه‌ها و متون مربوط به موضوع پژوهش

          2-2. بررسي پيشينه پژوهش

          3-2. سوالات ( فرضيه‌هاي ) پژوهش

          4-2. تعريف عملياتي متغيرها

 

     فصل سوم: روش ( متدولوژي ) پژوهش

          1-3. جامعه آماري

          2-3. نمونه و روش نمونه‌گيري

          3-3. ابزارهاي اندازه‌گيري

          4-3. روش جمع‌آوري اطلاعات

          5-3. روشهاي آماري و تجزيه و تحليل داده‌ها

 

     فصل چهارم: يافته‌هاي پژوهش

          1-4. توصيف داده‌ها

          2-4. تحليل داده‌ها

          3-4. ساير يافته‌هاي پژوهش

 

     فصل پنجم: بحث و تفسير نتايج

          1-5. استنتاج آماري

          2-5. استنتاج تئوريكي

          3-5. نتيجه‌گيري كلي

          4-5. محدوديتهاي پژوهش

          5-5. پيشنهادات و راهبردها

 

ج) صفحات پاياني گزارش

     9. فهرست منابع و مآخذ

    10. واژه‌نامه ( درصورت وجود )

11. نمايه موضوعي، اماكن و اسامي

12. پيوستها

13. چكيده به زبان انگليسي

14. صفحه عنوان به زبان انگليس

 

 

 

 

 

مشروح راهنماي چهارچوب گزارش تحقيق

 

الف) صفحات مقدماتي گزارش

 

1. صفحه بسم‌ا..

    اين صفحه اولين صفحه گزارشات تحقيقي است. پشت اين صفحه بايد سفيد باشد.

 

2. صفحه عنوان

در اين صفحه آرم سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، عنوان پروژه يا طرح و عنوانهاي ديگر (عنوان فرعي و عنوان برابر) ذكر شده و عنوان محل تصويب، كارفرما و سال تصويب (مطابق نمونه، پيوست يك) درج مي‌گردد.

 

3. صفحه شناسنامه يا حقوق

اين صفحه پشت صفحه عنوان قرار مي‌گيرد و اطلاعات آن شامل: فهرست‌نويسي پيش از انتشار ( كه محتواي آن از واحد انتشارات سازمان مديريت و برنامه‌ريزي دريافت مي‌گردد )، عنوان پروژه، نام و نام‌خانوادگي مجري، ناظر، دستگاه اجرايي، ناشر، تاريخ انتشار، تعداد تيراژ (براساس فرم تكميل شده)، فروست و آدرس ناشر ( مطابق نمونه، پيوست يك) مي‌باشد كه تهيه و درج مي‌گردد.

4.پيشگفتار

متن ثابت دبيرخانه كارگروه پژوهش، آمار و فناوري اطلاعات استان مي‌باشد ( موجود در پيوست يك پيوست يك).

 

5. چكيده

چكيده خلاصه‌اي بسيار فشرده از گزارش تحقيق است كه درحد يك پاراگراف (150 تا 200 كلمه) نوشته مي‌شود و در آن مختصري از هدف پژوهش، روش پژوهش، متغيرهاي مورد مطالعه، جامعه آماري، يافته‌ها و نتايج كلي پژوهش ذكر مي‌گردد.

 

6. فهرست مطالب

رئوس مطالبي است كه در متن گزارش مورد بحث قرار گرفته است و شامل كليه فصول، بخشها و زيربخشها و ساير اجزاء ازقبيل واژه‌نامه، منابع و مآخذ، پيوستها و ... مي‌باشد و درمقابل هر جزء از سرفصلها، شماره صفحه آن مطلب نيز درج مي‌گردد.

 

7. فهرست جداول، نمودارها، نقشه‌ها و تصاوير

هر كدام از فهرستهاي فوق درصورت وجود در متن گزارش به تفكيك در صفحه جداگانه‌اي مانند فهرست مطالب ذكر مي‌گردد.

 

ب) صفحات اصلي و مياني گزارش

 

8. متن گزارش

در متن گزارش به بيان حقايق برحسب تاريخ و زمان، يا به ذكر دلايل از قوي به ضعيف و يا به مقايسه، تقسيم‌بندي، تجزيه و تحليل، روشها، ذكر عقايد و امثال آن‌ها پرداخته مي‌شود. به عبارت ديگر متن گزارشات تحقيقي از سه قسمت مهم تشكيل مي‌گردد و عبارتند از: بيان وضعيت موجود و يا ارائه اطلاعات تحصيل شده، تحليلي بر اطلاعات مزبور، نتيجه‌گيري و پيشنهاد مي‌باشد. متن بايد رسا، گويا و منظم باشد تا خواننده با روشني و وقوف كامل به مطالعه بحث ادامه دهد. اگرچه متن گزارشهاي تحقيقي از نظر موضوع و روش انجام با يكديگر متفاوتند ليكن در تهيه آن مي‌توان از الگوي زير استفاده نمود:

 

الگوي متن اصلي گزارش تحقيق

فصل اول: كليات و طرح مساله

 

            1-1. مقدمه

     در مقدمه ضمن بحث پيرامون موضوع براساس روند كلي به جزيي، خط‌مشي كلي پژوهش مشخص مي‌شود و خلاصه‌اي از خود مشكل، روش حل مشكل و نتايج حاصله به طور مختصر ذكر مي‌گردد و به طور كلي ذهن خواننده از ابتدا براي درك مطالب منعكس در گزارش و جهت آشنا شدن اصولي با مسئله، آماده مي‌شود.

بنابراين مواردي كه در مقدمه قابل ذكر است به شرح ذيل مي‌باشد:

1. معرفي مختصر پژوهش كه بيانگر توانايي علمي و عملي تحقيق باشد،

2. معرفي حوزه كلي مسأله تحقيق؛

3. بيان ماهيت مسأله و دليل انجام پژوهش،

4. بررسي رابطه و بيان متغيرهاي مورد مطالعه،

5. نحوه مطالعه و چگونگي بهره‌گيري از گزارش جهت راهنمايي خواننده،

6. تشكر و قدرداني از افراد و مراكز ذيربط كه در اجراي تحقيق، مجري را ياري نموده‌اند.

2-1.  بيان مسئله و ذكر مشكل

بيان مساله شامل تعريف دقيق مساله است، به نحوي كه به طور عملي قابل بررسي و پژوهش باشد و در آن نحوه بررسي متغيرها، مكان، دامنه و وسعت پژوهش روشن گردد.

 

3-1. ضرورت و اهميت پژوهش

در اين قسمت با اشاره به دلايل بنيادي يا كاربردي و مفيد بودن پژوهش، ضرورت انجام آن مشخص شده و به طور كلي منطق انجام تحقيق به صورت روشن و صريح بيان مي‌گردد.

 

4-1. اهداف پژوهش

هدفهاي پژوهش به دو شكل اهداف اصلي و اهداف فرعي بيان مي‌گردند. اهداف اصلي، منظور و مقصود نهايي از انجام پژوهش است، در حالي كه اهداف فرعي، از مساله اصلي استخراج شده و فعاليتهاي خاصي است كه در طول تحقيق انجام مي‌شود.   

 

فصل دوم: مباني نظري و چهارچوب تئوريكي

 

1-2. بررسي نظريه‌ها و متون مربوط به موضوع پژوهش

اين قسمت دربرگيرنده تاريخچه و نظريه‌هاي مربوط به موضوع پژوهش است كه محقق ضمن بيان تئوريهاي بنيادي و كاربردي و با مرور بر افكار، آراء و نظريات انديشمندان و متفكران در زمينه مساله مورد بررسي سعي مي‌كند سوالات يا فرضيه‌هاي پژوهش را از درون تئوريها استنتاج و تبيين نمايد.

 

2-2. بررسي پيشينه پژوهش

در اين بخش پژوهشهاي انجام شده در ارتباط با موضوع تحقيق (در داخل و خارج از كشور) و پژوهشهاي مشابه موضوع تحقيق، مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد.

 

3-2. سوالات ( فرضيه‌هاي ) پژوهش

در اين قسمت، مبتني بر چهاچوب تئوريكي تحقيق و اهداف مورد نظر، سوالات يا فرضيه‌هاي پژوهش تدوين مي‌گردند. به بيان ديگر، آنچه پژوهشگر به دنبال تهيه پاسخ براي آن است در قالب سوالات و آنچه در پي تاييد يا رد آن است در قالب فرضيات مطرح مي‌گردد.

 

4-2. تعريف عملياتي متغيرها

در اين بخش، متغيرهاي موجود در سوالها و فرضيه‌هاي پژوهش به صورت عملياتي (سنجشي يا آزمايشي) از نقطه نظر محقق تعريف مي‌شود. تعريف عملياتي، ذكر مصاديق عيني و تجربي متغيرها مي‌باشد.

 

فصل سوم: روش ( متدولوژي ) پژوهش

 

1-3. جامعه آماري

جامعه آماري با ذكر ويژگيهاي كلي و مشترك جامعه مورد بررسي و تعيين حدود آن به طور دقيق تعريف مي‌شود.

 

2-3. نمونه و روش نمونه‌گيري

در اين قسمت، توضيح روشني در مورد روش نمونه‌گيري، چگونگي اجراي آن و ويژگيهاي نمونه مانند سن، جنس، تحصيلات و غيره ارائه مي‌گردد.

 

3-3. ابزارهاي اندازه‌گيري

اين قسمت، دربرگيرنده توضيحاتي پيرامون ابزار و مواد مورد نياز، چگونگي تهيه ابزار، روايي و پايايي ابزار است.

4-3. روش جمع‌آوري اطلاعات

در اين قسمت توضيحاتي پيرامون طرح پژوهش، متغيرها، شيوه اندازه‌گيري، كنترل و اعمال متغيرها، روش مورد استفاده براي جمع‌آوري داده‌ها ارائه مي‌گردد.

 

5-3. روشهاي آماري و تجزيه و تحليل داده‌ها

در اين بخش به روشهاي آماري مورد استفاده براي تجزيه و تحليل داده‌ها و چگونگي پاسخ به سوالات و آزمايش فرضيه‌ها پرداخته مي‌شود.

 

فصل چهارم: يافته‌هاي پژوهش

 

1-4. توصيف داده‌ها

 با استفاده از جداول، نمودارها وارائه مشخصه‌هاي آماري به تجزيه و تحليل توصيفي داده‌ها پرداخته مي‌شود.

 

2-4. تحليل داده‌ها

از طريق انجام آزمونهاي آماري، انجام تستها و در ارتباط با هر پرسش يا فرضيه به تجزيه و تحليل علمي داده‌ها پرداخته مي‌شود.

 

3-4. ساير يافته‌هاي پژوهش

نتايج فرعي پژوهش در اين بخش مورد بحث قرار مي‌گيرد.

 

فصل پنجم: بحث و تفسير نتايج

1-5. استنتاج آماري

نتايج آماري به دست آمده به تفكيك هر سوال يا فرضيه در اين بخش بيان مي‌گردد.

2-5. استنتاج تئوريكي

نتايج به دست آمده مبني بر تئوريهاي مورد بررسي به تفكيك هر سوال يا فرضيه در اين بخش تشريح مي‌شود.

 

 3-5. نتيجه‌گيري كلي

نتايج به دست آمده از فصل چهارم بر اساس اهداف، پرسشها و فرضيه‌ها مورد بحث قرار گرفته و نتايج پژوهش با يافته‌هاي پژوهشهاي پيشين مقايسه مي‌شود. بنابراين در اين بخش با توجه به مشكلات، نارساييها و عوامل تاثير گذاري كه مشخص گرديده مي‌توان يك راي نهايي در خصوص مساله مورد بررسي كه در فرآيند تحقيق مورد بحث قرار گرفته است صادر نمود.

 

4-5. محدوديتهاي پژوهش

محدوديتهايي كه محقق در كليه مراحل پژوهش با آن‌ها مواجه بوده است در اين بخش ارايه مي‌شود.

 

5-5. پيشنهادات و راهبردها

در اين قسمت، محقق بر اساس نتايج تحقيق، پيشنهادها و راهكارهاي عملياتي خود را جهت حل مشكل يا مساله تحقيق و رسيدن به يك هدف و نتيجه مطلوب از موضوع مورد بررسي ارائه مي‌نمايد. در ارائه پيشنهادات توجه به نكات ذيل ضروري است:

1. پيشنهادات بايد به طور منطقي از درون نتيجه‌گيريها بيرون آيد.

2. در جهت رفع ابهام و حل مساله مورد بررسي باشد.

3. پيشنهادات كاربردي، عيني و واقعي بوده و راههاي اجراي آن مشخص گردد.

4. پيشنهادات برتر و موثرتر توجيه و تشريح گردد.

5. توصيه‌هاي لازم براي پژوهشهاي آتي ارائه گردد.

6. چنانچه تحقيق فعلي نيازمند انجام تحقيقات مكمل ‌باشد، پيشنهادات لازم ارائه شود.

 

ج) صفحات پاياني گزارش

 

9.فهرست منابع و مآخذ

در اين قسمت صورتي از منابع و مآخذ اعم از چاپي و الكترونيكي كه در تدوين گزارش مورد استفاده واقع شده‌اند به صورت الفبايي (براساس نام مؤلفين) نوشته مي‌شود. مثالهاي ذيل روش نگارش منابع مختلف را به شكل پ (در پانويس) و م (در مأخذ) مشخص مي‌سازد:

 

1.روش نگارش كتاب

 

1ـ1. نويسنده ايراني

پ: يداله ثمره، آواشناسي زبان فارسي (تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1364)، ص 27.

م: ثمره، يداله. آواشناسي زبان فارسي. تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1364.

 

2ـ1. با دو نويسنده

پ: حسن تقوي و احمد حكيمي، رياضيات ( تهران: فردوس، 1365 )، ص 9.

م: تقوي، حسن؛ حكيمي، احمد.  رياضيات. تهران: فردوس، 1365.

 

3-1. با سه نويسنده

پ: حسن تقوي، كريم احمدي و احمد حكيمي، رياضيات (تهران: چاپار، 1378 )، ص 9.

م: تقوي، حسن؛ حكيمي، احمد؛ سلطاني، حسين. رياضيات. اصفهان: يكتا، 1380.

 

4-1. بيش از سه نويسنده

پ: فرامرز فرهودي، و ديگران، شيمي آلي ( شيراز: نويد، 1383)، ص 28.

م: فرهودي، فرامرز و ديگران. شيمي آلي. شيراز: نويد، 1383.

 

5-1. نويسنده خارجي ( ترجمه يك اثر )

پ: يوجين ويل، فن سناريونويسي، ترجمه پرويز دوائي ( تهــران: وزارت فرهنــگ و ارشاد اسلامي، اداره كل تحقيقات و روابط سينمايي، 1365 )، ص 74.

م: ويل، يوجين. فن سناريونويسي. ترجمه پرويز دوائي. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامي، اداره كل تحقيقات و روابط سينمايي، 1365.

 

6-1. سازمان به عنوان مؤلف

پ: شركت سهامي داروپخش، دارونامه ( تهران، 1364 )، ص 41.

م: شركت سهامي داروپخش. دارونامه. تهران، 1364.

 

2. روش نگارش مقاله نشريه يا مجموعه

 

1ـ2. مقاله روزنامه

پ: محمدرضا زالي، « چگونه با بيماري يرقان مقابله كنيم؟ » كيهان، 17 شهريور 1361، ص 16.

م: زالي، محمدرضا. « چگونه با بيماري يرقان مقابله كنيم؟ » كيهان، 17 شهريور 1361.

 

2ـ2. مقاله مجله

پ: نسريندخت عمادخراساني، « نقش كتابخانه در خدمت به توسعه كشاورزي ايران»، زيتون، (فروردين 1368) : 19 .

م: عمادخراساني، نسريندخت. « نقش كتابخانه در خدمت به توسعه كشاورزي ايران». زيتون، 88 (فروردين 1368): 18 – 19 ، 49 .

 

 

3. روش نگارش پايان‌نامه

پ: شهرآذر موسوي، « تحليل استنادي مقالات سرگذشتنامه » ( پايان‌نامه فوق‌ليسانس كتابداري، دانشكده علوم‌ تربيتي، دانشگاه تهران، 1366 )، ص 72 .

م: موسوي، شهر آذر. « تحليل استنادي مقالات سرگذشتنامه ». پايان‌نامه فوق‌ليسانس كتابداري، دانشكده علوم تربيتي، دانشگاه تهران، 1366 .

 

ملاحظه: براي كسب اطلاعات بيشتر در زمينه ماخذ نويسي به كتاب ذيل رجوع شود:

حري، عباس. آيين نگارش علمي. تهران: هيات امناي كتابخانه‌هاي عمومي كشور، 1381.

 

10. واژه‌نامه ( در صورت وجود )

در صورت استفاده از واژه‌هاي غيرفارسي، ترتيب الفبايي اين واژه‌ها به صورت واژه‌نامه‌اي مستقل در پايان گزارش ذكر مي‌گردد. قابل ذكر است اين واژه‌نامه بايد به صورت دو زبانه ( از زبان غيرفارسي به فارسي و از فارسي به غيرفارسي ) تهيه گردد.

 

 

11. نمايه موضوعي، اماكن و اسامي

اين فهرست مجموعه‌اي از واژه‌هاي موضوعي يا اسامي اماكن جغرافيايي و يا اسامي افراد مي‌باشدكه در متن گزارش ذكر شده است. در تدوين اين نمايه بعد از ذكر هر كدام از موارد ذكر شده درمقابل آن شماره صفحه‌اي كه واژه موردنظر در آن ذكر شده، نوشته مي‌شود.

 

12. پيوستها

پيوستها معمولاً شامل مطالب، جداول، تصاوير، نمونه پرسشنامه و هر نوع اطلاعات ديگري است كه مجري طرح، درج آن در انتهاي گزارش را براي استفاده كننده سودمند تشخيص مي‌دهد. هر پيوست با عنواني مشخص از پيوست ديگر در انتهاي گزارش درج مي‌گردد.

 

13. چكيده به انگليسي

در اين صفحه مجري طرح، چكيده تهيه شده فارسي گزارش را به زبان انگليسي نيز ترجمه نموده و در اين قسمت درج مي‌نمايد.

 

14. صفحه عنوان به انگليسي

در اين صفحه، عنوان دقيق گزارش مطابق عنوان فارسي به صورت انگليسي نوشته‌ مي‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 13:46  توسط عبدالله روشنایی   | 

آزادی بیان یا آزادی وهن ادیان

آزادی بیان ، خشونت و ترور

خشونت علیه زنان

ارزش هنری فیلم انقیاد

زانی و احكام آن در اسلام

مقدمه

هم اكنون ، جمعیت مسلمان در جهان  با  22 % فراوانی  پس از آیین مسیحیت با فراوانی 33% فراوانترین پیروان را در میان سایر ادیان داراست . كه غالب آنها در آسیا ، آسیای جنوب شرقی و افریقا سكنی دارند؛ ولی در سال های گذشته با افزایش روند مهاجرت شماری از مسلمانان به كشورهای اروپایی و رشد اسلام گرایی در این كشورها، مسلمان  فراوانترین اقلیت دینی را تشكیل می دهند. ولی متاسفانه جهان مسیحیت -  و نه البته انبوه پیروان آن ، كه سیاستگزاران و تئوریسین های این كشورها -  به قصد بد نام كردن ، تیره نمایاندن  و منحط وعقب افتاده معرفی كردن اسلام قد علم كرده اند ولی نامی كه خداوند اعتلای آن را خواسته ، دینی كه خداوند به مدد خویش یاری رسانده و پیروان آن را به كشتزاری انبوه كه بینندگان را به شگفتی وا می دارد ، تشبیه كرده است ( سوره فتح آیه 29 )  به تلاش آنان كه یارای دیدن حقیقت ندارند ، آسیب نخواهد دید. چنانكه می دانید در سال های اخیر به ویژه پس از یازده سپتامبر 2001  میزان حملات قدرت های غربی به ویژه امریكا و رسانه های وابسته به آن كشور ، نسبت به این دین آسمانی به طور فزاینده ای افزایش یافته است و هر روز مسلمانان جهان شاهد توهینی آشكار و یا حملاتی موهن به اعتقادات و باورهای خویش اند . متاسفانه انحصار خبرگزاری ها و رسانه های بزرگ در دستان اسلام ستیزان و برخورداری آنان از ابزارهای نوین صحنه پردازی و آشنایی با روش های تاثیر گذاری بر مخاطبان از یك سو، و عمدتاً ناآگاهی جوامع مسلمان و صاحبان رسانه ها از ظرفیت های رسانه در این كشورها از سوی دیگر سبب شده است كه تبلیغات معاندان اسلام در سطح بسیار گسترده ای پخش شود و مخاطبان بسیاری یابد.

ماه های گذشته ( در سال گذشته میلادی 2004) برای مسلمانان ساكن هلند، ایامی سراسر آشوب و خطر بود ، كه با قتل یك فیلمساز هلندی به نام " تئو ون گوگ"  آغاز شد و با به آتش كشیدن مساجد و مدارس مسلمانان در این كشور ادامه یافت . در این مدت مسلمانان ساكن این كشور كه اكثریت آنان را مهاجران تشكیل می دهند در جوی از خشونت و وحشت به سر بردند كه با احساسات برخاسته از نژاد پرستی و دُگم اندیشی مسیحیان متعصب این  كشور شدت یافته است . این خشونت ها به دنبال اقدام " تئو ون گوگ " در ساخت فیلمی درباره وضعیت زنان در دنیای اسلام ایجاد شد . ون گوگ در حدود شش ماه پیش فیلم كوتاه  مستندی با نامSubmission ( به معنای انقیاد ولی با معنای تلویحی " اسلام" و یا "تسلیم" ) ساخت و تلویزیون هلند نیز این فیلم را در ساعت پربیننده شب پخش كرد و بدین ترتیب احساسات قریب به یك میلیون مسلمان هلندی و یك میلیارد مسلمان جهان را به چالش فرا خواند . این فیلم كه نویسنده آن ( یك زن سابقاً مسلمان سومالیایی به نام " عیان حرثی علی") داعیه واقعی بودن آن را دارد داستان زندگی زنی را حكایت می كند كه به دفعات توسط اعضای خانواده خود مورد تجاوز قرار گرفته است و در حالی با خدا راز و نیاز می كند كه تنها چادری سیاه بدن برهنه وی را پوشانده است. در خلال این فیلم به دفعات زنی نیمه عریان به تصویر كشیده می شود كه آثار شلاق بر تن او نقش بسته ، در حالی كه بر پشت و ران وی آیات مربوط به تحریم زنا نوشته شده است .  ون گوگ با این اقدام بسیار عجیب و توهین آمیز كه اعتقادات بیش از یك ششم جمعیت جهان را به چالش كشید دلیل ساخت چنین فیلمی را دفاع از آزادی های تحریم شده زنان در دنیای اسلام ، اعتراض به خشونت های وارده نسبت به این زنان و همچنین پایبندی به اصل آزادی بیان ، عنوان كرده بود . دوست و همكار وی در شركت فیلم سازی اش در این باره گفته است كه " وی یك چهره جنجالی و قهرمان آزادی بیان بود." آیا به راستی اهانت به اعتقادات مردم را می توان آزادی بیان نامید ؟

آزادی بیان ، خشونت و ترور

آیا توهین و تحقیر ملل به واسطه اعتقاداتشان با اصول آزادی بیان سازگار است ؟ به نظر می رسد كه "تئو ون گوگ" و هواداران وی " آزادی بیان"  را با " انكار احترام و حقوق اقلیت " اشتباه گرفته اند ، آنان چون در كشور هلند در اكثریت اند و مسلمانان در اقلیت ، به خود این اجازه را می دهند كه اعتقادات اقلیت را به سخره بگیرند و مقدساتشان را بی حرمت سازند . آیا این خود نمونه ای از اعمال خشونت نیست ؟ اعمال خشونتی كه اسباب و ابزار آن نه تفنگ ، بمباران هوایی و عملیات انتحاری ، كه اعمال خشونت به طرق نوین و با ابزار رسانه و فیلم است. هلندی ها  و مردم اروپا جوان مسلمانی كه تئو ون گوگ را به قتل رسانده ، نماینده وحشیگری اسلام و یا حمایت اسلام از خشونت می دانند ، ولی این اعمال فشارهای پنهان بر حقوق اقلیت را نادیده می گیرند. اعمال خشونت اكثریت علیه اقلیت همانند خشونت و محدودیتی است كه سفید پوستان امریكا بر سیاه پوستان اعمال می كردند. آنها، نژاد خود را تنها به این دلیل كه در اكثریت بودند نژاد برتر و برگزیده می نامیدند و همین دلیلی بود بر سوء استفاده، دار زدن و به آتش كشیدن سیاه پوستان. آیا اینك در این سال های اخیر با افزایش پدیده مهاجرت و افزایش شمار مسلمانان در اروپا با این پدیده – خشونت اكثریت علیه اقلیت - روبرو نیستیم؟. خشونت پنهانی كه اكثریت علیه اقلیت مسلمان و مهاجر ابراز می دارند و دین آنان را عقب مانده می خوانند ؛ و انكار نمی توان كرد كه توهین به اعتقادات ، مقدسات و باورهای  یك فرد اثری سهمگین تر از توهین به خود فرد بر جای می نهد.

این سال ها به ویژه پس از حادثه مركز تجاری نیویورك كه مسلمانان متهم به دست داشتن در آن شدند ، رسانه های امریكا مسلمین را تروریست های بالقوه معرفی كردند. چگونه است كه دنیا چشم بر انواع تروریست یهودی و مسیحی می بندد ولی اسلام را مترادف ترور و خشونت قلمداد می كند ؟ چگونه است كه اقدامات تروریستی گروه " القاعده" كه خود را مسلمان می خوانند به اسلام نسبت داده می شود ولی اقدامات تروریستی صهیونیست ها را كسی به آیین یهود و اقدامات صرب ها در قتل عام مسلمانان بوسنی و هرزگوین را به مسیحیت  نسبت نمی دهد ؟

امروزه در سراسر دنیا مظاهر خشونت و ترور فراوان است ، و به هیچ دین و آیینی بستگی ندارد" مبارزه جویان مسیحی آمریكا كه علیه پزشكان و مطب های دخیل در سقط جنین دست به ترور می زنند،  تروریست های بودایی كه در متروی ژاپن ، گاز مرگبار منتشر كردند، مائوئیست هایی كه در نپال فعال اند، پیكارجویان سیك در هند كه از جمله در قتل ایندیرا گاندی فعال بودند، شیعه ( شیعیان ) و سنی های تندرویی كه هر از چندی مسجد یكدیگر را در پاكستان به گلوله می بندند، تروریست های یهودی ضدعرب در مناطق اشغالی و الخلیل مثل گروه كخKach، افراطیون یهودی كه اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل را ترور كردند، افراطیون هندو كه مسجد تاریخی بابر را تخریب كردند، ستیزه جویان كاتولیك و پروتستان در ایرلند شمالی، مسیحیان و مسلمانان قداره بند اندونزی، ببرهای بیرحم تامیل در سری لانكا، ملی گراهای متعصب عراقی كه گروگانگیری می كنند، كله سفیدهای ضدترك آلمان و افراطیون ضدمهاجرت فرانسه و هلند، .... این فهرست می تواند همچنان ادامه یابد؛ اما همه اینها یك چیز را تاكید می كند: ترور یك صورت ندارد. ترور به یك قوم و یك مذهب منحصر نیست."(1) آیات مربوط به قتال در قرآن كریم به مراتب از موارد مشابه در تورات كمترست ، در كجای قرآن سراغ دارید كه خداوند به قتل عام تمام موجودات زنده یك شهر پس از فتح آن شهر دستور داده و یا كشتن و به قتل رساندن را مقدس خوانده باشد ؟ ولی در تورات ( كه مورد تایید پیروان ادیان یهود و مسیح است ) خشونت به دفعات تقدیس می شود ، درمزامیر داود كه لطیف ترین و عاشقانه ترین بخش های تورات است به دفعات از زبان داود نبی ، مرگی دهشتبار برای دشمنان آرزو شده است . *

" تئو ون گوگ " دو ماه پس از ساخت و نمایش گسترده این فیلم ، به دست یك جوان مسلمان هلندی – مراكشی به قتل رسید ، ولی باید توجه داشت كه آغازگر اعمال تخریبی نه این جوان مسلمان كه خود " ون گوگ " بوده است و عمل این مسلمان هلندی – مراكشی نه علت ، كه معلول رفتار كسانی است كه در یك برنامه سراسری احساسات دینی این افراد را - كه در تمام موازین حقوقی جهان بر احترام به آن تاكید شده – مورد بی حرمتی قرار داده اند. آیا یك یهودی و مسیحی در برابر توهین به مقدسات خویش  چنین عكس العملی نشان نخواهد داد ؟ آیا این قبیل اعمال تنها و تنها با اصل آزادی بیان قابل توجیه است؟ آیا آزادی بیان و حقوق بشر تنها باید در برابر مسلمانان اعمال گردد و به صورت چماق دائمی بر سر اعتقادات و باورهای آنان فرودآید؟ آیا " دفاع از مدارا، آزادی و حقوق بشر تنها به صورت یك‌ جانبه و( تنها ) برای تأمین منافع ارباب ثروت و قدرت اعمال نمی‌شود" ؟ آیا این میزان تساهلی كه در برابر آزادی بیان و روایی آن برای صاحبان قلم و اندیشه اعمال می شود برای پیروان همه ادیان اعمال می شود و یا تنها به طور خاص ، منافع و مصالح برخی ادیان را در نظر دارد؟ " همگی ماجرای روژه گارودی را.... كه به خاطر انكار هولوكاست محكوم شد( به خاطر دارند ) . هنوز هم در كشورهایی مانند فرانسه و آلمان نفس انكار كشتار یهودیان جرم تلقی می‌شود. مبنای حقوقی قضیه البته این است كه هیچ كس حق ندارد با تبعیض قومی و نژادی باعث گسترش خشونت و نفرت در جهان باشد.بر اساس قوانین همین كشورهای لاییك ، اهانت كردن و به تمسخر گرفتن هر كسی بر مبنای نژاد، دین، جنسیت یا رنگ پوست جرم تلقی می‌شود. اما هیچ وقت از خود پرسیده‌اید چرا در اكثریت قریب به اتفاق موارد، این قانون تنها درباره‌ی مسیحیان و یهودیان اجرا می‌شود؟ چه چیزی باعث می‌شود كه اهانت به عقاید و تاریخ مسلمین امر بی‌اهمیتی باشد و به سادگی همه از كنار آن عبور كنند؟ ... اگر فیلم‌ سازی ، آیات انجیل یا تورات را بر بدن زن برهنه‌ای در حال ادای فرایض دینی مسیحی یا یهودی نقش می‌كرد و سپس از طریق آن فیلم تحت پوشش دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان، عقاید دینی مسیحیان یا یهودیان را به سخره می‌گرفت، واكنش‌ دستگاه‌های قضایی غربیان چه بود؟ "(2) گویی در كشورهای غربی مقصود از" بشر" صرفاً ساكنان نیمكره غربی كره زمین است و آزادی بیان تنها به غربیان اختصاص دارد  و  " حقوق بشر خوب است " مادامی كه فرد مسلمان نباشد، و " آزادی بیان وجود دارد" تا وقتی گوینده مسیحی یا یهودی باشد.در این دنیایی كه پایه های آن بر قدرت نظامی بنا شده است سهم غربیان ، آزادی در توهین به اعتقادات سایر ادیان و ملل است  و سهم مسلمانان سركوب و دم بر نیاوردن در برابر هر گونه حقارت و توهین به مقدسات.!!

خشونت علیه زنان

از سوی دیگر این فیلم بر یك محور اساسی تاكید بسیار دارد و آن هم اعمال خشونت علیه زنان در دنیای اسلام است . در نزد مسلمانان و با وجود تمام اختلافات ناشی از مذاهب آنها ، قرآن كریم و نام مبارك حضرت رسول (ص) برای همه مسلمین از ارزش بسیار برخوردار است. مسلمانی كه (اعم از شیعه ، سنی ، وهابی و دیگر فرق) باور دارد بدون وضو نباید آیات قرآن را مسّ كند چگونه ممكن است كه آیات قرآن را بر بدن یك زانی بنویسد ؟ انجام چنین عملی در آیین اسلام و در میان مسلمانان  چه میزان امكان وقوع دارد ؟

از دیگر سو آیا " خشونت علیه زنان " تنها مختص اسلام است ؟ آیا آنچه اینان ادعا می كنند  تنها در آیین اسلام آمده است؟ " اهل تحقیق می‌دانند كه در متن تورات سخنانی كه درباره‌ی زنان آمده است و احكام دین یهود درباره‌ی زنان به مراتب گزنده‌تر از چیزی است كه در قرآن آمده "(3)به عنوان مثال : " بر اساس توصیه های كتاب عهد عتیق(تورات) اگر زنی نتوانست باكره بودنش را به شوهرش اثبات كند زن را به خانه پدر می آورند تا سنگسار شود."(4)  البته انكار ناپذیر است كه خشونت علیه زنان نه تنها مختص به دین خاص ، كه منحصر به جوامع خاص هم نیست ؛ برای نمونه به این خلاصه خبر توجه كنید : "از هر چهار زن در بریتانیا یكی با خشونت خانوادگی روبرو بوده است ... در بریتانیا از هر سه مراجعه كننده زن به بخش اورژانس بیمارستان ها ، یكی در اثر خشونت خانوادگی آسیب دیده است.... در انگلستان و ویلز در هر هفته دو زن به دست شوهران فعلی یا سابق خود كشته می شوند... پلیس لندن می گوید در هر ماه 7650 مورد از خشونت خانوادگی علیه زنان گزارش می شود"(5)

در كشورهای غربی دولت ها برنامه و قانونی تحت عنوان " حمایت از زنان در برابر خشونت " دارند. در مفید بودن این قانون برای زنان تردیدی نیست ، این قانون زنان را در برابر خشونت های جسمی، جنسی و روانی حمایت می كند. ولی وجود این قانون در قوانین این كشورهای توسعه یافته ، پیشرفته و آزاد دال بر یك حقیقت است ، در این كشورها نیز زنان به فراوانی در معرض خشونت قرار دارند و خشونت علیه زنان تنها محدود و منحصر به جوامع توسعه نیافته عقب مانده ، جهان سومی و یا جوامع اسلامی نیست؛  " ... در پیشرفته ترین كشورهای جهان ، زنان و كودكان از تبعات و عوارض ناشی از خشونت به خصوص در زندگی خانوادگی رنج می برند و آزارهای جسمی و جنسی و روانی نه تنها تندرستی، سلامت عقل تعامل عاطفی و روانی آنها را به خطر می اندازد بلكه جامعه را نیز متضرر می سازد"(6)  ما به هیچ رو در صدد توجیه خشونت علیه زنان در دنیا نیستیم ولی باید در نظر داشت كه اگر بناست كه هنرمندان غربی با آزادی بیان به نقد و یا روایت وضعیت زنان در دنیا بپردازند چرا تنها دریچه دوربین خود را به روی كشورهای اسلامی گشوده اند ؟. آیا این افراد دچار دوربینیِ مفرط اند كه از دیدن خشونت علیه زنان در جوامع خود عاجزند ؟ و یا اینكه با یك برنامه از پیش تعیین شده و یا برای كسب شهرت در جوامع سطحی نگر اروپایی منحصراً مشكلات زنان مسلمان را با بزرگ نمایی به دیگران نشان می دهند ؟ به نظر می رسد كه این چنین برنامه هایی تنظیم شده ، نمی تواند از قانون اتفاق و پیشامد تبعیت كند و دست هایی پنهان و افكاری موذی پشت سر این نمایش های به ظاهر انسان دوستانه پنهان شده است.

ارزش هنری فیلم انقیاد

و اما در باره ارزش هنری این فیلم گفتنی ها بسیار است " فیلم تسلیم ... از نظر سینمایی فیلم مهمی نیست، بلكه اهمیتی فرامتنی دارد و آن را از دنیای خارج از جهان فیلم می گیرد"(7) بی شك قتل ون گوگ و آشوب های ایجاد شده پس از آن در اقبال عمومی نسبت به این فیلم بی تاثیر نبوده است " تئو ون گوگ با اینكه فیلمساز پركاری بود، فیلمساز مهمی نبود و شهرتش را در خارج از هلند بیشتر مدیون جد بزرگوارش " ونسان ون گوگ " بود؛ وی در ۱۹۵۷ به دنیا آمد.

ابتدا در رشته حقوق تحصیل كرد و پس از رد شدن در آكادمی فیلم تصمیم گرفت سینما را نزد خود بیاموزد. نخستین فیلمش به نام آبجو Lagerدر ۱۹۸۱ او را به عنوان چهره ای غیر متعارف در سینمای هلند معرفی كرد. به دنبال آن پس از ساختن چند فیلم كم اهمیت به تلویزیون روی آورد و اجرای چند برنامه تلویزیونی بحث و گفتگو را به عهده گرفت.  ون گوگ افكار شدیداً ضد مذهبی داشت و در برنامه های تلویزیونی و مقاله هایش به انتقاد صریح از اسلام و یهودیت می پرداخت و در یكی از این برنامه ها از رهبران یهودی و مسیحی به عنوان " ماهیان گندیده ناصریه " نام برد اما نوك تیز حملاتش بیشتر متوجه روحانیون مسلمان هلندی بود.... ون گوگ، یكی از بیست و پنج فیلمسازی بود كه فیلم پنج دقیقه ای او در مجموعه بیست و پنجگانه منظرهایی از اروپا، اخیرا درجشنواره فیلم لندن به نمایش درآمد (كه)  یكی از ضعیف ترین فیلم های این مجموعه بود "(8) از این مختصر و از سابقه كاری " ون گوگ" بر می آید كه وی نه كارگردانی مطرح و صاحب سبك كه هنروری جویای  نام و شهرت بوده است ، و اقدامات و آثار وی نشان از آن دارد كه در دستیابی به شهرت از هیچ كوششی دریغ نورزیده و در نهایت جان خویش را بر سر آن نهاده است. " تئو ون گوگ در ساخت فیلم " تسلیم" از مشاوره و راهنمایی های "عیان حرثی علی" (مهاجرسومالیایی تبار و نماینده كنونی پارلمان هلند) كه نویسنده فیلمنامه و گفتار فیلم است بهره برده است.

ایده زن مسلمان سركوب شده و تحت ستم كه از سوی پدر، همسر، عمو و دیگر اطرافیانش مورد آزار و سوء استفاده جنسی قرار می گیرد ، از سوی او مطرح شده است.... یقیناً او تمام تجربیات تلخ و دردناك زندگی شخصی خود را به عنوان یك دختر مسلمان در جامعه بسته و مسلمان آفریقایی كه درك خشك و منجمدی از اسلام دارند و در آن سنت های پوسیده قبیله ای مثل ختنه كردن زنان با اعتقادات اسلامی درآمیخته (حرثی علی خود در سن شش سالگی ختنه شده است)، به عنوان یك حقیقت مسلم و قطعی در قالب یك فیلم كوتاه (video art) به جامعه اروپا كه دچار اسلاموفوبیا (ترس از اسلام) است، ارائه كرده است.درك " حرثی علی" از اسلام و سركوب زنان مسلمان به نظر خیلی عامیانه، سطحی و یك بعدی می آید. زنان مسلمان مدرن زیادی در جهان هستند كه بین ایمان خود و زندگی مدرن تعادل و توازنی یافته اند و بسیاری از مردان مسلمان، رفتار شایسته و مناسبی با زنان خود داشته و آنها را عزیز می دارند. " تسلیم"  می خواهد یك نگاه گرافیكی به خشونت (ادعایی ) باشد كه در جهان اسلام در حق زنان اعمال می شود. اما این فیلم كوتاه بیشتر از آنكه متكی به جنبه های تصویری (visual) و دیداری باشد، یك فیلم خطابه ای معمولی است كه از كلیشه های آشنا و مرسوم این گونه فیلم ها استفاده می كند.  فیلم با بهره گیری از كلیشه های فرمی (تكنیك های نخ نما شده ویدئو كلیپی) و روایی (تكنیك فلاش بك) می خواهد واكنش دلخواه سازندگان را در بیننده ایجاد كرده و با پوشاندن ضعف های استدلالی فیلم، بیننده احساساتی را به پذیرش نظرگاه فیلم متقاعد كند. فیلم علیرغم اینكه علیه یك ایدئولوژی به زعم سازندگان آن " زن ستیز" ساخته شده است، اما در عین حال دارای یك تمایل ایدئولوژیك آشكار است: اسلام ستیزی. ابتدا به نظر می رسد كه فیلم دارد روایت های متعددی از زن های گوناگون را كه به شكل های مختلف و در موقعیت های متفاوت مورد آزار و سوء استفاده جنسی مردان مسلمان قرار گرفته اند، از زبان زنی كه با ظاهری غیر معمول (چادر نازك بدن نما كه بدن برهنه زن را نشان می دهد و قرار است تمثیلی باشد از جسم زنانه كه تحت سركوب حجاب قراردارد) به نماز ایستاده و باخدا حرف می زند، بیان می كند. اما در واقع فیلمساز دارد قضیه ای را می پروراند كه متكی بر اجزایی است كه به صورت یك كلیت یكپارچه عمل می كند و درجهت القاء فكر سازندگان آن پیش می رود. لحن اغواگرانه و شهوانی زن ( كه در تعارض با آئین مذهبی ای كه دارد اجرا می كند قرار دارد، ) چهار قصه از دوران گذشته را روایت می كند كه بیش از آنكه بیانگر وضعیت زنان ستمدیده و مظلوم مسلمان باشد، روایت های شهوانی و اروتیكی اند كه به سبك هزار و یكشب ... بیان می شود. اما " حرثی علی" نویسنده فیلم گفته است كه ایده آن را از یك زن نیجریه ای كه سال گذشته بخاطر زنا محكوم به سنگسار شده، گرفته است . اما تكرار این تصویر از زاویه های مختلف این فكر را به بیننده القاء می كند كه سازندگان آن، براساس واقعیت های مستند و متكی بر شواهد عینی و انكارناپذیرعمل كرده اند. اگرچه این نماها نیز جز تقویت و تشدید فضای شهوانی فیلم ، كاركردی ندارند. حتی طراحی نقش ضربه های شلاق بر پیكربرهنه زن كه بسیار ناشیانه انجام گرفته، تنها می تواند احساسات رقیق بینندگان ساده پسند و عامی را برانگیخته و احیاناً آنها را منقلب نماید. در واقع ون گوگ با استفاده از موتیف های اسلامی مثل نماز، سجاده، چادر و آیات قرآن و قراردادن آنها در یك فضای پر از شهوت و خشونت، خواسته است از این نشانه های قدسی، آشنایی زدایی كرده و تاویل ضدمذهبی خود را كه در پوشش دفاع از حقوق زن انجام گرفته، ارائه دهد. اگرچه ون گوگ در القای نظرگاه خود و تحمیل آن به بیننده ... موفق است، اما فیلم او از لحاظ بیانی و سینمایی در حد یك خطابه عمل كرده و ایجاد جنجال و مشاجره پیامد گریزناپذیر این گونه فیلم ها است."(9)

به هر روی این فیلم به قیمت گزافی به نمایش درآمد ؛ نه تنها كارگردان آن جان خود را بر سر آن نهاد بلكه مدارس ویژه مسلمانان و مساجد بسیاری طعمه آتش شد و جو وحشت و ناامنی سراسر هلند را فراگرفت . آیا تئو ون گوگ و یا حرثی علی در ابتدا می دانستند كه چنین قیمتی گزاف برای شهرت طلبی آنان پرداخت خواهد شد ؟

بهتر آن است متفكرین اسلامی راهكاری عملی برای رویارویی با چنین اقداماتی تعریف كنند. آنچه از شرایط روز جهان بر می آید آن است كه دنیای مسیحیت و قدرت مداران آن برای رویارویی با اسلام كه منافع آنها را به خطر می اندازد از هیچ اقدامی فروگذار نخواهند كرد و بهتر آن است كه مسلمانان با مسلح شدن به سلاح اندیشه ، منطق ، گفتگو و ابزار نوین برقراری ارتباط از قبیل فیلم و سینما به این هتاكی ها پاسخ گویند .

زنی و احكام آن در اسلام

موضوع این فیلم چنانكه گفتیم راز و نیاز ! زنی زانی با خداست و اعتراف به آنچه انجام داده و ارائه تصویری از زنی است كه حد زنا بر او جاری شده است . در این بخش از مقاله در نظر داریم با نگاهی بر منابع فقهی راه های اثبات زنا را بررسی كنیم . به عبارت دیگر چه هنگام می توان فردی را به جرم برقراری ارتباط جنسی خارج از چارچوب خانواده متهم كرد و حدود الهی را بر او جاری نمود؟

بنا بر قوانین كشورهای غربی ، تجاوز به عنف تنها در صورتی معنا می یابد كه عمل جنسی بدون رضایت زن و یا با اعمال تهدید انجام گیرد ، در این قوانین انجام این اعمال در چارچوب خانواده و یا غیر آن فاقد اهمیت است . به عبارت دیگر آنچه در این قوانین مهم است رضایت طرفین است و نه اخلاقی بودن آن، و همچنین در تئوری های  اخلاق نوین در غرب آنچه مهم است و یا  فلسفه ازدواج و انتخاب همسر قانونی اعلام می شود ، " اطمینان پدر است به پدری خود، نسبت به فرزندی كه از زن معینی به دنیا می‏آید؛ " چرا كه ازدواج و خانواده را راهی برای یافتن وارث قانونی و برحق می دانند به بیانی دیگر خانواده در غرب درخدمت اقتصاد درآمده است ، در صورتی كه در اسلام و جوامع اسلامی خانواده برای اعتلای اخلاقی – عاطفی انسان و پرورش انسان های توانمند شكل می گیرد. در اینجاست كه میان تعریف این دوجامعه - غربی و اسلامی - از تجاوز به عنف تفاوت ایجاد می شود . در اسلام هر گونه رابطه جنسی خارج از چارچوب خانواده مذموم و مورد نكوهش است و در صورتی كه انجام چنین عملی ثابت شود ، قوانین و حدودی بر آن مترتب است. راه های اثبات ارتباط جنسی خارج از چارچوب خانواده یكی از راه های زیر است :

1- اقرار خود فرد

- زنا به وسیله اقرار و با شروط بلوغ ، عقل ، اختیار و قصد اقرار كننده ثابت می شود ؛

- اقرار حتماً باید چهار مرتبه به صورت صریح تكرار شود ، به طوری كه جای شبهه در آن باقی نماند.

2- شهادت

در این صورت به دلیل (یا دلایل) و شاهدان معتبر كه كمتر از چهار مرد (یا سه مرد و دو زن ) نباشد، قابل اثبات خواهد بود ولی در تعداد و نحوه شهادت شهود باید شرایطی وجود داشته باشد تا شهادت آنان قابل تامل و بررسی باشد :

-      اگر تعداد شهود كمتر از چهار نفر باشد ، زنا  ثابت نمی شود و شهود  به جهت وارد آوردن تهمت ، حدّ زده می شوند،

در قوانین فقهی اسلام برای ادای شهادت در موضوعاتی نظیر قصاص ، وصیت ،ارث و طلاق وجود دو شاهد كفایت می كند ولی تنها در مورد اثبات زناست كه اسلام وجود چهار شاهد را لازم و ضروری دانسته است و این خود جای تامل دارد . چرا كه در اسلام آبروی آدمی از ارزشی برابر با جان او برخوردار است و حفظ آبروی مسلمان در روایات معصومین بسیار تاكید شده و حساسیت اسلام دراین زمینه به خوبی مشهود است. در قوانین اسلامی و فقهی با افزایش تعداد شهود در این زمینه راه را برای معاندان و كسانی كه قصد وارد آوردن اتهام دارند سد می شود و آبروی افراد بی مورد بر باد فنا نمی رود. علاوه بر این در یكی از معتبرترین منابع فقه شیعه ، كتاب  " شرایع الاسلام " محقق حلی ، شروطی برای شهود در نظر گرفته شده است ، یعنی شهادت هر فرد مدعی قابل قبول نیست و شاهد باید دارای امتیازات و ویژگی های  بالغ ، عاقل ، با ایمان وعادل ( عادل كسی است كه گناه كبیره ای را آشكارا انجام نداده باشد) باشد و علاوه بر این فاقد دشمنی و غرض ورزی باشد، و پنج صفت پیشین در وی تا صدور حكم باقی بماند ، به عبارت دیگر از زمان ادای شهادت تا اعلام حكم از وی عملی سر نزند كه ناقض صفات پنجگانه فوق باشد.

-        شهود باید شاهد ارتباط جنسی باشند به عبارت دیگر منحصراً تنها بودن زن و مرد نامحرم دلیل بر وقوع ارتباط جنسی نامشروع نیست بلكه باید شهود بر مشاهده " دخول " شهادت دهند .

چنانكه ملاحظه می كنید قوانین اسلامی برای اثبات ارتباط جنسی نامشروع شرایط بسیار سختی را چه به لحاظ تعداد شهود ، شرایط آنها و نحوه شهادت در نظر گرفته است و حال شما خود قضاوت كنید با وجود چنین موانع و شرایطی آیا می توان وقوع چنین عملی را شهادت داد ؟ كدام آدم عاقلی است كه عمل نامشروع را در حضور چهار شاهد عاقل و بالغ و عادل انجام دهد ، اگر فردی چنین كند به راستی باید در سلامت عقل وی شك كرد كه دراین صورت نیز بر مجنون حرجی نیست . تنها راه عملی و ممكن اثبات چنین عملی اقرار خود فرد است كه آن هم باید چهار بار و با اقرار كامل انجام گیرد ، كه در این مورد هم طبق آموزه های اسلام پوشیده داشتن گناه و توبه كردن در خفا توصیه شده است.

در روایت است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

هر كس به این پلیدی ها( یعنی زنا و گناه) خود را آلوده كند، و آنرا بپوشاند، خدای نیز بر او بپوشاند و هر كس آن گناه كه مرتكب شده است بنماید( و به وسیله اقرار آشكار كند) حد بر او اقامه خواهیم كرد.

و در روایت است كه علی علیه السلام به مردی كه چهار بار به زنا اقرار كرد، فرمود:

برای مرد چه زشت است كه پاره ای از این گناهان زشت را مرتكب می شود، و آنگاه (با اقرار) در میان مردم، خود را رسوا می كند. او چرا در خانه خود توبه نكرد؟! سوگند به خدای تعالی كه توبه او بین خود و خدایش، با فضیلت تر است از اینكه حد بر او جاری گردد.

گذشته بر این در قوانین اسلام راه توبه حتی در این مورد نیز باز است و اگر كسی با وجود تمام این شرایط سخت به زنا متهم شد ، در صورت توبه بخشوده می شود. به بیانی دیگر اسلام همواره با رافت و مدارا با لغزش های انسان برخورد می كند و تنها به فكر انتقام و یا اجرای حدود الهی نیست چرا كه هدف از قوانین اسلام گسترش اخلاق و نزدیكی انسان به خداست و نه منحصراً جاری ساختن احكام و قوانین .

در فروع كافی آمده است كه " زنی باردار نزد حضرت امیرالمؤمنین به زنا اقرار كرد. حضرت به او فرمود: آیا شوهرداری؟ گفت: آری. فرمود: وقتی زنا كردی، شوهرت در سفر بود، و یا حضر؟ گفت: در حضر بود. فرمود برو و پس از وضع حمل بازگرد. زن رفت و پس از وضع حمل ، به حضور حضرت بازگشت و داستان را از سرگرفت و درخواستی كرد كه به وسیله اجرای حد او را پاك گردانند. امام فرمود: از چه چیز تو را پاك بگردانم؟ گفت: من زنا كرده ام. حضرت پرسید: آیا شوهر داشتی(به هنگام زنا كردن)؟ گفت: آری. پرسید: آیا شوهرت به سفر رفته بود، یا پیش تو حاضر بود؟ گفت: حاضر بود و به سفر نرفته بود. حضرت فرمود تا آن زن برود و دو سال بچه خود را شیر دهد. او رفت و پس از دو سال برگشت، و باز شروع به سخن كرد و گفت: ای امیرالمؤمنین، دو سال كودكم را شیر داده ام، مرا از گناه پاك گردانید(و بار دیگر اقرار كرد). فرمود: وقتی این عمل را مرتكب شدی، آیا شوهر داشتی؟ گفت: بلی داشت. پرسید: در آن هنگام، آیا شوهرت در سفر بود؟گفت: نه پیش من بود. آنگاه به او فرمود كه حالا برو، و كودك خود را سرپرستی كن. او گریان از حضور امام برمی گشت كه عمروبن حریق مخزومی را دیدار كرد. عمرو از او پرسید: چرا گریه می كنی؟ زن همه داستان را برای وی نقل كرد. عمرو گفت: سرپرستی كودك تو را من برعهده می گیرم، برگرد تا حضرت ترا پاك گرداند. او برگشته و قضیه را به عرض رسانید. حضرت باز مثل اینكه از آنچه گذشته است آگاهی ندارد، فرمود مگر چه شده كه عمرو سرپرستی بچه ات را می خواهد عهده دار شود. گفت: یا علی من زنا كرده ام، مرا از عقوبت آن پاك بگردان. پرسید: آیا در آن وقت، شوهر داشتی؟ گفت: آری داشتم. پرسید: در آن هنگام كه این جرم را مرتكب شدی، آیا شوهرت در سفر بود، یا حضر؟ گفت: در حضر بود. حضرت سربه سوی آسمان برداشت و عرض كرد، خدایا برای تو چهارگواهی علیه آن زن ثابت شد و تو خود به پیغمبرت خبردادی، هر كس حدی از حدود مرا تعطیل كند، با من دشمنی كرده است. خدایا من فرمانبردار تو و بر سنت پیغمر تو هستم. در این هنگام عمرو دید كه روی مبارك آن حضرت از ناراحتی سرخ شده، عرض كرد یا امیرالمؤمنین! من خیال می كردم اگر كودك آن زن را سرپرستی كنم، كار خوبی كرده ام و حالا می بینم این كار در نزد شما صورت خوبی نداشته است. از اینرو من بچه او را سرپرستی نخواهم كرد.حضرت فرمود: پس از چهاربار گواهی دادن دیگر كار از كار گذشته است. باید كودك او را نگهداری و سرپرستی كنی. آنگاه حضرت بر منبر رفت و مردم را به نماز خواند، و سپس فرمود: ای مردم! امیر شما فردا با این زن به بیرون شهر می رود، تا به خواست خدا حد بر او جاری كند. شما نیز از شهر بیرون شوید، و سنگریزه هایی با خود بیاورید و با یكدیگر تا بازگشت به خانه سخن مگوئید. فردا فرا رسید و بدینگونه كه فرموده بود از شهر خارج شدند. حضرت دستور داد گودالی كندند و آن زن را تا به سینه در آن نهادند، و سپس رو به جماعت كرد و فرمود: هر كس در گردنش حدی باشد، حق اقامه حدی را ندارد. مردم بدنبال این سخن متفرق شدند."

* در مزمور 35 تحت عنوان " طلب كمك از خداوند" در بند یك میخوانیم : ای خداوند با دشمنانم دشمنی كن و با كسانی كه با من می جنگند بجنگ ... و در بند هشت پس از بسیاری بلایا كه داود بر دشمنانش آرزو می كند ، می خوانیم : باشد كه غفلتاً بلایی بر آنها نازل شود و در  دامی كه نهاده اند و چاهی كه كنده اند خود گرفتار شوند. و همچنین در مزمور 53 از بند 4 به بعد می خوانیم : این بدكاران ...قوم خدا را مانند نان می بلعند ولی زمانی كه فكرش را نمی كنند ناگهان وحشت وجود آنها را فراخواهد گرفت زیرا خداوند دشمنان قوم خود را هلاك كرده ، استخوان هایشان را روی زمین پخش خواهد كرد . نمونه دیگر در مزمور 54 و بند 5 است : ای خداوند ... تو امین من هستی و دشمنان مرا ریشه كن خواهی كرد . (از این نمونه ها در تورات بسیار است. )

منابع :

1- مقاله "درون ذهن یك تروریست"  از وبلاگ سیبستان

 3 و2-  مقاله " چهره‌ی مخدوش آزادی بیان" از وبلاگ ملكوت

4- مهدی معتمدی مهر ، حمایت از زنان در برابر خشونت ، نشر برگ زیتون1380 ص 24

5- سایت خبریBBC

6- حسن تربتی نژاد، اسلام و خشونت ، انتشارات حرم ، ص 76

7 و8 و9- مقالهنگاهی به فیلم"تسلیم" ساخته تئو ون گوگ ، پرویز جاهد. وبلاگ خشت و آینه

تحریر الوسیله امام خمینی

شرایع الاسلام محقق حلی

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 0:43  توسط عبدالله روشنایی   | 

عصر سیاسی ،اجتماعی نیما یوشیج

 

 

در آمدی بر ادبیات معاصر

تحولات ادبی جامعه ی ایران را از زمان امضای فرمان مشروطیت (1324هجری قمری ) تا به امروز«ادبیات معاصر »نامیده اند.آمدن صنعت چاپ به ایران وگسترش روزنامه نویسی ،آشنایی ایرانیان با ادبیات اروپایی ،نهضت ترجمه ونشر آثار اروپایی وتاسیس مدرسه دارالفنون راازعمده عواملی می توان دانست که در این تحول ودگرگونی موثر بوده اند .

به ئنبال تغییر در شئون اجتماعی جامعه ،تحولاتی درعرصه ی نثر وشعر نیز اتفاق افتاد .درحوزه ی نثر ترجمه داستان ها ونوشته های اروپاییان که راه را برای ساده نویسی هموار کرد ، آثار ونوشته هایی رواج یافت که با اثار گذشته تفاوت هایی چشم گیر داشت .تغییراتی که درنثراین دوران اتفاق ایجاد شد به شرح زیر است :

1-  زبان نوشته ها به زبان مردم نزدیک شد .

2- موضوع ومحتوای نوشته ها نیز زیروروشدوواقعیات زندگی ،دردهای اجتماعی و..... فضای نثر وشعر را تحت تاثیرقرارداد .

3- طنزولطیفه های انتقادی در ادبیات این دوره افزایش یافت .

4- واژه های مترادف الفاظ خشک ونا آشنا ،آرام آرام از فضای نوشته ها رخت بربست واندیشه وبیان روشن به لفّاظی ها وپرداخت های متکلفانه پایان بخشید.

هم پای تحولات درنثر ،دردرون مایه ی شعر فارسی دگرگونی هایی چشم گیر به وقوع پیوست .شعر این دوره با پویایی وتازگی محتوا وطرح مسائلی همچون آزادی ، وطن ،قانون ،کارگران و..... توانست با جنبش مشروطیت همگام شود .با این همه ،هنوز اندیشه ی تغییر در ساخت وصورت شعر به طور جدی وهمیق مطرح نشده بود .درهمین سال ها ( عشقی ،لاهوتی، دهخدا،ایرج میرزا و.... ) هریک کوشیدند تا راهی نو در شعر بگشایند .

سرانجام نیما یوشیج (علی اسفندیاری )با سروردن قطعه «افسانه» در سال 1301 آغاز گر تحولی بزرگ شد وپس ازآن در سال 1316 شعر «ققنوس» که نخستین شعر او از نظرگاه تخیل ووزن آرایی وقافیه بندی با شعر گذشتگان کالما متفاوت بود عرضه کرد .

عصر شعر نیمایی را به دلیل رویدادهای مهم به چند دوره تقسیم کرده اند :

دوره اول : از 1304( آغاز سلطنت رضاخان )تاشهریور 1320 (آغاز حکومت محمد رضا پهلوی )

دوره دوم : 1320 تا 1332(کودتای 28مرداد )

دوره سوم: 1332تا 1342( قیام پانزده خرداد )

دوره چهارم : 1342تا 1357 ( انقلاب اسلامی ) .

دوره نخست را باید دروه ی درخشش نیما وجدال بر سرکهنه ونو دانست .دوره دوم دوره تاثیر نیما بر دیگران وشکوفایی شیوه ی او وانتشار نشریه های ادبی هم چون روزگار نو ،پیام نوو..... استدوره سوم ،شعرتغزلی گسترش یافت وزبان رمز گونه وادبیات اجتماعی وحماسی که چندان خوشایند رژیم سلطنت نبود رواج پیدا کرد .

دوره چهارم را باید دوره کمال جریان های ادبی دوره ی پیشین دانست .از برجسته ترین ومشهورترین چهره های شعری پس از نیما ،مهدی اخوان ثالث وسهراب سپهری را می توان نام برد .

از ویژگی های بارز شعر نیما یی پرداختن به مسائل اجتماعی با زبان نمادین است ،شاعر با بهره گیری از عناصر محیط خویش به بیان تنگناهای جامعه می پردازد .

به عنوان مثال شعر «می تراود مهتاب »تصویر عصر شب زده وجامعه ی غفلت آلودی است که نیما درآن زندگی می کند.شاعر بادل گرفته از رخوت وخواب زدگی جامعه ،درپی یافتن راهی است که بیداری وآگاهی را به جامعه برگرداند .

زندگی نامه نیما یوشیج

علی اسفندیاری "نیما یوشیج" روز ۲۱ آبان ۱۲۷۴ شمسی در دهکده دور افتاده      « یوش» مازندران به دنیا آمد.نیما دوران طفولیت را در دامان طبیعت و در میان شبانان و" ایلخی بانان" گذراند که به هوای چراگاه ، به نقاط دور، ییلاق و قشلاق می کنند و شب بالای کوهها به دور هم جمع می شوند و آتش می افروزند. او بعدها از سراسر دوران کودکی ، به گفته خودش ، « جز زد و خوردهای وحشیانه و چیز های مربوط به زندگی کوچ نشینی و تفریحات ساده در آرامش یکنواخت و کور و بیخبر از همه جا ، چیزی به خاطر نداشت »(از صبا تا نیما ، جلد دوم ،ص ۴۶۶). نیما خواندن و نوشتن را در زادگاه خود نزد آخوند ده آموخت . دوازده سال داشت که با خانواده  اش به تهران آمد و پس از گذراندن دوره دبیرستان برای فراگرفتن زبان فرانسه به مدرسه« سن لویی»  رفت . در مدرسه خوب کار نمی کرد و تنها نمرات نقاشی و ورزش به دادش می رسید . سال های اول زندگی مدرسه اش به زد و خورد با بچه ها گذشت.اما بعد ها مراقبت و تشویق یک معلم خوشرفتار « نظام وفا»  شاعر بنام ،او را به خط شعر گفتن انداخت . در ابتدا به سبک معمول قدیم و مخصوصا" به سبک خراسانی شعر می ساخت . اما آشنایی به زبان فرانسه و ادبیات آن زبان راه تازه ای در پیش چشم او گذاشت . ثمره کاوشهای وی در این راه بعد از جدا یی از مدرسه و گذراندن دوران دلدادگی ، بدانجا انجامید که ممکن است در منظومه افسانه او دیده شود .نیما تابستانها به زاد گاه خود می رفت و این کاری بود که بعد ها هم ترک نکرد و تا آخر عمر ادامه داد . 

نخستین اثر منظوم نیما « قصه رنگ پریده » است . خود او می گوید :« من پیش از آن شعری در دست ندا رم»( همانجا، ص۴۶۷ ) این قصه را نیما در سال ۱۲۹۹ هجری شمسی سروده و یک سال بعد انتشار داده  و بعد قسمتهایی از آن به نام « دلهای خونین » در منتخبات آثار ، تالیف محمد ضیاء هشترودی، نقل شده است .       
نیما با سرودن قطعه های « ای شب» و « افسانه » نخستین اشعار دوره جوانی خود را ، که ارزشیاب شخصیت هنری وی هستند ، به و جود می آورد.   
قطعه « ای شب» که از یک سال پیش « دست به دست خوانده و رانده شده بود» ( همانجا، ص ۴۶۷ )در پاییز سال ۱۳۵۱ شمسی در روزنامه هفتگی « نوبهار» انتشار یافت. ادبا« گفتند انحطاطی در ادبیات آبرومند قدیم رخ داده است . مدتها در تجدد ادبی بحث کردند . شاعر کارد می بست ، جرات نداشتند صریحا" به او حمله کنند. کنایه می زدند، ولی صداها به قدری ضعیف بود که به گوش شاعر نرسید و بدون جواب ماند . در ظرف این مدت آن قطعه با بعضی شعرهای دیگر ، که در اطراف خوانده شده بود ، در ذوق و سلیقه چند نفر نفوذ پیدا کرد . آن اشخاص پسندیدند ، استقبال کردند و تیر به نشانه رسید ه بود . نشا نه شاعر قلبهای گرم و جوان بود . نگاه او به چشمهایی بود که برق می زدند  و تند نگاه می کنند . شعرهای او برای آنان ساخته شده بود.»( همانجا، ص ۴۶۸)  در سالهای ۱۳۰۵ دفترچه ای از اشعار نیما که منظومه « خانواده سرباز» و سه قطعه کوتاه « شیر، انگاسی، بعد از غروب» در آن بود ، منتشر شد.

نیما به خود و نتیجه کار خود اطمینان داشت . اول پیش خودش فکر کرده بود که هرکس کار تازه ای می کند سر نوشت تازه ای هم دارد . او به کاری که ملت به آن محتاج بود اقدام کرده بود . 

حقیقت این است که نیما هنوز در این راه از دیگر کسانی که پیش از او معایب شعر سازی به طرز قدما را دریافته و در پی راههای نوینی بودند ، متجددتر نبود . اما آگاهی بیشتر او به لطایف زبان فارسی و آشنایی مستقیم وی با ادبیات فرانسه و عاری بودن بیان او از بعضی لغات و عبارات و جمله بندیهای نا مانوس   و به خصوص طبع شاعرانه او ، به وی اجازه داد که دعاوی همکاران خود را با دادن نمونه هایی بهتر جالبتر عملا" اثبات کند . نیما طرح نظریات هنری را حرف می دانست و بیش از حرف به عمل پرداخته بود . کارنیما ، برخلاف کار رفقای دیگرش ، عجولانه و نسنجیده نبود . او نمی خواست محافظا ن را در همان قدم اول یکسره و یکباره از خود روگردان کند . چنان است که گویی استنباط کرده بود هموطنان وی به شکل و قالب شعر و الفاظی که در آن به کار می ورد ، بیشتر دلبستگی دارند تا به مضمون آنها . کار شاعر جوان در نخستین قدم هنوز « شکستن و فروریختن» نبود . او از اصول جاریه شعر فارسی منحرف نشد و شعرهای اولیه خود را در همان قالبهای معمول و معهود ریخت . وزن و قافیه را بجای خود گذاشت و قافیه ها را برای آنکه پشت سر هم تکرار نشود ،  یک مصرع فاصله داد و دیگر پیرامون قافیه ای که آورده بود نگشت تا از تاثیر یکنواخت و نا مطلوب قافیه های مسلسل و مکرر بکاهد و بدین ترتیب غزل با تغزل نوینی با مفردا ت خوب و ترکیب درست پدید آورد که دردها و غمهای شاعر یا به عبارت بهتر دردهای جامعه را ترنم می کرد. نیما بعد از سالها تلاش در عرصه شعر و ادبیات در زمستان ۱۳۳۸دلش هوای یوش کرد و خواست به آغوش طبیعت زادگاهی باز گردد. در آنجا بیمار شد . او را به شهر آوردند و در یک شب سرد قلبش از کار باز ایستاد و روز بعد « خاکها را بر جسد کوچکی می ریختند که دنیای بزرگی را با خود می برد.»( از نیما تا روزگار ما ، ص ۵۴) بدین قرار ، شاعر و سخندان بزرگ عصر ما، که به قول گلچین   « کوهی از گذرگاه گوینده برداشته و دانه نو در این سرزمین کاشته بود» شصت و چهار سال عمر کرد تا شب ۱۶ دی ماه ۱۳۳۸ در بازگشت از مازندران به سرماخوردگی و ذات الریه مبتلا شد و روز دوشنبه هجدهم آن ماه تن به خاک تیره سرد سپرد و « افسانه » زندگی پر ملالش به پایان رسید ، در حالی که ، اشعار و نوشته های بکر و با ارزشی در باره هنر و اندیشه خود به جا گذاشت که با عنوانهای زیرانتشار یافت:

 ۱. قصه رنگ پریده ، خون سرد( مجموعه شعر)، ۱۳۰۱ ، مطبعه ی سعادت،۲- فریادها (مجموعه شعر) ۱۳۰۵، خیام.۳- مرقد آقا (داستان)، ۱۳۲۳، کلاله ی خاور.۴- افسانه (منظومه)، ۱۳۲۹، علمی.۵- دونامه، ۱۳۲۹، بی نا.۶- ارزش احساسات (مقالات تحقیقی)، ۱۳۳۵، صفی علیشاه.۷- مانلی (شعر)، ۱۳۳۶، صفی علیشاه.۸- افسانه و رباعیات (شعر)، ۱۳۳۹، کیهان.۹- ماخ اولا (مجموعه شعر)، ۱۳۴۴، شمس تبریز.۱۰- شعر من (مجموعه شعر)، ۱۳۴۵، جوانه.۱۱- شهر شب شهر صبح (مجموعه شعر)، ۱۳۴۶، مروارید.۱۲- ناقوس (مجموعه شعر)، ۱۳۴۶، مروارید.۱۳- آب در خوابگه مورچگان (مجموعه شعر)، ۱۳۴۶، امیرکبیر۱۴- یادداشت ها و مجموعه ی اندیشه (درباره شعر)، ۱۳۴۸، امیرکبیر.۱۵- قلم انداز (مجموعه شعر)، ۱۳۴۹، دنیا.۱۶- آهو و پرنده ها (داستان)، ۱۳۴۹، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.۱۷- توکایی در قفس (داستان)، ۱۳۵۰، کانون پرورش فکری  کودکان و نوجوان.۱۸- کندوهای شکسته (داستان) ۱۳۵۰، نیل.۱۹- فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ (مجموعه شعر) ۱۳۵۰، جوانه.۲۰- دنیا خانه من است (مجموعه نامه)، ۱۳۵۰، رمان.۲۱- ارزش احساسات و ۵ مقاله در شعر و نمایش (مقالات تحقیقی)، ۱۳۵۱، گوتنبرگ.۲۲- حرفهای همسایه ( درباره شعر)، ۱۳۵۱، دنیا.۲۳- کشتی و طوفان (مجموعه نامه)، ۱۳۵۱، امیرکبیر.۲۴- مانیلی و خانه سریویلی (مجموعه شعر)، ۱۳۵۲، امیرکبیر.۲۵- حکایات و خانواده سرباز (مجموعه شعر)، ۱۳۵۴، امیرکبیر.۲۶- نامه های نیما به همسرش عالیه، ۱۳۵۴، آگاه.۲۷- ستاره ای در زمین (مجموعه نامه)، ۱۳۵۴، طوس.۲۸- نامه های نیما یوشیج به ... (مجموعه نامه)، ۱۳۶۳، آبی.۲۹- مجموعه آثار نیما یوشیج ۱۳۶۴، ناشر.۳۰- درباره شعر و شاعری (درباره ی شعر)، ۱۳۶۴، دفترهای زمانه.۳۱- نامه ها ۱۳۶۸، دفترهای زمانه.۳۲- مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج ۱۳۷۰، نگاه.۳۳- نیما یوشیج، مجموعه شعرهای نو، غزل، قصیده و قطعه، ۱۳۷۶، اشاره.۳۴- مجموعه کامل نامه های نیما یوشیج، ۱۳۷۶، علم.۳۵- نامه های نیما، ۱۳۷۶، نگاه.۳۶- غول و نقاش، ۱۳۷۹، ماه ریز.۳۷- دو سفرنامه از نیما یوشیج، ۱۳۷۹، سازمان اسناد ملی ایران.( روزنمای ادبیات ایران ، نشر روزگار)

غربت تقدیر مشترک شاعران است؛ اما نیما از غریب‌ترین شاعران قرن ماست. آئینه‌دار غربت‌ها و غرابت‌های بی‌انقطاع تا پایان عمر. نه تنها در شعر، در زندگی رازگونش نیز که سرشار از آوارگی و تلخی و تنهایی و شگفتی‌ است. نشان تام و تمام غربت بزرگ نیما همین که دست کم تا سال 1369، یعنی سه دهه پس از درگذشت او، یادداشت‌های روزانه‌اش برای نخستین بار به چاپ می‌رسد.

بسیاری بر این گمان بوده‌اند که زندگی و شعر نیما را باید در دایره‌ای تنگ از تحزب‌ها و تعصب‌های مارکسیستی و توده‌ای تاویل کرد! در این میان برخی با تکیه بر مکالمه‌ی نیما با حافظ در پاره‌ای از منظومه‌ی "افسانه"، روح شعر او را به اندیشه‌ی الحادی ماورای بحار، گره می‌زنند و برخی با استناد به اشاره نیما به تاثیر پذیری‌اش از زبان و ادبیات فرانسه در ایام تحصیل در مدرسه‌ی فرانسوی، مبدا و معاد شعر و نگره‌ی‌ شعری‌اش را غیر ایرانی و گاه ضد ایرانی می‌خوانند و گروهی دیگر با ادعای پایان تاریخ مصرف راه و نگاه نیما و شعر نیمایی در گسترش طنز و هزل، کم توفیق نبوده‌اند.

یادداشت‌های روزانه نیما نوشته‌‌های دهه‌ی پایانی عمر نیماست. از تیر ماه 1329 تا آذر 1338 یک ماه مانده به سفر ابدی نیما در 62 سالگی. و با این وصف بی شک فصل الخطاب همه حرف و حدیث‌هایی است که دیگران درباره شعر و شخصیت و عقاید نیما ساخته و پرداخته‌اند. حتی می‌توان گفت تبصره‌ای است قاطع و انکار ناپذیر بر تمام شعرها و نوشته‌های پیشین نیما که در روشن ساختن نقاط تاریک و زوایای مبهم آن‌ها کارساز خواهد بود.

نیما در این مکتوب مهم فقط و فقط یادداشت می‌نویسد و بس، گاه به جدّ، گاه به طنز، گاه به هجو و گاه درآمیزه‌ای از همه‌ی اینها. سریع و تلگرافی می‌نویسد و بی‌شیله و پیله. دغدغه‌ی زیبایی نثر ندارد. در حاشیه‌ی بسیاری از این یادداشت‌ها، تاریخی ذکر نشده است و تنها از ترتیب و توالی آنها می‌توان دریافت که در حوالی چه سال‌هایی نوشته شده است. با این همه و به رغم پریشانی‌ها و پراکندگی‌ها، نیما واقف است که این سطرهای شتاب‌زده و مشوش، یادداشت‌هایی است «‌برای آیندگانی که به مطالعه و بررسی اوضاع و احوال او می‌پردازند». این اشاره‌ی نیما در ابتدای یادداشت‌هاست، به نشانه‌ی عمد و آگاهی در قلمی کردن چنین سطرهایی که روزی سرگشاده خواهد شد و از انبان اوراق آقای علی اسفندیاری به کوچه و بازار ادبیات راه خواهد یافت.    

جالب این‌که او در این یادداشت‌ها بی‌آنکه تقدس پیشه کند، به اشاره و صریح، وضع حال خلوت‌های خود را نیز باز می‌گوید. اینکه به ضرب تخدیر می‌نویسد، اینکه تنگ‌دستی‌اش شانه به شانه برخی تکدّرهای درونی است، اینکه به رغم وقوف به عظمت و ره‌گشایی گام‌هایش در آینده‌ی شعر و ادبیات فارسی، از تحقیرها و تخفیف‌ها آزار می‌بیند و از ناجوانمردی پیرامونیان درهم می‌شکند و این‌که ساده‌دلی و بی‌دست و پایی‌اش در فروبستگی کار معاشش نقش‌ها داشته و ...

تنها یک وجه شخصیتی نیما در این یادداشت‌ها چندان بازگو نمی‌شود و آن وجه سیاسی مواضع اوست، آن هم در سال‌های پرالتهاب قبل و بعد از کودتای 28 مرداد 1332 . یادداشت‌های نیما از کنار کودتا بی‌هیچ اشاره‌ای می‌گذرد. انگار از آن طوفان‌ها هیچ نسیمی به خلوت نیما راه نمی‌یابد! حتی از "میرزاده‌ی عشقی" و شهادت غریبانه‌ی آن شاعر شوریده به دست ایادی رضاخان میرپنج ذکری نیست؛ حال آن که انتشار بخش‌های نخست "افسانه" به دست میرزاده‌ی عشقی در روزنامه‌‌ی قرن بیستم صورت پذیرفته و نامه‌های نیما به میرزاده گواه رفاقت عمیق آن‌هاست.

راز سکوت سیاسی نیما در این یادداشت‌ها چیست؟ به گمان من سکوت او از سر هراسی است که در رهگذر سالیان، اندک اندک در دل او رخنه کرده است. پس از سرکوب نهضت جنگل و گم شدن برادر محبوب نیما، لادبن، در گریز به بادکوبه و اقتدار خون‌بار رضاخان میرپنج با خاموش کردن همه‌ی صداهای آزادی‌خواه از جمله شهادت شاعرانی چون "میرزاده‌ی عشقی" و "فرخی یزدی" و سکوت و تسلیم دیگرانی چون "ملک الشعرای بهار" و به ویژه پس از یکی دو بار احضار و زندانی شدن و بازرسی منزل نیما در واگویه‌های خصوصی‌اش می‌خوانیم«اگر دولت از من حمایت می‌کرد؛ من چندین قرن برای ایران عزیز افتخار فرهنگی ایجاد می‌کردم. اما دولت مامورش را به در خانه‌ی من می‌فرستد که تو اسلحه داری؟! من باید حواسم مشوش باشد که دولت پلیس ندارد. اگر دولت پلیس قابل داشت مرا شناخته بود.»

روایت جلال آل احمد (هم‌سایه‌ی همان سال‌های نیما) دامنه‌های هراسی را که به دل نیما افتاده بود، بیشتر آشکار می‌کند: «هیچ یادم نمی‌رود که وقتی "خانلری" از حاشیه‌ی دستگاه "علم" به معاونت وزارت کشور رسید؛ پیرمرد یک روز آمد که
مبادا بفرستند مرا بگیرند که چرا شعر را خراب کرده‌ای؟ البته بازی در‌می‌آورد، اما در پس بازی درآوردن وحشت خود را هم می‌پوشاند. خانلری که سناتور شد، این وحشت کودکانه دو چندان شد. (ارزیابی شتابزده . تهران . رواق. اسفند 1357. ص 46

بازخوانی بخش‌های اصلی نگرش و نگارش نیما یوشیج در این آخرین یادگار خالی از لطف نیست:

- سال شصتم عمر من است. چقدر خفیفم. به اندازه‌ی یک پیش خدمت حقوق می‌گیرم. آن هم در این دو سه سال و سابقا شصت تومان حقوق من بود. با همه‌ی وارستگی خودم باید بگویم برای سیر کردن شکم، چقدر باید خفّت برد. من با پیش‌خدمتی در این اداره خیلی خفیف شده‌ام. من نردبان ترقی عده‌ای هستم. گرسنه‌ای هستم در قبرستان. بی سروسامانی هستم که هیچ چیز در این دنیا ندارم... من استادم برای مردم. من استادم که نفهمند چه چیز مرا خرد کرده است...

ایمان نیما        
-
زندگی با آزادی خوب است و آزادی با حفظ آزادی دیگران. آزادی، آزادی از نفس شریر است و آزادترین مردان پس از محمد(ص) مولای متقیان علی(ع) است.

- باید مشربی داشت. مذهبی داشت. شخصیت فکری خاصی داشت؛ چنان‌که قدما داشتند و بعدا هنر، ابزار بیان آن باشد. حداقل آدم  با اخلاق حسنه باشیم. باتقوا و با ایمان باشیم. و الا صد سال هنر نباشد که نباشد؛ زیرا خطرناک‌ترین مردم به عقیده‌ی من هنرمند بی‌همه‌چیز است.

ـ  از من می‌پرسند استالین انسان کبیر است یا حضرت علی (ع)؟ هزار و چند سال گذشته است که بشریت به علی افتخار می‌کند. از استالین چند سال گذشته است؟ احمق‌ها نمی‌دانند تاریخ هم مثل انسان جوانی و پیری دارد. بگذار صد سال از استالین بگذرد؛ بعد.

در یادداشت‌های روزانه اشاره‌های فراوانی در این باره می‌توان یافت از جمله اشاره به ماجرای خانلری و رونویسی از نثر نیما که به تاثیر از قرآن مجید نوشته شده، یا اشاره به سید موسی صدر یا سخنرانی شب اول احیای [شهید] مرتضی مطهری و یا مراودات نیما با علامه حائری مازندرانی.

کار شب پا

ماه میتابد، رود است آرام، 
بر سر شاخة «اوجا»، «تیرنگ»   
دم بیاویخته، در خواب فرورفته، ولی در «آیش»       
کار شب پا نه هنوز است تمام.      
* * *   
می دمد گاه به شاخ        
گاه میکوبد بر طبل به چوب،
وندر آن تیرگی وحشتزا،   
نه صدایی است به جز این، کز اوست
هول غالب، همه چیزی مغلوب.      
میرود دوکی، این هیکل اوست.      
میرمد سایه ای، این است گُراز.     
خواب آلوده، به چشمان خسته،      
هر دمی با خود می گوید باز:        
«چه شب موذی و گرمیّ و دراز     
تازه مرده ست زنم،        
گرْسِنه مانده دو تایی بچه هام،       
نیست در «کپّه»ی ما مشت برنج،   
بکنم با چه زبانشان آرام؟»
باز می کوبد او بر سر طبل،
در هوایی به مِه اندود شده،
گرد مهتاب بر آن بنشسته، 
وز همه رهگذر جنگل و روی آیش  
می پرد پشّه و پشّه ست که دسته بسته.       
مثل این است که با کوفتن طبل و دمیدن در شاخ        
می دهد وحشت و سنگینی شب را تسکین.    
هر چه، در دیدة او ناهنجار،
هر چهاش در بر، سخت و سنگین.  

لیک فکریش به سر می گذرد،       
همچو مرغی که بگیرد پرواز،       
هوس دانه اش از جا برده، 
می دهد سوی بچه هاش آواز.       
مثل این است به او می گویند:                
«بچّه های تو دو تایی ناخوش،      
دست در دست تب و گرسِنگی داده به جا می سوزند.    
آن دو بی مادر و تنها شده اند،       
مرد!
برو آنجا به سراغ آنها     
در کجا خوابیده،  
به کجا یا شده اند...»      

بچّة «بینجگر» از زخم پشه
بر نی آرامیده،    
پس از آنی که ز بس مادر را        
یاد آورده به دل، خوابیده. پاک و پاک سوزد آنجا «کـَلِه سی»     
بوی از پیه می آید به دماغ.
در دل در هم و بر هم شده، مَه       
کورسویی ست ز یک مرده چراغ.   
هست جولان پشه،
هست پرواز ضعیف شبتاب.

چه شب موذیی و طولانی!  
نیست از هیچ کسی آوایی. 
مرده و افسرده همه چیز که هست،  
نیست دیگر خبر از دنیایی. 
ده از او دور و کسی گر آنجاست،    
همچو او زندگیش می گذرد:
خود او در آیش   
و زن او به «نِپار»ی تنهاست.      

«آی دالنگ! دالنگ!» صدا می زند او
سگ خود را به بر خود. دالنگ!     
می زند دور صدایش خوکی 
می جهد، گویی از سنگ به سنگ،   
یا به تابندگیِ چشمش همچون دو گل آتش سرخ،        
یک درنده ست که می پاید و کرده ست درنگ. 

نه کسیّ و نه سگی همدم او         
بینجگر بی ثمر آنجا تنها   
چون دگر همکاران.       
تن او لخت و «شماله» در دست.    
می رود، بازمی آید، چه بس افتاده به بیم،     
دودناکی به شب وحشتزا   
می کند هیکل او را ترسیم. 

طبل میکوبد و در شاخ دمان
به سوی راه دگر می گذرد. 
مرده در گور گرفته ست تکان، پنداری،       
جَسته یا زندهای از زندگی خود که شما ساخته اید.     

نفرت و بیزاری،  
می گریزد این دم 
که به گوری بتپد  
یا در امّیدی       
می رود تا که دگر باز بجوید هستی. 
«چه شب موذی و گرمیّ و سمج،   
بچّگانم ز ره خواب نگشتند بدر.      
چه قدَر شب ها می گفتمشان:       
خواب، شیطانزدگان! لیک امشب     
خواب هستند. یقین میدانند  
خسته مانده ست پدر،      
بس که او رفته و بس آمده، در پاهایش       
قوّتی نیست دگر.»

دالنگ، دالنگ، گرْسِنه سگ او هم در خواب. 
هر چه خوابیده، همه چیز آرام،      
می چمد از «پَلَمـ»ی خوک به «لَم» 
برنمی¬خیزد یک تن به جز او       
که به کار است و نه کار است تمام. 

پشّه اش می مکد از خون تن لخت و سیاه     
تا دم صبح صدا می زند او. 
دم که فکرش شده سوی دیگر       
گردن خود، تن خود خارد و در وحشت دل افکند او.     
می کند بار دگر دورش از موضع کار،         
فکرتِ زادة مهر پدری،     
او که تا صبح به چشم بیدار،        
بینج باید پاید تا حاصل آن  
بخورد در دل راحت دگری. 
باز می گوید:     
«مرده زن من،   
بچه ها گرْسِنه هستند مرا  
بروم بینمشان روی دمی.  
خوک ها گوی بیایند و کنند 
همه این آیش ویران به چرا.»      
چه شب موذی و سنگین! آری       
همچنان است که او می¬گوید.      
سایه در حاشیة جنگل باریک و مهیب
مانده آتش خاموش،        
بچّه ها بی حرکت با تن یخ،
هر دو تا دست به هم خوابیده،       
برده شان خواب ابد لیک از هوش.  
هر دو با عالم دیگر دارند  
بستگی در این دم،
وارهیده ز بد و خوبْ سراسر کم و بیش.      
نگهِ رفتة چشم آنها        
با درون شب گرم 
زمزمه می کند از قصّة یک ساعت پیش.      
تن آنها به پدر می گوید:   
بچّه هایت مرده ند.
پدر! امّا برگرد،   
خوک ها آمده اند،
بینج را خورده ند...»       

چه کند گر برود یا نرود؟   
دم که با ماتم خود می گردد،
می رود شب پا، آن گونه که گویی به خیال    
می رود او، نه به پا.       
کرده در راه گلو بغض گره،
هر چه می گردد با او از جا.         
هر چه... هر چیز که هست از بر او.
همچنان گوری دنیاش می آید در چشم
و آسمان سنگ لحد بر سر او.       

هیچ طوری نشده، باز شب است،    
همچنان کاوّل شب، رود آرام،       
می رسد ناله ای از جنگل دور،      
جا که می سوزد دلمرده چراغ،      
کار هر چیز تمام است، بریده ست دوام،       
لیک در آیش     
کار شب پا نه هنوز است تمام

 

 

 

 

 

معانی واژهای شعر

آیش : کشتزار ،مزرعه ،شالیزار

اوجا : اوجه درختی از تیره نارونان

بینج: برنج پوست نکنده

بینجگر: شالی کار

پلَم: گیاه خودرویی که گل های سفید خوشبویی دارد

تیرنگ : قرقاول ، تورنگ

دالنگ: نام سگ

درنگ کردن : توقف وتاخیر کردن

سَمج: بی شرم اصرار کننده

شب پا : شبگرد ، شب زنده داری که کارش مراقبت از کشتزار است

شماله : مشعلی که روستائیان مازندران از چوب کراد می سازند

کپه : محل نگه دار غلات درخانه

کَلَه سی : اجاق

لَم: نام گیاهی درهم پیچیده وتیغ دار از گونه تمشک وحشی

نپار : کلبه قالی پوش

گراز: حیوان موزی که کشتزار را از بین می برد

بوق : بوقی که از شاخ حیونات می سازند

خواب ابد : مرگ 

 

نقد شعر

همن گونه که ازمعنی مفهوم  شعر بر می آیدنیما در این شعر فقر وحشتناک کارگران بخش کشاورزی را نشان می دهد .هنگامی که نیما این شعر را می سراید حدود چهل سال از انقلاب مشروطیت گذشته است (1325) انقلابی که علیه زورمداری وبی قانونی رخ داد اگر چه با پیروزی این انقلاب (1285) مجلس قانون گذاری پدید آمد وقانون شکل گرفت ،اما آن افراد مستبد جای خود را به افراد ستمگر ومستبد دیگری دادند وچیزی تغییر نیافت وزندگی زحمت کشان این سرزمین به همان شکل دردناک ادامه یافت .دراین تاریخ جنگ جهانی هم تمام شده اما دراین کشور باز حاکمیت دردست زورمندان جامعه است شاعر در این شعر زندگی یکی از زحمت کشان بخش کشاورزی را به تصویر می کشد .او محیطی را به ما می نمایاند که درآن ترس حاکم است .درچنین شرایطی شب پا برنج کاری که در برنج دان خود حتی مشتی برنج ندارد تا شکم بچه های خود را سیر کند وناگزیر است با تن لخت ازآغار شب تا بامداد با مشعلی در دست برطبل بکوبد وبر شاخ بدمد تا این که شالیزار را از گزند خوک ها وگزار ها در امان نگه دارد .    

توجه به کلیه اشعار نیما نشان می دهد که ماه در زبان نیما از جایگاه ویژه ای برخوردار است چنان که پیش از این در شعر معروف« می ترواد مهتاب »نیز از آن سخن به میان آمده است ماه در نظر نیما نماد روشنایی وآرامش وتابش است که شب تاریک را روشن می نماید . با توجه به عصر سیاسی نیما که خفقان واستبداد حاکم بود شب نماد آن روزگار تیره وتار است که مهتاب وانسانهای روشنفکر وروشنگر آن را روشن نگه می دارند .

درشعر نیما همواره با کلماتی که نماد تاریکی واستبداد وظلمت است روبرو می شویم از جمله تیرگی ،هول غالب –،هیکل ، گراز ، پشه ، مرده ، افسرده ،نفرت وبیزاری،شب موذی وطولانی و جنگل باریک ومهیب که در برابرآن همواره با نمادهای روشنی بخش مثل مهتاب ماه ، پرنده ،پرواز ،شبتاب ،آتش سرخ قرار گرفته است که درتقابل وستیز هستند که با توجه به عصر نیما هرکدام از آنها می تواند نماد خیر وشر باشد . همچنان که در ادامه شعر(( شب پا)) به عنوان نماد بیداری وحیات بخش ونجات بخش است وهمیشه در تلاش است که با رهنمود وراهنمایی خود جامعه را در مقابل پلیدی ها آگاه سازد پس بنابراین شب ها ی آن روزگار دراز .طولانی ونفس گیر است چنان که نیما می گوید« چه شب  موزی وگرمی ودراز» که نهایت خستگی وبزاری ودلتنگی شاعر را از عصر خود نشان می دهد . ودر ادامه از گرسنگی مردمان روزگار بالاخص  فاصله طبقاتی وتضاد اجتماعی ونابرابری را دادسخن می دهد لذا مردمان این عصر برای رهایی از مشکلات موجود خود تلاش  می کنند تا بر آن غلبه نمایند . از نظر نیما روزگارش روزگاری است که انسانهای  پشه صفت که زندگی انگلی دارند واز دسترنج دیگران استفاده می کنند جولان داده وکسانی که روشنگر وآزاده هستند در خفقان سیاسی وتنگنا قرار گرفته اند . ودراین عصر متأسفانه از هیچ کس صدای بلندی برای اعتراض بلند نمی شود همان گونه که نیما گفته «چه شب موزیی وطولانی  نیست از هیچ کس آوایی».

 در شعر شب پا دو عنصر سگ وخوک تکرار شده اند که اولی نماد وفا داری ومراقبت از جامعه ووطن ودیگری نماد بی غیرتی و وطن فروشی است که شب پا از وفاداران کمک می طلبد ولی درمقابل آنها انسانهای پلید وبی غیرت (خوک ) راه آنها را می بندد « نیما درنوشته خود آتش گل سرخ را بکار برده است که به نظر می رسد ایهام دوگانه باشداولی به چشمان خوک ودومی شاعری به نام گلسرخی که در زمان طاغوت به دست جلادان آن رژیم اعلام گردید وشاید نیما نظری هم به او داشته باشد ولی افسوس که کسی به صدای  آن شب پا توجه نمی کند وآوازش در گلو می ماند . او همچنان کمک می خواهد . حتی پدر نیز از فرزندانش کمک می طلبد چون آنها خسته وگرسنه مانده اند آوایی از آنها شنیده نمی شود. شب پا هر چه قدر کمک می طلبد ومبارزه می کند کسی به دادش نمی رسد حتی نزدیکانش  نیز به او دست دوستی نمی دهند فشار وخفقان جامعه به قدری  زیاد است که کسی  جرأت نمی کند بر علیه طاغوت بپاخیزد .هر چه قدر شب پا تلاش می کند به نتیجه نمی رسدچون انسانهای پشه صفت که در اینجا می تواند نماد استعمار گری  وبهره کشی باشد راه را بر آزادگان سد می نماید واز سرمایه های ( اجتماعی – انسانی – اقتصادی )آنان بهره می جوید وآنها را به استضعاف  می کشاند که این استضعاف واستعمار موجب نابرابری اجتماعی می شود . این استعمار نه تنها دشمن مال بلکه دشمن جان مردم نیز هست چرا که در شعر نیما می بینیم که خوکها مزرعه را ( نماد مال دنیایی ) ویران نموده وسرما واستبداد فرزندانش را نیز از بین برده اند واین در بندهای آخر شعر نیما به راحتی به چشم می خورد از آنجا که می گوید .

چه شب موذی و سنگین! آری        همچنان است که او می گوید.        سایه در حاشیه جنگل باریک و مهیب مانده آتش خاموش،        بچّه ها بی حرکت با تن یخ،      هر دو تا دست به هم خوابیده،       
برده شان خواب ابد لیک از هوش.        هر دو با عالم دیگر دارند         بستگی در این دم،
وارهیده ز بد و خوبْ سراسر کم و بیش.       نگهِ رفته چشم آنها         با درون شب گرم 
زمزمه می کند از قصّه یک ساعت پیش.          تن آنها به پدر می گوید:  بچّه هایت مرده ند.
پدر! امّا برگرد،       خوک ها آمده اند،        بینج را خورده ند...»

در دو بند آخر شعر شب پا نیما اشاره به این دارد که انسان آزاده راه مقاومت خود را در پیش می گیرد ( هر چند که هر چیزش را از دست داده وآسمان بالای سر او مانند سنگ لحد اوست ودنیا به شکل کور در نظر او پدیدار می شود همان گونه که پیامبر فرموده : الدنیا سجن المومن دنیا زندان مومن است .

ولی در نهایت این شب پا اگر از بین هم برود راهش ادامه دارد وکسانی دیگر نیز راه این مبارزین را ادامه خواهند داد آنجا که می گوید« کار شب پا نه هنوز »

 

 

 

 

 

منابع وماخذ

1- نیما، زندگی و آثار او، نوشته ضیاء هشترودی

2- تاریخ تحلیلی شعر نو، شمس لنگرودی، جلد ۱

3-از صبا تا نیما، یحیی آریان‌پور، جلد 2  چاپ پنجم

4-  نامه‌های نیما، به کوشش سیروس طاهباز

5- اسنادی درباره نیمایوشیج

6- نظریه ادبی نیما

7-گزینه اشعار نیما یوشیج

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 19:30  توسط عبدالله روشنایی   | 

خطبه های شقیقه وهمام امام علی(ع)

شقشقيه

اين خطبه را بدين نام خوانده‏اند زيرا وقتى على(ع)به انتهاى اين خطبه رسيده بود مردى از اهل دهات برخاست و نامه‏اى به دست آن حضرت داد.وى به خواندن آن نامه مشغول شد.ابن عباس به او گفت:اى امير المؤمنين!اى كاش سخنان خود را از آنجايى كه قطع كرده بودى ادامه مى‏دادى.فرمود:«هيهات اى پسر عباس!اين شقشقه‏اى بود كه صدا كرد و سپس آرام گرفت».

چون اين خطبه مشتمل بر تظلم على است كه از كسى كه وى را با آنكه در امر خلافت سزاوار بود،كنار گذاشت،گروهى منكر آن شده و پنداشته‏اند اين خطبه از سخنان رضى است.گفته‏اند رضى اين گفتار خود را در نهج البلاغه گنجانيده و آن را به على نسبت داده است.دليل اينان بر اين مدعا،چنان كه پيش از اين ذكر شد،چيزى جز محتويات اين خطبه نيست.على(ع)در اين خطبه فرمايد:آگاه باشد!به خدا قسم،پسر ابى قحافه،جامه خلافت را در بركرد و مى‏دانست من براى خلافت همچون قطب ميان آسيا هستم.پس من هم جامه ديگرى در بر و از آن پهلو تهى كردم و در كار خود مى‏انديشيدم كه آيا بدون دست حمله كنم يا آنكه بر تاريكى،كورى صبر پيش گيرم كه در آن بزرگان را فرسوده و جوانان را پير ساخته و مومن در آن رنج مى‏برد تا به ديدار خدايش نايل آيد.پس دريافتم شكيبايى بر اين دوعاقلانه‏تر است.صبر كردم در حالى كه در چشمانم خار و در گلويم استخوان بود.ميراث خود را تاراج‏رفته مى‏ديدم تا آنكه نخستين كس آنان به راه خود پايان داد و خلافت را پس از خود به پسر خطاب سپرده آن گاه آن حضرت به اين سخن اعشى تمثل جست:

چقدر تفاوت است ميان امروز من كه بر كوهان شتر سوارم بر روزى كه حيان برادر جابر در آن بود.

«شگفتا!او در روزگار خود از مردم درخواست فسخ بيعت مى‏كرد ولى در پايان زندگيش اين منصب را به ديگرى سپرد.اين دو خلافت را مانند دو پستان شتر در بين خود تقسيم كردند.من بر اين زمان دراز و اين محنت سخت صبر پيشه كردم تا آنكه راه عمر نيز پايان يافت و خلافت را در جماعتى گذارد كه مرا هم يكى از آنها گمان كرد.پس اى خداوند از تو يارى مى‏طلبم در مورد شورايى كه تشكيل شد و مشورتى كه كردند.چگونه درباره من در مقابل نخستين آنان (ابو بكر)ترديد كردند تا آنجا كه امروز مرا همرديف اينان قرار داده‏اند.پس يكى از ميان اين شورا از روى كينه‏اى كه داشت دست از حق بشست و ديگرى به خاطر دامادى با عثمان از من رويگردان شد (1) .تا آنكه سومين كس هم برخاست و هر دو جانب خود،ميان محل بيرون دادن و خوردنش را باد كرد و فرزندان پدرانش با او يكى شدند و مال خدا را همچون شترى كه با رغبت تمام علف بهارى را مى‏خورد،خوردند.تا آنكه ريسمان تافته‏شده او از هم گسيخت و كردارش باعث كشته شدنش شد.و پرى شكم او را به رو سرنگون كرد.

پس چون من به خلافت رسيدم گروهى بيعت خود را با من زير پا نهادند و گروهى از بيعتم خارج شدند و عده‏اى ديگر از فرمانبردارى خداوند بدر رفتند.گويا آنان فرموده الهى را نشنيده‏اند كه گفت:«اين خانه آخرت است كه آن را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين برترى و فساد نجسته‏اند و فرجام كار براى پرهيزكاران است».اما به خدا قسم آنان اين آيه را شنيده‏اند و به خاطر سپرده‏اند.ولى دنيا خود را در چشم ايشان آراسته و زيورهايش آنان را فريب داده است».

هر كس در اين خطبه بنگرد به خوبى در مى‏يابد كه اين كلام نيز از على است و اين سخن و ديگر سخنان و خطبه‏هاى آن حضرت،در اسلوب و بلاغت،هيچ تفاوتى با يكديگر ندارند و به هيچ دليل از ديگر سخنان آن حضرت جدا نيست.انگيزه‏اى كه باعث شده برخى اين‏خطبه را منسوب به على بدانند آن است كه اين خطبه با برخى از تمايلات مذهبى آنان سازگارى ندارد.ولى پس از آنكه راويان ثقه اين سخن را از امير المؤمنين نقل كرده‏اند،جايى براى شك در آن پيدا نمى‏شود.گرايشهاى مذهبى نيز براى انكار چيزى كه صحت آن به ثبوت رسيده،سند معتبرى به شمار نمى‏آيند.جاحظ نيز در البيان و التبيين ج 2 ص 38 در ضمن نقل خطبه‏اى از على (ع)جمله‏اى از آن حضرت نقل كرده كه نظير فرمايش وى در خطبه شقشقيه است.در آنجا آمده است :«دو تن پيش افتادند.سومى نيز برخاست.همچون كلاغ تمام تلاشش شكمش بود.واى بر او!اگر بالهايش را مى‏بريدند و سرش را قطع مى‏كردند براى او بهتر بود».ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه گويد:استادم ابو الخير مصدق بن شبيب واسطى در سال 603 برايم نقل كرد كه اين خطبه را بر شيخ ابو محمد عبد الله بن احمد معروف به ابن خشاب خواندم و به وى گفتم:آيا اين كلام ديگرى است كه به على نسبت داده شده؟گفت:هرگز،به خدا قسم من مى‏دانم كه اين سخن اوست چنان كه مى‏دانم نام تو«مصدق»است.به او گفتم:برخى گويند اين از سخنان رضى است؟وى پاسخ داد:اين نفس و اين اسلوب از رضى و غير رضى نيست.ما رسايل رضى را ديده و بر طريقه و شيوه او در نگارش كلام منثور آگاهى يافته‏ايم و سخن وى نمى‏تواند با اين كلام برابرى كند .آن گاه ابن خشاب گفت:به خدا سوگند من اين خطبه را در كتابهايى كه دويست سال پيش از زاده شدن رضى به نگارش در آمده بود،ديدم و آن را به خطوطى يافتم كه آنها را مى‏شناسم و خطوط دانشمندان و ادبا را پيش از آنكه ابو احمد،پدر رضى،به دنيا بيايد مى‏شناسم.

ابن ابى الحديد گويد:«من تعدادى از اين خطبه‏ها را در مصنفات استاد خود،ابو القاسم بلخى امام معتزلى بغداديون كه در دوره خلافت مقتدر و با فاصله درازى از زاده شدن رضى نوشته شده بود،ديده‏ام.همچنين تعدادى از اين خطبه را در كتاب ابو جعفر بن قبه يكى از متكلمان اماميه در كتاب مشهور الانصاف مشاهده كرده‏ام.اين ابو جعفر از شاگردان شيخ ابو القاسم بلخى بود كه در همان عصر،پيش از ولادت رضى،درگذشت».

خلاصه آنكه محتويات اين خطبه به علت ناسازگارى كه با برخى از گرايشهاى مذهبى دارد تنها انگيزه انكار آن و بلكه انكار تمام نهج البلاغه از سوى گروهى از مردم شده است.و از آنچه گفته شد معلوم مى‏شود كه اين انكار موردى ندارد و نهج البلاغه از آن على است و از كلمات آن حضرت در آن مى‏توان شواهدى هم براى اثبات اين گفته اقامه كرد.شريف رضى هم،هر چند كه به درجه والايى از فصاحت و بلاغت دست يافته باشد باز هم نمى‏تواند يك خطبه از خطب نهج البلاغه را از خود بنويسد.كتاب رسائل وى اينك موجود است و برخى از گفتار وى در كتب ادب نقل شده.اما چنانكه ابن خشاب گفت:«سخن رضى‏نمى‏تواند با كلام نهج البلاغه همسرى كند».و سخن وى با گفتار على(ع)در هيچ چيز تناسب ندارد و هر كس كه در نهج البلاغه و سخنان رضى نگاهى كرده باشد،اين امر را به خوبى در مى‏يابد.

شروح نهج البلاغه

دانشمندان و اديبان بزرگى از زمان جامع نهج البلاغه تاكنون،شرحهاى بسيارى بر اين كتاب نوشته‏اند.شيخ محمد عبده در مقدمه شرح نهج البلاغه خود نوشته است:«عده‏اى از بزرگان علماء به شرح اين كتاب همت كرده و درباره مطالب گرانبهاى آن سخنها گفته‏اند».فاضل محقق ميرزا حسين نورى نيز در پايان كتاب مستدرك الوسايل نام سى و يك كتابى را كه در شرح نهج البلاغه به رشته تحرير در آمده‏اند،ذكر كرده است.ما خود نيز بر نام سى و هفت شرحى كه بر نهج البلاغه نگاشته شده دست يافتيم كه در اينجا نخست به نام شروحى كه ميرزا حسين نورى بدان اشاره كرده مى‏پردازيم و آن گاه از شروح ديگرى كه خود بر آنها وقوف پيدا كرده‏ايم،ياد مى‏كنيم.

1.شرح ابو الحسن بيهقى(على بن زيد مشهور به فريد خراسان).وى پس از على بن ناصر،كه نام او را بعدا ذكر خواهيم كرد،نخستين كسى است كه به شرح نهج البلاغه اقدام كرده است.

2.شرح امام فخر الدين رازى(مؤلف تفسير كبير).اما وى بر تمام كردن اين شرح توفيق نيافته است.جمال الدين قفطى در كتاب تاريخ الحكما به شرح امام فخر بر نهج البلاغه اشاره كرده است.

3.منهاج البراعة نوشته قطب راوندى(سعيد بن هبت الله بن حسن فقيه)در دو جلد.

4.شرح قاضى عبد الجبار.اين شرح را به سه تن منسوب كرده‏اند.تنها نكته‏اى كه از مؤلف اين شرح مى‏توان دانست،آن است كه زمان حيات وى نزديك به دوره شيخ طوسى بوده است.

5.شرح امام افضل الدين حسن بن على بن احمد مهابادى شيخ منتجب الدين،صاحب الفهرست.

6.المعراج از نويسنده‏اى ناشناخته كه كيدرى در سخنى كه بعدا از او نقل خواهيم كرد از اين كتاب ياد كرده است.

7.شرح ابو الحسين محمد بن حسين بن حسن بيهقى كندرى يا كيذرى (2) .وى شرح‏اين كتاب را در سال 576 هـ تمام كرده و در آغاز آن گفته است:وى در نگارش اين كتاب از كتابهاى المنهاج و المعراج بهره برده است.المنهاج نوشته راوندى است ولى نويسنده شرح المعراج معلوم نيست.

ميرزا حسين نورى و مؤلف كتاب كشف الحجب،برابر حكايتى كه از او نقل شده،گفته‏اند:نام اين شرح،الاصباح است.اما آنچه در رجال بحر العلوم ذكر شده آن است كه قطب الدين كيدرى كتابى به نام الاصباح در فقه نوشته و شرحى هم بر نهج البلاغه دارد.در الذريعه نيز آمده است:شرح كيدرى بر نهج البلاغه،حدائق الحقايق نام دارد.اما وى در جاى ديگرى از همان كتاب حدائق الحقايق را به سيد علاء الدين محمد بن ابو تراب اصفهانى،از سادات گلستانه،نسبت داده و گفته است وى كتابى به عنوان بهجة الحدائق را در تلخيص اين شرح به نگارش در آورده .بنابر اين ناميدن اين شرح به نام الاصباح از روى تسامح است.

ميرزا حسين نورى گويد:همه اين شروح پيش از نگارش شرح ابن ابى الحديد و با فاصله بسيارى از آن نوشته شده‏اند.با اين وجود،ابن ابى الحديد مى‏گويد:تا آنجا كه مى‏دانم،به جز قطب راوندى كس ديگرى بر نهج البلاغه شرح ننوشته است.

نگارنده:پيشتر از تمامى اين شروح،چنان كه بعدا خواهد آمد شرح على بن ناصر معاصر شريف رضى است.

8.شرح عبد الحميد بن ابى الحديد معتزلى(اين كتاب دوبار در ايران و يك بار در مصر به چاپ رسيده است).

9.خلاصه شرح ابن ابى الحديد از سلطان محمود بن غلامعلى طبسى مشهدى،قاضى مشهد.

10.شرح كبير شيخ كمال الدين ميثم بحرانى كه از نظر حجم با شرح ابن ابى الحديد برابرى مى‏كند.اين شرح در ايران به طبع رسيده است.

11.شرح متوسط بحرانى.

12.شرح صغير بحرانى.

13.شرح كمال الدين عبد الرحمن بن محمد بن ابراهيم عتايقى حلى از علماى سده هشتم در چهار جلد.وى اين شرح را با گزيده‏هايى از شرح كبير ابن ميثم و شروح كندرى و قاضى عبد الجبار و ابن ابى الحديد به نگارش در آورده است.

14.منهج الفضاحة فى شرح نهج البلاغه،از جلال الدين حسين بن شرف الدين عبد الحق اردبيلى معروف به الهى متوفا در سال 905 هـ.وى اين كتاب را براى شاه اسماعيل صفوى به فارسى نگاشت .نسخه‏اى از اين كتاب هم اكنون در خزانه اسعد افندى،در آستانه،موجود است.

15.شرح فارسى تنبيه الغافلين و تذكرة العارفين از فتح الله بن شكر الله كاشانى.

16.شرح على بن حسين زواره‏اى مفسر معروف و استاد فتح الله كاشانى سابق.اين شرح از بهترين شروح نهج البلاغه به زبان فارسى است.

17.شرح شيخ حسين بن شهاب الدين بن حسين بن محمد بن حسين بن جنيدر عاملى كركى متوفا در سال 1077 هـ.در كتاب الامل آمده است:از جمله كتابهاى وى شرح كبير نهج البلاغه است.

18.اعلام نهج البلاغه از سيد على بن ناصر.وى معاصر سيد رضى جامع نهج البلاغه بوده و از اين رو مى‏توان شرح او را بر نهج البلاغه از قديم‏ترين شروح به حساب آورد.در كشف الحجب درباره اين شرح گفته‏شده:اين شرح از مطمئن‏ترين و استوارترين و خلاصه‏ترين شروح نهج البلاغه است.

19.انوار الفصاحة(و اسرار البراعة)از نظام الدين گيلانى.وى نوشتن برخى از مجلدات اين شرح را در سال 1053 به پايان برده است.

20.شرح سيد ماجد بحرانى.مؤلف امل الآمل اين كتاب را ناتمام دانسته است.

21.شرح سيد رضى الدين على بن طاووس.مؤلف كشف الحجب اين كتاب را به وى نسبت داده است .

22.شرح عبد الباقى خطاط صوفى تبريزى معاصر شاه عباس اول.اين شرح بنابر قول مؤلف الرياض فارسى و مبسوط است.

23.شرح عز الدين آملى همدرس شيخ على كركى در درس شيخ على بن هلال جزائرى.از اين شرح در كتاب الرياض نام برده شده است.

24.حاشيه عماد الدين على قارى استر آبادى بر نهج البلاغه.

25.شرح سيد نعمت الله جزايرى.در رياض العلماء از اين شرح ياد شده است.

26.شرحى كه مؤلف رياض گويد آن را در مشهد مقدس ديده‏ام كه از ابتداى آن چندين ورق افتاده و شرحى مختصر بوده است.نويسنده اين شرح را نشناختم اما نسخه كتاب بسيار قديمى مى‏نمود .

27.شرح بهجة الحدايق از سيد علاء الدين گلستانه.در كتاب الذريعه در اين باره آمده است :بهجة الحدايق فى شرح نهج البلاغه،شرح مختصر نهج البلاغه است و شرح مفصل و مبسوط آن حدايق الحقايق نام دارد كه هر دو از آن علاء الدين محمد بن ابو تراب اصفهانى از سادات گلستانه است كه مؤلف آن در سال 1110 چشم از جهان فرو بسته است.پيش از اين گفتيم كه حدائق الحقايق را به شخص ديگرى نيز منسوب داشته‏اند..شرح ديگرى كه آن هم مفصل است ولى تنها اندكى فراتر از خطبه شقشقيه را مورد شرح قرار داده است.

29.شرح سيد عبد الله بن سيد رضا شبر حسينى.

30.شرح ديگرى از شبر بر نهج البلاغه.

31.شرح ميرزا ابراهيم خوئى دانشمند معاصر.

تا اينجا فهرست مشروحى كه ميرزاى نورى به ذكر آنها پرداخته بود،بيان شد.وى گويد:شايد پژوهندگان خود با جست و جو و كاوش در كتابهاى ترجمه و تذكره،بتوانند علاوه بر شرح فوق بر وجود شرحهاى ديگرى از نهج البلاغه،وقوف يابند.اما شرحهايى كه ما خود بر آنها اطلاع يافتيم.عبارتند از:

32.التحفة العليه فى شرح نهج البلاغه الحيدريه از افصح الدين محمد بن حبيب الله بن احمد حسنى حسينى.بنابر قول صاحب الذريعه نسخه دستنويس اين شرح،به خط شخص مؤلف،در نجف موجود است كه تاريخ اتمام آن 29 صفر سال 881 هـ،ذكر شده است.

33.شرح مولى قوام الدين يوسف بن حسن مشهور به قاضى بغداد متوفا در سال 922 هـ.در كشف الظنون از اين شرح سخن به ميان رفته و نيز مؤلف شذرات الذهب در ج 8 ص 85 از اين كتاب ياده كرده است.

34.شرح شيخ ابراهيم بحرانى ساكن و مدفون در كازرون.سيد شهاب الدين تبريزى،طى نامه‏اى كه به ما ارسال داشته،ما را از وجود چنين شرحى آگاهى داده است.

35.شرح فارسى على معروف به حكيم صوفى كه در سال 1016 از نوشتن آن فراغ يافته است.من خود نسخه‏اى از اين شرح را در همدان مشاهده كردم.البته دور نيست كه اين شرح همان شرح زواره‏اى باشد كه قبلا از آن ياد كرديم.مضافا آنكه از تمايل زواره‏اى به تصوف نيز سخنانى گفته شده است و البته طبقات هم با فرض اين احتمال منافات ندارد.چرا كه فتح الله بن شكر الله كاشانى،شاگرد زواره‏اى،در سال 988 هـ وفات يافته است.

36.شرح سيد يحيى بن ابراهيم بن يحيى بن مهدى بن ابراهيم بن مهدى بن احمد حجاف حبورى يمانى.سيد محمد بن زيارة حسنى يمانى صنعانى در ملحق البدر الطائع از اين كتاب ياد كرده است

نامه على(ع)به مالك اشتر

شريف رضى گويد:اين طولانى‏ترين نامه‏اى است كه آن حضرت نوشته و در آن محاسن بسيارى جاى داده است.اين نامه شامل رهنمودهايى است كه براى هر والى و هر كسى كه در امور اجتماعى و سياسى دستى دارد،لازم و ضرورى مى‏نمايد.از همين رو ما تمام اين نامه را نقل مى‏كنيم .زيرا اين نامه خود گنجى گرانبهاست.ما درباره اين نامه به هنگام گفت و گو از توليت مصر توسط اشتر،سخنانى گفتيم.

«بسم الله الرحمن الرحيم».اين فرمانى است كه بنده خدا على،امير المؤمنين به مالك بن حارث معروف به اشتر اعطا مى‏كند و به موجب آن فرماندارى كشور مصر و خزانه خراج آن را به او مى‏سپارد و كار سپاه اسلام و بهبود وضع مردم آن ديار و نيز آبادانى آنجا را به وى محول مى‏كند.

سفارشهاى آن حضرت به مالك اشتر درباره رعايت تقوا

در اين فرمان،مالك را به پرواى الهى و گردن نهادن به اوامر خداوند و اطاعت از فرايض و سنن قرآنى فرا مى‏خوانم كه هيچ كس بدون پيروى از آنها سعادتمند نمى‏شود و كسى جز با كنار گذاردن و تباه كردن آنها،سيه روز نمى‏شود.و بايد كه به دست و قلب و زبان،خداوند سبحان را يارى دهد كه خداوند تعالى ياريگران خويش را يارى دهد و آن را سربلند كند.به مالك فرمان داده مى‏شود كه هنگام رويارويى با شهوات،زمام نفس خود را به دست گيرد كه نفس فرمان‏دهنده به بديهاست مگر آنچه خداوند بدان رحم كرده باشد.

ترغيب مالك در حسن ذكر

اى مالك بدان كه من تو را به ديارى فرستاده‏ام كه پيش از تو حكام دادگر و ستمگر در ميان آنها بوده‏اند.مردمان به كارهاى تو چنان مى‏نگرند كه تو به كارهاى واليان پيش از خودت مى‏نگريستى.و درباره تو همان گويند كه تو درباره ايشان مى‏گفتى.و از سخنانى كه خداوند به زبان بندگانش روان مى‏فرمايد،مى‏توان به بندگان شايسته پى برد.و آنها را شناخت.پس بايد بهترين اندوخته‏ها در نزد تو،عمل صالح باشد.پس بر هواى نفس خويش غالب باش و نفس خود را از دستيابى بدانچه براى تو روا نيست،باز دار.زيرا بخل به نفس انصاف و عدل است از او در چيزهايى كه خوش مى‏دارد يا بدانها ناخشنود مى‏شود

سفارش به رحمت و محبت نسبت به مردم و لطف به ايشان و گذشت از آنها

مهربانى و محبت و لطف به رعيت را در دل خود جاى ده و مبادا بر ايشان همچون درنده‏اى وحشى باشى كه خوردنشان را غنيمت شمرى.زيرا مردمان دو گروهند يا برادران تواند در دين و يا همچون تواند در خلقت.ممكن است ايشان دچار لغزش شوند و اسباب بدكارى به آنها روى آورد و به عمد يا سهو خطاهايى مرتكب شوند.پس بر توست كه با بخشش و بزرگوارى از گناه آنان در گذرى.چنان كه تو نيز دوست دارى خداوند از گناهت چشم پوشى كند.زيرا تو از ديگر مردمان بالاترى و كسى كه تو را به فرمانروايى فرستاده از تو برتر است و خداوند برتر است از كسى كه اين فرمانروايى را به تو داده و خواسته است امور آنها را رتق و فتق كنى و آنان را سبب آزمايش تو قرار داده است.پس خود را براى جنگ با خداوند مهيا مكن كه تو را توانايى انتقام او نيست و از بخشش و مهربانى او هم بى‏نياز نيستى.هرگز از عقوبت و مجازات احساس خرسندى مكن و از عفو و گذشت پشيمان مشو.و به خشمى كه مى‏توانى مرتكب نشوى منما و هرگز مگو من مأمورم و به هر چه كه خواهم امر مى‏كنم.اين شيوه باعث خرابى قلب و سستى دين و زوال نعمتهاست.

دورى از كبر

هرگاه سلطنت برايت عظمت و بزرگى يا كبر و خود پسندى پديد آورد،به عظمت سلطنت خداوند بالا سر خود و توانايى او نسبت به خود،به آنچه از جانب خويش بر آن توانا نيستى،نگاه كن كه اين نگاه كبر و سركشى تو را مى‏نشاند و گردنفرازى را از تو باز مى‏دارد و عقل و خردى را كه از تو دور شده به تو باز مى‏گرداند.و مراقب باش كه خود را با خدا در بزرگواريش يكسان ندانى و خود را در توانايى مانند خداوند نگيرى.زيرا خداوند هر ستمگر و متكبرى را خوار و ذليل مى‏كند.

فرمان دادن اشتر به رعايت انصاف و دور داشتن او از ستم

با خدا به انصاف رفتار كن و در مورد خود و بستگان نزديك و هر زير دستى كه به او علاقه دارى نيز جانب انصاف را فرو مگذار كه اگر چنين نكنى ستم كرده‏اى.و هر كه با بندگان خدا راه ستمگرى پيشه كند خداوند به جاى بندگانش با او دشمنى مى‏كند و خدا با هر كس كه دشمن باشد برهان و دليلش را ناراست مى‏كند.و خدا اين جنگ را ادامه مى‏دهد تا آنكه آن ستمگر از كرده خود بازگشته توبه كند.و هيچ چيز چونان ستمگرى،نعمت خدا را دگرگون نمى‏سازد و موجبات خشم او را فراهم نمى‏آورد.زيرا خدا دعاى ستمديدگان را مى‏شنود و در كمين ستمگران است.

پى‏نوشتها:

1.ابن ابى الحديد گويد:مقصود على از مردى كه از روى كينه چنين كرد طلحه بود.زيرا وى از قبيله تيم بود و بنى‏هاشم در دل خود،به خاطر خلافت،حسادت شديدى بر تيميان داشتند .و مردى كه به خاطر پيوند دامادى از على رويگردانيد عبد الرحمن بن عوف بود كه دختر عثمان،ام كلثوم بنت عقبة بن ابى معيط همسر پسر عبد الرحمن بود.

2.كندرى منسوب به كندر است.علامه بحر العلوم در كتاب رجال خود ثابت كرده كه سه محل بدين نام خوانده مى‏شده است.اما معروف كيدر است كه هيچ جايى بدين نام يافت نشد.اما از كيذر به نام محلى ياد كرده‏اند

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

متن اصلي و ترجمة خطبه متقين

(معروف به خطبه همام)

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السّلامُ      
از خطبه هاى آن حضرت است

رُوِىَ اَنَّ صاحِباً لاَِميرِالْمُوْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ يُقالُ لَهُ هَمّامٌ، كانَ رَجُلاً عابِداً،       
روايت شده: يكى از ياران اميرالمؤمنين عليه السّلام كه او را همّام مى گفتند و مردى عابد بود

فَقالَ لَهُ: يا اَميرَ الْمُوْمِنينَ صِفْ لِىَ الْمُتَّقينَ حَتّى كَاَنّى اَنْظُرُ اِلَيْهِمْ. فَتَثاقَلَ عَلَيْهِ السَّلامُ         
به حضرت عرضه داشت: اهل تقوا را چنانكه گويى آنان را مى بينم براى من وصف كن. امام در پاسخ

عَنْ جَوابِهِ ثُمَّ قالَ: يا هَمّامُ: اِتَّقِ اللّهَ وَ اَحْسِنْ فـَ «اِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا
او درنگ كرد، سپس فرمود: اى همّام، تقواى الهى پيشه كن و كار نيك انجام ده، زيرا خداوند با اهل تقوا

وَالَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ». فَلَمْ يَقْنَعْ هَمّامٌ بِهذَا الْقَوْلِ حَتّى عَزَمَ عَلَيْهِ. فَحَمِدَ اللّهَ                
و اهل كار نيك است. همّام به اين مقدار سخن قناعت نكرد و حضرت را قسم داد. حضرت خدا را سپاس       

وَ اَثْنى عَلَيْهِ وَ صَلّى عَلَى النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ ثُمَّ قالَ:[       
و ثنا گفت و بر پيامبر ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ درود فرستاد و سپس فرمود:

اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى خَلَقَ الْخَلْقَ حينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً        
اما بعد، خداوند پاك و برتر مخلوقات را آفريد در حالى كه از اطاعتشان
عَنْ طاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ، لاَِنَّهُ لاتَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصاهُ،      
بى نياز، و از گناهشان ايمن بود، زيرا عصيان عاصيان به او زيان نمى رساند،
وَ لاتَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ اَطاعَهُ. فَقَسَمَ بَيْنَهُمْ مَعايِشَهُمْ، وَ وَضَعَهُمْ مِنَ     
و طاعت مطيعان او را سود نمى دهد. پس روزى آنان را در ميانشان تقسيم كرد، و هر كس را در دنيا
الدُّنْيا مَواضِعَهُمْ. فَالْمُتَّقُونَ فيها هُمْ اَهْلُ الْفَضائِلِ، مَنْطِقُهُمُ  
در جايى كه سزاوار بود قرار داد. پرهيزكاران در اين دنيا اهل فضائلند، گفتارشان     
الصَّوابُ، وَ مَلْبَسُهُمُ الاِْقْتِصادُ، وَ مَشْيُهُمُ التَّواضُعُ. غَضُّوا  
صواب، پوشاكشان اقتصادى، و رفتارشان افتادگى است. از آنچه      
اَبْصارَهُمْ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ، وَ وَقَفُوا اَسْماعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النّافِعِ  
خدا بر آنان حرام كرده چشم پوشيده، و گوشهاى خود را وقف دانش بامنفعت 
لَهُمْ. نُزِّلَتْ اَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِى الْبَلاءِ كَالَّتى نُزِّلَتْ فِى الرَّخاءِ، وَ لَوْلاَ  
نموده اند. آنان را در بلا و سختى و آسايش و راحت حالتى يكسان است، و اگر       
الاَْجَلُ الَّذى كَتَبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ اَرْواحُهُمْ فى اَجْسادِهِمْ      
خداوند براى اقامتشان در دنيا زمان معينى را مقرر نكرده بود از شوق به ثواب و بيم از عذاب

طَرْفَةَ عَيْن، شَوْقاً اِلَى الثَّوابِ، وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقابِ.                  
به انـدازه چشـم به هم زدنى روحشـان در بدنشان قـرار نمى گرفت.   
عَظُمَ الْخالِقُ فى اَنْفُسِهِمْ، فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى اَعْيُنِهِمْ. فَهُمْ     
خداوند در باطنشان بزرگ، و غير او در ديدگانشان كوچك است. آنان 
وَالْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ فيها مُنَعَّمُونَ، وَ هُمْ وَالنّارُ كَمَنْ قَدْ رَآها
با بهشت چنانند كه گويى آن را ديده و در فضايش غرق نعمتند، و با عذاب جهنم چنانند كه گويى     
فَهُمْ فيها مُعَذَّبُونَ. قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ، وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ،     
آن را مشاهده نموده و در آن معذبند. دلهايشان محزون، همگان از آزارشان در امان،
وَاَجْسادُهُمْ نَحيفَةٌ، وَ حاجاتُهُمْ خَفيفَةٌ، وَ اَنْفُسُهُمْ عَفيفَةٌ. صَبَرُوا     
بدنهايشان لاغر، نيازهايشان سبك، و نفوسشان با عفّت است. روزى چند را در راه حق صبر كردند   
اَيّاماً قَصيرَةً اَعْقَبَتْهُمْ راحَةً طَويلَةً، تِجارَةٌ مُرْبِحَةٌ يَسَّرَها لَهُمْ رَبُّهُمْ.   
كه براى آنان راحتى جاويد به دنبال آورد، اين است تجارتى سودآور كه خداوند براى آنان مهيّا نمود.
اَرادَتْهُمُ الدُّنْيا فَلَمْ يُريدُوها، وَ اَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا اَنْفُسَهُمْ مِنْها.
دنيا آنان را خواست و آنان آن را نخواستند، به اسارتشان كشيد و آنان با پرداخت جانشان خود را آزاد كردند.
اَمَّا اللَّيْلُ فَصافُّونَ اَقْدامَهُمْ تالينَ لاَِجْزاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهُ تَرْتيلاً،        
به هنگام شب براى عبادت برپايند، در حالى كه اجزاى قرآن را شمرده و سنجيده تلاوت كنند،
يُحَزِّنُونَ بِهِ اَنْفُسَهُمْ، وَ يَسْتَثيرُونَ بِهِ دَواءَ دائِهِمْ. فَاِذا مَرُّوا بِآيَة فيها
خود را به آيات قرآن اندوهگين ساخته، و داروى دردشان را از آن برگيرند. و چون به آيه اى        
تَشْويقٌ رَكَنُوا اِلَيْها طَمَعاً، وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ اِلَيْها شَوْقاً، وَ ظَنُّوا     
بشارت دهنده بگذرند به مورد بشارت طمع كنند، و روحشان از روى شوق به آن خيره گردد، و گمان
اَنَّها نُصْبَ اَعْيُنِهِمْ. وَ اِذا مَرُّوا بِآيَة فيها تَخْويفٌ اَصْغَوْا اِلَيْها
برند كه مورد بشارت در برابر آنهاست. و چون به آيه اى بگذرند كه در آن بيم داده شده

مَسامِعَ قُلُوبِهِمْ، وَ ظَنُّوا اَنَّ زَفيرَ جَهَنَّمَ وَ شَهيقَها فى اُصُولِ آذانِهِمْ.        
گوش دل به آن دهند، و گمان برند شيون و فرياد عذاب بيخ گوش آنان است
فَهُمْ حانُونَ عَلى اَوْساطِهِمْ، مُفْتَرِشُونَ لِجِباهِهِمْ وَ اَكُفِّهِمْ وَ رُكَبِهِمْ   
قامت به ركوع خم كرده اند، به وقت سجده پيشانى و دست و زانو و انگشتان پا      
وَ اَطْرافِ اَقْدامِهِمْ، يَطْلُبُونَ اِلَى اللّهِ تَعالى فى فِكاكِ رِقابِهِمْ. وَ اَمَّا    
بر زمين مى گذارند، و از خداوند آزادى خود را از عذاب مى طلبند، اما به هنگام     
النَّهارُ فَحُلَماءُ عُلَماءُ، اَبْرارٌ اَتْقِياءُ. قَدْ بَراهُمُ الْخَوْفُ بَرْىَ الْقِداح  ِ،         
روز، بردباران و دانشمندان و نيكوكاران و پرهيزكارانند. بيم از حق جسمشان را چون تيرِ تراشيده لاغر كرده،       
يَنْظُرُ اِلَيْهِمُ النّاظِرُ فَيَحْسَبُهُمْ مَرْضى، وَ ما بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَض،
مردم آنان را مى بينند به تصور اينكه بيمارند، ولى بيمار نيستند،     
وَ يَقُولُ: لَقَدْ خُولِطوا، وَ لَقَدْ خالَطَهُمْ اَمْرٌ عَظيمٌ.  
و مى گويند ديوانه اند، در حالى كه امرى عظيم آنان را بدين حـال درآورده . 
لايَرْضَوْنَ مِنْ اَعْمالِهِمُ الْقَليلَ، وَلايَسْتَكْثِرُونَ الْكَثيرَ. فَهُمْ   
به طاعت اندك خشنود نمى شوند، و طاعت زياد را زياد ندانند. بنابراين       
لاَِنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ. وَ مِنْ اَعْمالِهِمْ مُشْفِقُونَ. اِذا زُكِّىَ اَحَدٌ مِنْهُمْ خافَ        
خود را به كوتاهى در بندگى متّهم كنند، و از عبادت خود در وحشتند. هرگاه يكى از آنان را تمجيد كنند       
مِمّا يُقالُ لَهُ فَيَقُولُ: اَنَا اَعْلَمُ بِنَفْسى مِنْ غَيْرى، وَ رَبّى اَعْلَمُ بى مِنّى  
از آن تمجيد بيم نموده و گويد: من از ديگران به خود آگاه ترم، و پروردگارم از خودم به من 
بِنَفْسى; اللّهُمَّ لاتُؤاخِذْنى بِما يَقُولُونَ، وَاجْعَلْنى اَفْضَلَ مِمّا  
داناتر است; خداوندا، مرا به آنچه درباره ام گويند مگير، و از آنچه مى پندارند       
يَظُنُّـونَ، وَ  اغْفِرْ لى ما لايَعْلَمُـونَ.      
بهتر گردان، و زشتى هايى را كه از من خبر ندارند بر من ببخش.

فَمِنْ عَلامَةِ اَحَدِهِمْ اَنَّكَ تَرى لَهُ قُوَّةً فى دين، وَ حَزْماً فى لين،         
از نشانه هاى ديگرشان آن است كه هر كدام را داراى نيرومندى در دين، دورانديشى با نرمى،
وَ ايماناً فى يَقين، وَ حِرْصاً فى عِلْم، وَ عِلْماً فى حِلْم، وَ قَصْداً فى       
ايمان همراه با يقين، حرص در دانش ، علم با بردبارى ، ميانه روى در
غِنًى، وَ خُشُوعاً فى عِبادَة، وَ تَجَمُّلاً فى فاقَة، وَ صَبْراً فى شِدَّة،        
توانگرى، فروتنى در عبادت، آراستگى در تهيدستى، بردبارى در سختى،     
وَ طَلَباً فى حَلال، وَ نَشاطاً فى هُدًى، وَ تَحَرُّجاً عَنْ طَمَع  . يَعْمَلُ    
جويايى حلال، نشاط در هدايت، و دورى از طمع بينى. در عين به جا آوردن  
الاَْعْمالَ الصّالِحَةَ وَ هُوَ عَلى وَجَل. يُمْسى وَ هَمُّهُ الشُّكْرُ، وَ يُصْبِحُ 
اعمال شايسته ترسان است. شب مى كند در انديشه شكر، و روز مى كند     
وَ هَمُّهُ الذِّكْرُ. يَبيتُ حَذِراً، وَ يُصْبِحُ فَرِحاً: حَذِراً لِما حُذِّرَ مِنَ      
در انديشه ذكر. شب را به سر مى برد با خوف، و ر وز مى نمايد دلشاد: خوف از غفلتى كه او را از آن      
الْغَفْلَةِ، وَ فَرِحاً بِما اَصابَ مِنَ الْفَضْلِ وَالرَّحْمَةِ. اِنِ اسْتَصْعَبَتْ       
برحذر داشته اند، و دلشاد از فضل و رحمت حق كه به دست آورده. اگر نفس او را در آنچه  
عَلَيْهِ نَفْسُهُ فيما تَكْرَهُ لَمْ يُعْطِها سُؤْلَها فيما تُحِبُّ   
بر او سنگين است از او پيروى نكند او نيز آنچه را كه نفس به آن رغبت دارد به او نمى دهد.
قُرَّةُ عَيْنِهِ فيما لايَزُولُ، وَ زَهادَتُهُ فيما لايَبْقى.                 
روشنى چشمش در آن چيزى است كه جاويد است، و بى رغبتى اش در آن است كه فانى شدنى است.

منابع نهج البلاغه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:42  توسط عبدالله روشنایی   | 

اشنایی با ایسم ها

در این قسمت قصد دارم به بحث و معرفی تعدادی از مکاتب و ایسم های مهم جهان بپردازم . شناخت این مکاتب به قشر دانشجو کمک بسیار زیادی خواهد کرد مخصوصا اگر دانشجوی یکی از رشته های علوم انسانی مثل علوم اجتماعی و علوم سیاسی باشد . منبعی که من این مطالب رو از آنجا بیرون کشیده ام کتاب دانشنامه سیاسی دکتر آشوری هست به اضافه یک کتاب دیگر که متاسفانه بدلیل مفقود بودن چند صفحه اولش نام کتاب مشخص نیست به نظر می سد کتاب اطلاعات عمومی باشد و بعد از انقلاب هم چاپ شده اما منابع خود این کتاب که در آخر کتاب نوشته شده بسیار معتبرند :
 
 
 
 
آبسولوتیسم :عقیده به حکومت مطلقه و ریاست یک دیکتاتور بر همه افراد یک جامعه
 
آتئیسم : عقیده به انکار خداوند
 
آریستو کراسی : عقیده به سپردن قدرت به چند نفر متمول یا قدرتمند
 
آمپریسم : عقیده به تجربه یا مشاهده و عمل در هر نوع ایمان و اعتقاد
 
آنارشیم : عقیده به عدم وجود زمامدار برای اداره امور
 
آنارکوسندیکالیسم : عقیده به مخالفت با دولت و تحصیل قدرت به وسائل دموکراتیک
 
آناپپ تیسم : عقیده به تلفیق مرام کمونیسم و سوسیالیسم
 
آنتی انتکتوالیسم : عقیده به اینکه عقل زاده علم است و علم منبع عقل 
 
آنتی کواریانیسم : عقیده به عقاید و آداب قدیمی و کهن و اصالت هرچه کهنه است
 
آنتی سمی شیسم : عقیده به نابودی یهودیان برای بهبود وضع زندگی مردم (من جای دیگه ای آنتی سمی تیسم خوندم)  
 
اپور تونیسم :عقیده به بوقلمون صفتی و مطابق شرایط زمانی و مکانیعقیده و مسلک عوض کردن (در واقع یه جور حزب باد بودن)
 
اپولوژیسم : عقیده به کناره گیری از کار دولت و گوشه گیری سیاسی
 
اپیس کوپالیسم : عقیده به طرفداری از حکومت دینی منتخب از مجموعه کلیسا های ملی
 
اپیگوریانیسم : عقیده به لغو یا تغییر قانون جامعه در صورتی که مفید به حال افراد جامعه نباشد
 
اتو کراسی : عقیده به سپردن همه امور به یک نفر
 
اتریتاریانیسم : عقیده به تحت الشعاع بودن فرد در مقابل جامعه
 
اسکی پیسم : عقیده به کناره گیری و انزوا از فعالیت سیاسی و اداری
 
اسکولاریسم : عقیده به اصالت امور دنیوی و هرچه در دنیا موجود است
 
استائی کیسم = انتر ناسیئنالیسم : به معنای ضد وطن پرستی و برابری و مساوات همه مردم جهان
 
استو آپوئسیلیسم : استائی کیسم
 
استالینیسم : عقیده به تغییراتی که استالین در شوروی در عقاید مارکس و لنین داد
 
اسکپ تی کیسم : عقیده به فلسفه شک در باره هرچیز
 
آگنوس بی کیسم : عقیده به عدم قبول آنچه که فلاسفه می گویند
 
آگوئیسم : خود پرستی
 
امپریالیسم : عقیده به ایجاد امپراطوری اقتصادی از راه تصرف سایر ممالک بهر وسیله ای که هست
 
اندوستریالسم : عقیده به تاثیر ماشین و رواج صنعت در زندگی بشر
 
اندیویدوالیسم : اصالت فرد و داشتن آزادی و اختیار فردی
 
اورتارکیسم : عقیده به استقلال اقتصادی
 
اولیگارشی : عقیده به سپردن حکومت به دست عدهای معدود
 
اوبژکتیویسم : عقیده به تفوق فراوان برای حقایق بر اساس درک احساس
 
اوونیسم : عقیده به تلاش برای حفظ حقوق و مزایای کارگر و بهبود وضع آن
 
ایده آلیسم : عقیده به پیروی از افکار و آرزو ها و آمال
 
بالشویسم : عقیده به ایجاد قدرت سیاسی توسط کار گرانی که تابع انضباط شدیدی هستند
 
بر بریسم : توحش و بربریت و بدویت
 
پاتریونیسم : میهن پرستی وطن دوستی افراطی
 
پارتیکولاریسم : عقیده به حفظ آثار و رسوم و آداب و عادات یک شهر توسط مردم  
 
پارلمانتاریسم : عقیده به ایجاد مسئولیت توسط قوه مجریه در برابر قوه مقننه و پارلمان
 
پاسی فیسم : صلح طلبی
 
پاروشیالیسم : عقیده به محدودیت فکر
 
پراگماتیسم : عقیده به فلسفه اصالت عمل
 
پروببلی تیسم : عقیده به فلسفه احتمال گرایی
 
پسی میسم : عقیده بد بینی نسبت به همه کی همه جا و همه وقت
 
پلورالیسم : عقیده به عدم انحصار علاقه فردی به پیوستگی های سیاسی
 
پلاتونیسم : عقیده به قدرت دولت که وابسته به میزان اطاعت اتباع کشور از مقررات است
 
تروریسم : عقیده به لزوم آدم کشی و ایجاد ترس و وحشت برای ادره حکومت
 
تروتسکی ایسم : عقیده به اعتدال بین لنینیسم و استالینیسم
 
تزاریسم : دیکتاتوری
 
دتر مینیسم : عقیده به جبر گرایی
 
دسپوتیسم : عقیده به سپردن کار های یک کشور به دست یک  نفر مستبد
 
دموکراسی : حکومت مردم بر مردم
 
دوگماتیسم : عقیده به اطاعت صرف و کور کورانه از هر اصل و آیین
 
دیالکتیک : عقیده به تبعیت از روش فلسفی هگل مبنی بر تز آنتی تز و سنتز
 
رادیکالیسم : عقیده به بهبودی ریشه ای و نفی ریشه ای همه چیز
 
راسیونالیسم : عقل گرایی
 
رویالیسم : عقیده به حکومت مطلق سلطنتی
 
 رئالیسم : عقیده به واقعیت کل در هر مورد و مقصود از کل (دولت )بیشتر است
 
ژئو پولیتیک : علم مطالعه روابط بین جغرافیا و سیاست
 
سانترالیسم : تمرکز گرایی
 
سزاریسم : تزاریسم دسپو تیسم دیکتاتوری
 
سوفیسم : مغلطه گرایی و سفسطه گویی
 
سوسیالیسم : عقیده به کنترل همه امور اقتصادی و صنعتی اجتماع به نفع مردم کشور
 
سوسیالیسم لیبرال : عقیده به کنترل وسایل تولیدی و مخالفت با کنترل توزیع محصول
 
شوونیسم : عقیده به افراط و مبالغه در میهن پرستی  
 
فاشیسم : عقیده به افراط در استبداد برای رسیدن به ترقی جامعه
 
فورمالیسم : ظاهر گرایی افراطی
 
فیزیو کراسی : عقیده به عدم دخالت دولت در امور
 
کاپیتالیسم : عقیده به سرمایه داری
 
کالونیسم : عقیده به اطاعت کور کورانه از مذهب
 
کمونیسم : عقیده به مساوات و برابری بین مردم در کلیه امور
 
گوبی نیسم : عقیده به تفوق نژاد های بشری (نازیسم)
 
لیبرالیسم : عقیده به آزادی حرفه ها در کلیه امور برای افراد بشر
 
ماتریالیسم : ماده گرایی عقیده به نفی هر چیز غیر از ماده
 
ماکیاولیسم : عقیده به ایجاد دولت مقتدر و سرکوبگر
 
مارکسیسم : عقیده به فرضیه تکامل تاریخی تمدن و کشمکش طبقاتب و انقاب پرولتاریا از سوی مارکس
 
مرکانتالیسم : عقیه به افزایش صادرات نسبت به واردات برای ایجاد قدرتهای اقتصادی ملت ها
 
ناسیونالیسم : وطن پرستی
 
نهیلیسم :عقیده به پوچ گرایی و اینکه هیچ چیز در دنیا پایدار نیست و باید از بین برده شود
 
یوتیلیتاریانسیم : فلسفه انتفاعی سود جویی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 18:32  توسط عبدالله روشنایی   | 

تاریخچه کارکردگرایی

 مکتب کارکرد گرایی

 

مکتبی که برای تبیین شرایط فرهنگی جوامع در علوم اجتماعی پدیدار گشت بینش کارکردگرایی است

هرچند بینش فوق در تاریخ سابقه طولانی دارد اما به شکل گسترده تر و همه گیر تر در ارای  اندیشمندان قرن نوزدهم و بیستم مشاهده میشود .

اصل و اساس در بینش کارکردی کار اندام واره و خدمت اجزا به کل است .کارکرد گرایان نظام اجتماعی را دارای تعادل می دانند این امر موجب میشود که انها به وحدت اجزا اهمیت دهند . در نظر انان کل و اجزای متشکله با یکدیگر در امیخته به وفاق رسیده و هویت واحدی پیدا کرده اند . قدرت اصلی این نظریه در این است که نشان دهد چگونه در یک کل اجزای مختلف به صورت ظریفی با هم پیوند یافته و وحدت پیدا کرده اند.

افلاطون از نخستین اندیشمندانی است که نظریه منظمی درباره جامعه عرضه داشته است . کتاب جمهوریت افلاطون در حقیقت نخستین تحلیل منظم اجتماعی است که در دنیای غرب به وجود امده است . او نخستین بار موضوع نظم اجتماعی را مورد توجه قرار داده و به خصلت جهان شمول و طبیعی ان اشاره می کند . افلاطون در نظریه خود به تحلیل فونکسیونی تقسیم کار پرداخته و ضرورت ان را برای دوام نظام اجتماعی بیان می کند .

اما از فیلسوفان اجتماعی در قرن اخیر که مسایل را با دیدی اندام و اره و یا  به عبارتی کارکردی مورد کنکاش قرار می دادند می توان از "اسپنسر " نام برد که ارای وی ترکیبی ازمثبت گرایی و داروینیسم است

وی نخستین صاحب نظری است که بدون اینکه جامعه را با اندام انسان یکی بداند از اصطلاحات زیست شناسی استفاده کرد و بر ان شد که طبق نظام خاصی اثبات کند که جامعه یک اندام است.

با توجه به نظریه های فوق است که عنوان می شود ریشه مکتب کارکردی را به شکل علمی امروز باید در تئوری های اجتماعی اسپنسر و کنت دنبال نمود . اسپنسر و به دنبال ان کنت و حتی دورکیم اعتقاد داشتند که جوامع بشری همچون پیکرهای انسانی هستند که در انها نهادها- رسوم – عادات و باورها هر یک برای حفظ جامعه وظیفه ای انجام می دهند و حتی نهاد دین نیز کارکردی در جوامع دارد که پا برجا باقی مانده است .

ارا و نظریات

مالینوفسکی که به علت  طرفداری دفاع و تبلیغ تقریبا به عنوان بنیان گذار اصلی و سخنگوی مکتب کارکردی در مردم شناسی معروف است  کارکرد را به این شکل تعریف می کند :

فونکسیون (کارکرد )عبارت است از براوردن یک نیاز به وسیله یک عمل .به نظر او هدف اصلی فونکسیونالیسم این است که با شناخت روابط متقابلی که بین اعضا و قسمتها و وظایف وجود دارد سازمان اجتماعی مشخص شود.

انچه مالینوفسکی بر روی ان تاکید دارد مفهوم فرهنگ است که بسیاری از فرضیاتش را بر ان پایه گذاری نموده است . او فرهنگ را به عنوان مجموعه ای کل در نظر میگیرد که بخش های ان چون اجزای یک کل با هم رابطه متقابل دارند  بر هم تاثیر میگذارند و از هم تاثیر می پذیرند . بنابراین برای شناخت یک جامعه تاکید بر شناخت کارکرد عادات – باورها – نهادها – و افکار است که هر یک بخشی از فرهنگ را تشکیل می دهند .

کسی که امروز او را پدر جامعه شناسی می شناسیم با عنوان نمودن روش تحقیق تجربی و کاربرد ان در علوم اجتماعی در نظر داشت هر چه زودتر از این روش که نجات دهنده علوم طبیعی بود برای نجات علوم اجتماعی نیز استفاده کند . از این رو عنوان نمود تنها وسایل و ابزار تحقیق در علوم اجتماعی همان ابزار و وسایل علوم زیستی و طبیعی است . یعنی مشاهده – تجربه – مقایسه و تحلیل سیستمی و یا به قولی ایستا را ارایه نمود.

به طور کلی کار جامعه شناسی ایستا این بود که جامعه را در حال سکون و به همان گونه که هست مطالعه کند و مهمترین پدیده مورد مطالعه اش نظم اجتماعی  است که از طریق ساخت اجتماعی برقرار می شود و در این بخش مطالعات جامعه شناسی در زمینه سازمانها و نهادهای اجتماعی متمرکز شده و چگونگی ایجاد تعادل و ثبات در جامعه مورد توجه قرار میگیرد .

به دنبال او دورکیم در جو پر تشنج قرن نوزدهم برای رفع مشکلات اجتماعی نظریه های جامعه شناختی را عنوان کرد . "امیل دورکیم " – جامعه شناس فرانسوی – با توجه به تحلیل کارکردی به پزوهش پیرامون مسایل اجتماعی می پردازد . وی عنوان می کند  : واقعیت های اجتماعی دارای خصلت های عینی هستند و بر رفتار و کردار انسان مسلط می باشند . واقعیت های اجتماعی به رغم میل شخصی افراد وجود داشته و به دوام و بقای خود ادامه میدهند.

بدین ترتیب دورکیم دو خصلت اساسی برای واقعیت های اجتماعی قایل بود : یکی اینکه واقعیت های اجتماعی از هستی و موجودیت برخوردار بوده و دیگر اینکه انسان تحت نفوذ و قدرت انها قرار میگیرد . اساس نظریه دورکیم این بود که کل اجتماع دارای واقعیتی مستقل از اعضای خود بوده و به همین دلیل شناخت اعضای ان کل باید در رابطه با کل ان در نظر گرفته شود.

" رابرت نیزبت " می گوید : باید اذعان کرد که دورکیم با این نظر که کل را نمی توان به اجزای سازنده اش بازگرداند جامعه شناسی را از تهدید روان شناسی خام دوران خود نجات داد و تحلیل کارکردی را به مفهومی پر جذبه برای جامعه شناسان جامعه خود مبدل کرد . اما باید عنوان کرد قبل از ان که جامعه شناسان به تحلیل کارکردی اقدام نمایند دو تن از مردم شناسان نامی یعنی " راکلیف براون " و " برانیسلاو مالینوفسکی " اساس تحلیل کارکردی را از دورکیم  وام گرفتند و به بسط و گسترش ان پرداختند.

مالینوفسکی در تحقیقات مشارکتی در نهایت به این نتیجه رسید که مردم شناسان تا زمان او زندگی را تکه تکه مورد مطالعه قرار داده اند و نتایج حاصل از تبعات انها تحریف شده و غیر واقعی بوده است . وی روش جدید خود را بدین شان توصیف نمود : مطالعه نفوذ جنبه های گوناگون یک بنیاد بر یکدیگر و مطالعه اجزای دستگاه اجتماعی – روانی که بنیاد بر ان پایه استوار می باشد .

مالینوفسکی روشی را که توصیه می کرد تحت عنوان مشاهده با مشارکت توصیف نموده است . منظور او این است که محقق باید در کل با ملتی که مورد مطالعه قرار می دهد زندگی کند و حداقل به مدت یک سال و نیم و شاید بیشتر در فعالیت های افراد ان ملت شریک شود .

مالینوفسکی در مهمترین کتابش " ارانگوتان های غرب اقیانوس ارام " عنوان می نماید در یک فرهنگ همه چیز به هم پیوسته است . مالینوفسکی در این کتاب موضع گیری خود را در برابر تاریخ مشخص میسازد .

برخلاف تکامل گرایان مالینوفسکی معتقد است مردم شناسی نباید به بازنمایی های به ظاهر تاریخی توجه نشان دهد . تاریخ ملت های فاقد خط برای همیشه از میان رفته است . اسطوره ها نباید به عنوان عناصری در نظر گرفته شوند که به ما اجازه بازنمایی گذشته را دهند بلکه لازم است فقط به عنوان عناصر تشکیل دهنده یک مجموعه کلی که همان فرهنگ معاصر است مورد توجه قرار گیرند .

وی مطرح می کند نقش یک مردم شناس مطالعه فرهنگ است به همان صورتی که جلوه می کند و هم چنین بررسی این نکته که فرهنگ مزبور چگونه نیازهای حیاتی بشر را ارضا می کند . مالینوفسکی  شیوه   ارضای این نیازها ( نیازهای غذایی – جنسی و ... ) به وسیله یک فرهنگ را فونکسیون ان فرهنگ       می نامد .

بنابراین با توجه به مطالبی که ذکر گردید مشاهده میگردد که مکتب کارکردگرایی از گذشته دور تا به حال با اشکال مختلف مطرح می گردیده است اما در یکی دو قرن اخیر مکتب فوق چنان در علوم اجتماعی رشد پیدا می کند که اتمسفر علوم اجتماعی را مخصوصا در غرب به زیر چتر خود می گیرد .

به عقیده صاحب نظران این مکتب جامعه به مثابه نظام یک پارچه و وحدت یافته ای است که در ان همیشه مکانیسم هایی برای برقراری تعادل و ثبات نظام اجتماعی وجود دارد .بنابراین برای مطالعه هر جامعه محقق فونکسیونی باید کارکرد اجزا و قسمت های مختلف ان جامعه را در رابطه با کارکردهایی که هر یک در بقای ان نظام نقش دارند مورد بررسی قرار دهد .

انچه در این نظریه بسیار حساس است انسجام و چگونگی رسیدن به تعادل است و اینکه جامعه نظامی قانون دار و یک پارچه است .

با توجه به اهداف این مکتب و روش بینش فوق می بینیم یکی از مکاتبی که در حال حاضر دارای طرفداران بسیار زیادی است همین بینش است . چون نظریه هایی که در این بینش ارایه می شود به نفع سیستم ها است پس طبیعی است که باید در بسیاری از کشورها نظام مسلط جامعه شناسی و مردم شناسی این مکتب باشد. و درست به همین دلایل است که عنوان میشود فونکسیونالیسم مهمترین و با نفوذترین مکتب جامعه شناسی در امریکا است و به طور کلی امروز غالب متفکران و علمای اجتماعی در کشورهای غربی ان را به عنوان یگانه نظام نظری برای پدیده های اجتماعی پذیرفته اند و این مکتب همگام با جامعه شناسی سرمایه داری در کشورهای غربی پیدایش و تکامل یافته است .

با توجه به مطالبی که به اختصار راجع به بینش کارکردی عنوان شد و نیز با عنایت به شرایط زمانی – اقتصادی و اجتماعی که صاحب نظران مکتب فوق داشته اند مشاهده میگردد که تحلیل و تحقیق مسایل اجتماعی – فرهنگی با توجه به تاثیرات ان بر کل نظام و رهایی از داستان های غریب تاریخی و پیچیدگیهای فلسفی از نظر تحقیق می تواند بسیار کاربرد داشته باشد .

انتقادات

در جامعه شناسی قرن حاضر مهمترین ایرادی که به دیدگاه فوق میگیرند این است که این دیدگاه که زمانی برای حل مشکلات در عرصه جهان علوم اجتماعی پدیدار شد امروز وسیله ای شده در دست سیاست مداران تحقیقاتش هم حول محور مسایل کمی و خرد می گردد و این امر به جایی رسیده که در حال حاضر وقتی نظریه های جامعه شناسی را به دو قسم کاربردی پیشرو و محافظه کار ( در خدمت سیستم ها و توجیه کننده کارهایشان ) تقسیم کنند به مساله ای برمی خوریم که برای نمونه حایز اهمیت است لازم است شاهدی اورده شود تا منظور مشخص و روشن گردد و جایگاه مکتب فونکسیونالیستی بین مکاتب علوم اجتماعی در تحلیل و تحقیق ها اشکار گردد .

در تقسیم بندی مکاتب اورده شده : در تحلیل نهایی همه نظریه ها بر حسب پذیرفتن اصول خاصی به یکی از این دو دیدگاه متعلق می شوند : 1- جامعه شناسی محافظه کارانه 2-جامعه شناسی مترقی و انقلابی . باید دانست محافظه کاری شدت و ضعف دارد و برحسب اوضاع و موقعیت های گوناگون می تواند چهره های مختلفی به خود بگیرد و دارای سطوح مختلفی باشد از این رو تمام نظریه های محافظه کارانه در دو گروه قرار میگیرند : قدیم و جدید . از مکاتب محافظه کاران قدیم فونکسیونالیسم مهمترین و با نفوذترین مکتب جامعه شناسی در امریکا است .به همین دلیل بیشترین انتقادهایی که از مکتب محافظه کاران میشود مستقیما بر فونکسیونالیسم وارد می اید .

بنابراین به عنوان نتیجه گیری می توان این گونه مطرح نمود که روش کارکردی در علوم اجتماعی و مخصوصا در مردم شناسی حایز اهمیت بوده با توجه به مسایل کارکردی میتوان تا حد زیادی مسایل فرهنگی اجتماعی جوامع را حل نمود و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد . اما این که روش تحقیق فوق را در همه مسایل اجتماعی وارد نموده راهی کلی برای تبیین تمام مسایل اجتماعی بدانیم بدون شک به خطا افتاده در این صورت نه تنها نمی توانیم مسایل و شرایط اجتماعی را به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم بلکه به جایی می رسیم که محافظه کاران قرن بیستم رسیدند جایی که مفهوم انسان به کمیت اماری تبدیل شد و بدون شک براساس ان نمی توان به کنه مسایل انسانی اجتماعی و بالاخص فرهنگی پی برد .

 

  مکتب ساخت گرایی

مکتب ساخت نیز مانند سایر بینش ها در واقع ابتدا روشی برای مطالعه بود . هر چند امروز بیشتر جامعه شناسان امریکایی ساخت گرایی را از کارکرد گرایی جدایی ناپذیر میدانند و این دو گرایش را بینش واحدی تلقی کرده از تحلیل ساختی – کارکردی سخن به میان می اورند لیکن باید اذعان نمود هرچند ممکن است ریشه این دو مکتب مشترک بوده باشد اما ساخت گرایی مستقل از کارکردگرایی رشد یافته و بینش ساخت گرایانه با روش ویزه خود خاصه در ارتباط با زبان شناسی در دهه های اخیر از اقبال خاصی برخوردار بوده است .

اصطلاح " استروکتورالیسم " به معنی اصالت ساخت است اما با در نظر گرفتن شیوه تحلیل خاصی که در علوم انسانی و به خصوص در جامعه شناسی و انسان شناسی به کار برده میشود عبارت است از طرز فکری که عمل اجتماعی را از دیدگاه ساختی مورد توجه قرار میدهد . در این مکتب سعی میشود پدیده های اجتماعی از طریق کیفیت ساخت جامعه تبیین گردد . در استروکتورالیسم توجه به این است که تاثیرات ساخت اجتماعی ذوق افراد بدون توجه به روند پدیده ها یا عمل بدون توجه به تاریخ مورد مطالعه قرار گیرد بدین ترتیب مبین رفتار و عمل اجتماعی در مکتب اصالت ساخت  ساخت اجتماعی است .

بنابراین روش ساختی مبتنی بر مطالعه استقرایی است مطالعه و تحقیقی برای سنجش نظام های پنهان جامعه تا مسایل اجتماعی هر چه بهتر و بیشتر مورد ارزیابی قرار گیرد . اما ریشه تاریخی مکتب فوق و این که از ابتدا تاکنون چه تحولاتی در ان پدید امده است مساله ای است که نظریه های متفاوت و حتی متضادی پیرامون ان عنوان شده است . در تاریخچه مکتب ساخت اورده شده که چند جریان فکری از جمله موارد زیر در تحول بینش ساختی موثر بوده اند :

1-      مفهوم هگلی کلیت – که تاریخ نویسان و فلاسفه ایده الیست المانی از ان در تحلیل جامعه بهره گرفته اند .

2-      نظریه گشتالت در روان شناسی ادراکی  که در صدد براورد به روش تجربی اثبات کند که کل چیزی فراتر از مجموع اجزای فردی ان است .

3-      زبان شناسی دوسوسور که مصمم بود نظریه اتمیستی دستور زبان کلاسیک را با تمیز نهادن میان زبان و گفتار مردود اعلام کند .در نظریه دوسوسور زبان ساخت اصلی و گفتار تجلی تجربی است .

4-      تحلیل مارکسیستی از شکل بندی اجتماعی که به کنش و واکنش پیچیده اجزای تشکیل دهنده جامعه علاقه مند بود .

5-      تحول سیبرنتیک و نظریه ارتباطات .

در بینش ساختی جریان های فکری متفاوتی از جمله جریان هایی که در بالا ذکر شد تاثیرگذارند اما با توجه به مبانی کلی مکتب ساخت بهتر است به شکل دقیق تر به چگونگی اندیشه ها و ارا صاحبنظران این مکتب بپردازیم .

ارا و نظریات

لوی استراوس – مردم شناس شهیر فرانسوی – که نامش با مکتب ساخت پیوند خورده است ساخت را به مثابه یک مجموعه هدفدار برای منظوری معین میداند . استراوس ساخت را این گونه تعریف میکند:

ساخت عبارت از ترکیب خاص همبستگی اجزای یک مجموعه برای منظوری معین است مثل ساخت همه اجزا و بدن انسان به طریقه ای که این اجزا با یکدیگر همکاری کنند . او عنوان میسازد ساخت چیزی جز مجموعه قواعدی نیست که ارتباطات و موقعیت ها را توجیه میکند . او خاطر نشان میسازد ساخت چیزی محسوس و واقع در جهان نیست بلکه صرفا جنبه اعتباری و ذهنی دارد و نباید ساخت را با هنجارها یعنی معیارهای متداول زندگی اجتماعی یکی دانست بلکه از یک رشته معانی و ارزشهایی بالاتر از اثار محسوس و عینی و فرهنگی پدید می اید.

لوی استراوس عنوان میکند روشی که ما برای مطالعات ساختی بر میگزینیم شامل کارهای زیر است:

1-      تعریف پدیده مورد مطالعه به عنوان رابطه ای میان  دو یا چند مفهوم حقیقی یا فرضی

2-      ساختن جدولی به از تبدیل های ممکن میان این مفاهیم

3-      بر نهادن این جدول به عنوان موضوع کلی تجزیه و تحلیل که فقط در این مرحله میتواند روابط ضروری را کشف کند . پدیده واقعی و تجربی در اغاز فقط به منزله یک ترکیب ممکن میان ترکیبات دیگر نگریسته میشود و منظومه کامل این ترکیبات باید از قبل فراهم گردد.

لوی استراوس و سایر ساخت گرایان از مفاهیمی که در علم زبان شناختی مورد استفاده قرار میگیرد بسیار استفاده کردند و با توجه به روش تحلیلی ساختی که پویشی سه مرحله ای دارد یعنی اشکار شدن روابط میان پدیده ها – به جدول در اوردن انها و سرانجام تحلیل موقعیت ها و پدیده ها دریک ساختار. لوی استراوس پدیده های دیگر اجتماعی از جمله ساختار خانواده و شرایط متفاوت اجتماعی را مورد تدقیق نظر قرار داده است .

انچه مهم است در این بینش شبکه ارتباطی و پیوند دهنده اجزا و پدیده های فرهنگی است . لوی استراوس کلا پیوند خطوط ارتباطی پدیده ها را در یک ساختار به واسطه سه نوع داد و ستد میداند : مبادله پیامها در یک شبکه اجتماعی که باعث پیدایی زبان میشود مبادله زبان که نظامهای خویشاوندی و قوانین و هنجارهای مرتبط ان را به وجود می اورد و در نهایت مبادله کالا ها که شرایط اقتصادی را موجب میشود .

 

انتقادات

با توجه به مطالبی که پیرامون مکتب ساخت عنوان شد این بینش در نظر دارد با توجه به شرایط و شبکه روابط یک مجموعه به تجزیه و تحلیل مسایل و پدیده های اجتماعی بپردازد و شکل منفرد اعضا و اجزای اجتماعی را مورد تدقیق قرار نمیدهد .

همان طور که عنوان شد موارد تاریخی خیلی کمتر در تجزیه و تحلیل ساخت گرایان موثر است . مکتب ساخت نیز به شعبه های مختلف و با راههای متفاوت تقسیم شده است . مکتب ساخت گرایی فرانسه که عموما با نام لوی استراوس عجین شده است را مجموعه ای از اجزا می دانست که روابط مستحکم و ثابت بین انها پایدار و برقرار بوده است . لوی استراوس در تحقیقات اجتماعی با توجه به بینش فوق همواره از ذکر علتها پرهیز کرده و به جای ان اصطلاح متناظر یک به یک یا جفتهای منتظم را به کار میبرد .

مکتب ساخت گرایی انگلیس که سردمدارش براون است پدیده های اجتماعی را در قالب ساخت مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد اما نه مانند لوی استراوس در قالبهای ساختی ذهنی بلکه روابط ساختی و تجزیه و تحلیل های براون به مدلهای ساختی که از تجربه به وجود می ایند پدیدار میشود و کلا براساس روش جز به جز استقرا .

سومین جریان فکری در مکتب ساخت بینش ساختی امریکا است که بیشترین توجهش به این نکته است که در داخل نظام اجتماعی عناصر ثابت ان چه کارکردی برای مجموع و کل نظام و نیز چه ارتباطی با ساخت دارد .در این مکتب مفاهیم نقش و منزلت اجتماعی در موقعیت فرد نیز در تعاریف گنجانیده میشود.

با توجه به مطالبی که راجع به مکاتب سه گانه به اختصار عنوان شد روش ساختی و ارایه یک مدل برای شناسایی جنبه پویایی پدیدارها را نادیده گرفته است .این نکته وقتی اشکار تر میشود که در تحلیل به جنبه تاریخی پدیدارها توجهی نمیشود . مهمترین ایرادی که به مکتب فوق گرفته اند کم اعتنایی به سیر تکوینی پدیدارهای اجتماعی و غفلت از اصل ویزگی تاریخی است . در مکتب اصالت ساخت از تغییرات و به ویزه دگرگونی های ریشه ای و ساختی کمتر سخن به میان می اید . از این رو نظریه پردازان مکتب فوق را محافظه کار دانسته اند .هم چنین بعضی اندیشمندان از بعد روانی به تحلیل این بینش پرداخته عنوان مینماید که در تجزیه و تحلیل های اجتماعی به نیروی لایزال انسانی و نقش ان در تاریخ کم توجهی شده است .

اما باید اذعان نماییم با توجه به تمام کاستی هایی که پیرامون مکتب ساخت مطرح میشود و عنوان مینماید که این دیدگاه به سیر تکوینی تاریخ اهمیتی نمیدهد در نوشته های صاحب نظران این مکتب به وضوح میبینیم که در تحلیل های اجتماعی جریان های تاریخی نادیده گرفته نشده و لوی استراوس مردم شناس شهیر فرانسوی – عنوان مینماید : "انسان شناسی و مردم شناسی مطالعه تاریخی را مکمل کار خود تلقی مینماید . "

البته باید در نظر داشت که هر مکتبی و مخصوصا هر روشی خالی از اشکال و ایراد نیست و بدون شک در جریان تحقیقات و تبیین نتایج کاستی هایی در ان مشاهده میگردد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 18:19  توسط عبدالله روشنایی   | 

چه کنیم که خدمت گذار خوبی باشیم

چه کنیم که خدمتگزار خوبی باشیم ؟

 

 

 

 

سال 88- 87

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه .................................................................................................................3

چکیده .................................................................................................................4

عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین نیست ...................................................................5

راهنمای حکمرانی اسلامی .......................................................................................8

دیوانسالاری درخدمت مردم نه مردم در خدمت دیوانسالاری .............................................14

رستگاری دربندگی خدا وخدمت به خلق اوست......................................................... .....17

تأثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار از منظر دیگر .....................................................18

داستانهایی از زندگی بزرگان درخدمت به مردم .............................................................19

تأثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار چگونه است ؟.....................................................22

نتیجه گیری .........................................................................................................26

منابع ومآخذ ...................................................................................27

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

تاریخ وشرح حال بزرگان عالم وشخصیت های آسمانی برای هر کس بهترین سرمشق وعالی ترین الگوی زندگی است دراین میان شرح زندگی امام امیرالمومنین (ع) دومین شخصیت جهان انسانیت از اهمیت خاصی برخوردار است چرا که درس زندگانی ایشان روح فضیلت پاکی انسانیت ،فداکاری ،استقامت ،شجاعت ، فتوت را درخواننده تقویت می کند .

ویکی دیگر از شخصیت های بزرگ جهان اسلام پیامبر اسلام (ص) می باشد که ابعاد زندگانی آن شخصیت بی همتا وقابل وصف وشمارش نیست یکی از ابعاد زندگانی آن بزرگوار خدمت رسانی وتوجه به نیازمندان می باشد .

                                  دانی که خدا چرا داده تو را دو دست

                                 من معتقدم که اندر آن سری هست

                                   یک دست به کار خویشتن پردازی

                                  با دست دگرز بی کسان گیری دست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

 

خدمت کردن وخدمت گزاری به مردم خدمت به خداست اگر خدا را دوست داری بندگان خدا را خدمت گزار باش.

خدمت به آفریده های الهی که آدمی را به بالاترین سطح کمال بشری می رساند وافزون به انجام تکلیف ومأموریت و وظیفه خلافت الهی شخص را به عالی ترین درجه بالا می برد یکی از عناصر قواعد اخلاقی مجموعه جهان خدمت است .

هرگاه انسان به دیگران خدمت می کند ومشکلی از مشکلات آنان را برمی دارد چه لذتی شیرین تر وزیباتر ازاین وجود دارد که در خود احساس شعف ونشاط وبا ارزش بودن می کند وخود را به خدای خویش نزدیک می بیند .

پاداشهایی از قبیل آمرزش گناهان ،ورود به بهشت ،دریافت مدال ودرجه بهشتی ،ثبات قدم وایمنی در قیامت ،برخورداری از شفاعت وغیر اینها بیانگر میزان ارزندگی خدمتگزار است .

 

مَن کُثُر احسانُهُ کَثُر خَدَمُهُ واعرانُه

کسی که فراوان نیکی کند خدمتگزاران ویارانش فراوان شوند .

 

 

 

 

 

 

عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین نیست

نگاهی به نوع نگرش امام راحل به موضوع فقر وعدالت اجتماعی :

وقتی باران می بارید ، تمام سقف ها در خانه های محله ،موسیقی فقر می نواخت ،کاسه ها ،سطل ها ،کف اتاق پهن می شدند تا گلیم کهنه کف اتاق ،خیس تر از آنچه بود ،نشود . شب های بارانی ،هیچکس نمی خوابید وهمه کودکی ،عمق این خیال بود که روزی کسی بیاید وسقفی روی شهر بسازد . وتو آمدی تا دستهایت را سقف خانه هایمان کنی ،سنت تو حمایت از کسانی بود که سهم کمتری از خوشبختی دارند « ما به پیروی از اسلام بزرگ ،از جمیع مستضعفین حمایت می کنیم » زیرا که « طریق اسلامی این است که مستضعفین را حمایت کنند »

توآمدی ،تا نان وگرسنگی را به تساوی قسمت کنی .توآمدی تا چشم نماز گزاران را به روی حقیقت زندگی ما باز کنی وشیعیان را به عدالت دعوت کنی ،زیرا که تنها نیاز ما عدالت بود . فقر ما یعنی بی عدالتی ،یعنی محرومیت از همه آنچه که حق است واگر حق پایمال شد مسلمانی بر باد رفته است وتوگفتی « گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد .» که وجود محرومین یعنی اینکه کسی را از حق خود محروم یعنی اینکه کسی را از حق خود محروم کرده اند واگر ملتی ،مدعی علی (ع) هستند وبرای کربلا سینه می زنند ،باید برای اقامه قسط ،قیام کنند .

کودکی ما همه آرزوی فردایی بود که حسرت هیچ چیزی درسفره نباشد ،آرزوی آن بود که کسی بیاید وحسرت ولذت را به تساوی میان لحظه ها قسمت کند آرزوی آن بود که کسی بیاید به فکر ما باشد وتوآمدی تا همه را به آرزوهای ما دعوت کنی « دوستان عزیزم !خود را برای خدمت به اسلام وملت محروم مهیا کنید ؛کمر به خدمت بندگان خدا که خدمت به خداست ببندید »

روزهای ما از شورجوانی  دور بود ،زندگی حسرت یک تصویر بود وتوحسرت ما را می شناختی «آنچه مهم است ،این است که آن قشر مستضعف بیشتر مورد نظرباشد»

بیشتر از فقر ،درد ما تنهایی بود ،بی کسی بود، هیچ کس ما را نمی دید درد مارا نمی شناخت ،حرف ما را نمی شنید ،گویی ما نبودیم ،اما تو آمدی وما را دیدی وگفتی تا نگاهمان کنند « اسلام برای مستضعفین آمده است واول نظرش به آنهاست »

وقتی تونبودی ماهمه خشم بودیم ،طوفان بودیم ،طوفانی کور وبیهدف ،ویران می کردیم بی آنکه بدانیم چرا ، ماحتی خشم خود را به خوبی نمی شناختیم ،بی هدف می خروشیدیم و همه توان خود را صرف جیزی می کردیم که بیهوده بود و همه از آن رو که دنیا به ما پشت کرده بود . همه دنیا رو به آن سوی شهر داشت . انگار قبله هم در آن سوی شهر بود « خدایا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولان کشور ما ، پشت کردن به دفاع از محرومان و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد» . اما تو چهره ها را برگرداندی ، رو به ما ایستادی و دستهایت را به سوی ما دراز کردی و گفتی که خدا همه جا هست، اما قبله رو به جنوب است « به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم ، که خیر دنیا و آخرت شماها در رسیدگی به حال محرومان جامعه است».

آن روزها حتی خیرات همه در آن سوی شهر بود، انگار خدا اینجا نبود ، کسی به فکر ما نبود ، مهربانی این جا نبود و انصاف نمی دانم شاید آن سوی کوه ها خواب بود و تو آمدی تا حتی کاخ نشینان آن سوی شهر را هم  به ما بخوانی « چه نیکوست که طبقات تمکن دار، به طور داوطلب یرای زاغه و کپر نشینانش مسکن و رفاه تهیه کنند : و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است و از انصاف به دور است که یکی بی خانمان و یکی دارای آپارتمان ها باشد.»

حرف های تو زیبا بود و شیرینی خاصی داشت که تا آن وقت تجربه نکرده بودیم ، ما حتی لذت عید را نمی شناختیم ، لذت روزهای  جشن و پایکوبی، تا آنکه آمدی تا تقویم عید را هم به تساوی تقسیم کنی و معنی دیگری ببخشی « ما آن روز عید داریم که مستمندان ما، مستضعفان ما به زندگی صحیح رفاهی و به تربیت صحیح اسلامی انسان برسند.»

تو آمدی تا بگویی آن چه در آن سوی شهر است حاصل رنج ما در این سوی شهر است و ما لایق خیلی چیزها هستیم « به مستضعفان و مستمندان و زاغه نشینان که ولی نعمت ما هستند ، خدمت کنید .» تو آمدی تا به همه بگویی اینک روزگار خشم ماست و دنیا به زودی مسخر طوفان حق طلبی ما خواهد شد «این قرن به خواست خداوند قادر قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است»

تو آمدی وگفتی «پیش خدای تبارک وتعالی کمتر خدمتی است که به اندازه خدمت به زاغه نشینان فایده داشته باشد .» وما نفسی به آسودگی کشیدیم که خدا با ماست وخدا یار ماست . تو گفتی که ما منشأ خوبی ها هستیم « ما وقتی که در مذهب خودمان ملاحظه می کنیم که فقه ما آنطور غنی است وفلسفه ما آنطور غنی است می بینیم اشخاصی که این فقه را به این غنا رساندند وآن اشخاصی که این فلسفه ،رابه این غنا رساندند ،کاخ نشینان نبودند ،کوخ نشینان بودند » دلتنگی ما از ما دور شد وقتی که گفتی «شما طبقه جوان برومند زاغه نشین ،برآن اشخاص کاخ نشین شرافت دارید وشما هستید که اسلام را حفظ کردید .» دل های جوان ما از غرور سرشار شد وقتی انگشت اشاره به سمت گرفتی وگفتی :این پایین شهری ها واین پابرهنه ها – به اصطلاح شما !اینها ولی نعمت ماها هستند .» وآسمان عرصه پروازمان شد وقتی که فهمیدیم تو دوستمان داری ومارا ارجح می داری « یک موی سر این کوخ نشینان وشهید دادگان ،به همه کاخ ها و  کاخ نشینان جهان ،شرف وبرتری دارد .»

اما برای آن سوی شهر ،سخت بود که ما را به خود راه دهد .شاید آن سو نشینان ،فراموش می کردند که در همه طوفانها ،ما اولین قربانیان تحولات تاریخ بودیم واگر زندگی ،رنگ دیگری یافته ،از خون دلهای آرزومند ما بوده ،از سبزی سرهای جوان ما بوده است « اگر نبود همت این محرومان وهمت این روستائیان وهمت این جنوب شهری ها ،اگر نبود این ،نه رژیم سابق ظلمش ازبین رفته بود ونه ما در مقابل مشکلات می توانستیم مقاومت کنیم .»

هر چند ما از همه مواهب دنیا ،محروم بودیم اما ترس از فردا،ما را از مردانگی دور نمی کرد . جوانمردی،پایمردی ، یاری حق همیشه افتخارمان بود ،با رهبری تو ،می دانستیم از دنیا چه می خواهیم وغیر از آن جست وجو نمی کردیم وسر در گم وآشفته به این سو وآن سو نمی افتادیم « تزلزلی که در بین کاخ نشینان هست ، دربین کوخ نشینان نیست ،آرامشی که این طبقه محروم دارند ،آن طبقه ای که به خیال خودشان درآن بالاها هستند ،ندارند .»

نوپرده از واقعیتها برداشتی وفرمودی که ما هستیم که دنیارا تدبیر می کنیم « چرخ عظیم جوامع بشری ،بادست توانای کارگران درحرکت وچرخش است . حیات یک ملت مرهون کار وکارگر است . در هر کشور ،کارگر وکشاورز ،اساس آن کشور هستند ؛اساس اقتصادی کشور بسته به کار کارگروکشاورز است . کشاورزان وکارگران اساس استقلال کشورند .»

وقتی کاخ ها ،خالی از کاخ نشینان شد ،نه خود در کاخ نشستی که ما را از کاخ ها دور کردی « ما بحمدالله امروز همه دست اندرکارهایمان ،کاخ نشین نیستند ،دولت ما یک دولت کاخ نشین نیست .آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد ،آن روز است که باید فاتحه دولت وملت را بخوانیم .»

با تومازندگی یافتیم ،غرورمان بازآمد ودانستیم که خدا فراموشمان نکرده است وما هم می توانیم وباید زندگی را تدبیر کنیم وهمه دانستیم که خدا فراموشمان نکرده است وما هم می توانیم وباید زندگی را تدبیر کنیم وهمه دانستند که سرخی روی دنیا از خون ماست وزردی روی ما به سبب سنگینی بار کاخ هاست ،کاخ هایی که تنها قصه هایش سهم ما بود وتوآمدی ونام هایش را زیر پای ما نهادی .

راهنمای حکمرانی اسلامی

نوع نگاه به حکومت وحکمرانی، عامل اصلی در تعیین نحوه تعامل با مردم است . اگر حکومت را امتیاز وطعمه ای برای حکمرانان بدانیم ،دوره حکمرانی تبدیل به فرصتی خواهد شدبرای ارضای امیاال شخصی وگروهی وفخرفروشی وخوشگذرانی حاکمان .

اما اگر حکومت در نظر ما مسئولیتی دربرابر خداوند برای اقامه عدل وتکلیفی برای احقاق حقوق عامه وخدمت به خلق خدا ویاری مظلومان باشد ،آنگاه آنچه اهمیت می یابد تنها مصالح امت خواهد بود وحاکمان، دیگر خود را برتر از سایر مردم نخواهند دانست وبرای خودشان جزخدمتگزاری قایل نخواهند شد . درچنین دیدگاهی ،هدف نهایی جلب رضایت پروردگار از طریق خدمت به بندگان او وگسترش عدالت ومعنویت است واین همان هدفی است که جز با سرسپردن به آستان حضرت حق دست یافتنی نیست وبرای تحقق آن بذل جان وبلکه آبرو نیز شیرین است .

با چنین منطقی ،لبخند رضایت کودکی یتیم ،که به حق خود می رسد بر رضایت سیاستمداران مستکبر وسیری ناپذیر ترجیح می یابد وقدردانی پیرزنی رنجدیده که از ظلمی رهایی یافته از صدها مدال رسمی وتقدیر جهانی ارزشمند تر خواهد بود .

نظام جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین دیدگاه استوار است ودرآن چارچوب حکومتی وشرح وظایف حاکمان ،از منابع ومتون اسلامی که حقیقتاً می توان آن را بهترین راهنما برای حکمرانی خوب وخدمت صادقانه دانست ،استخراج شده است .

شب گذشته فرصتی دست داد تا درکنار خانواده ،کتاب شریف نهج البلاغه را که از ارزشمند ترین متون دینی ماست ،مرور کنم .

طبعاًبه عنوان کسی که مدتی است سنگین ترین بار اجرایی کشور را عهده دارشده است ،ترجیح دادم تا از این فرصت استفاده کنم وبار دیگر نامه امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر را که درآن شیوه های صحیح حکمرانی تشریح شده است همراه با همسر وفرزندانم ،مطالعه نمایم .

آنچه دراین نامه ارزشمند ،که نامه پنجاه وسوم ازاین کتاب شریف است آمده ،بدون شک والاترین منشور مدیریت اسلامی است .

در این جا فرازهایی از این متن متین را که بیشتر برایم جلب نظر می کرد می آورم وهمگان به خصوص همکاران عزیزم دردولت را دعوت می نمایم تا آنها نیز بار دیگر با مراجعه به کتاب نهج البلاغه ومطالعه کامل فرمان حضرت به مالک اشتر ،جهت انطباق هر چه بیشتر عملکرد خود با دستورالعملهای ایشان تلاش روز افزون داشته باشند .

اگر چه باید گفت که فاصله ما با آنچه امیرالمومنین ازما خواسته ،بسیار بسیار زیاد است ،اما می توان وباید برای کم کردن این فاصله ها تلاش نمود .

(فرازهایی از نهج البلاغه )

«ای مالک ،قلبت را از رحمت ،محبت ومهرورزی نسبت به مردم مالامال (پر) کن . مبادا نسبت به آنان مانند حیوان درنده خو باشی که شکار آنان را غنیمت بشماری؛زیرا مردم دو دسته اند ،یابرادر دینی تو هستند یا شبیه تودرخلقت »

لغزشهایی از آنان سرمی زند ،وخطاهایی برآنان روی می آورد ،واز روی عمد یا خطا دچار تجاوز می گردند . مردم رااز بخشش وچشم پوشیهای خود آنچنان بهره مند ساز که دوست داری مثل آن را برای تو عطا فرماید . زیرا اگر چه مقام تو بالاتر از آنان است ،اما مقام زمامدار تو بالاتر از توست ،وخداوند نیز فوق زمامدار توست ،وخداوند رسیدگی به امور مردم را از تو خواسته ،وتو را به وسیله آنان آزمایش کرده است .واز عفوی که کرده ای هرگز نادم مشو، وبه کیفری که داده ای هرگز شادمان مشو ،ومادامی که راهی برای گریز داشته باشی به غضب وپرخاش مشتاب .

واگر با مقام وقدرتی که داری ،دچار تکبر یا خود بزرگ بینی شدی به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از توست بنگر،که تو را از آن سرکشی نجات می دهد ،وتندروی تو را فرو می نشاند ،وعقل واندیشه ات را به جایگاه اصلی باز می گرداند .

ای مالک، میان خدا ومردم از یک طرف وخودت وخاندانت وآن کس از مردم که او را دوست می داری از طرف ،دیگر انصاف برقرار کن . اگر انصاف برقرار نکنی ،ستم ورزیده ای وهر کس که به بندگان خدا ستم روا دارد ،خداست که از طرف بندگانش دشمن آن ستمکار است ،وهر کس که خدا با او خصومت کند ،کاری از پیش نمی برد وچاره ای نخواهد داشت ،وچنین شخصی در حال جنگ با خداست تا آنگاه که از ستمکاری برگردد وتوبه نماید .

آگاه باش که هیچ چیزی بیش از رفتار ظالمانه ،موجب تغییر نعمت خداوندی وتسریع در انتقام او نمی شود ؛ زیرا خداوند شنونده دعای ستمدیدگان است ،ودر کمین ستمکاران .

باید محبوبترین امور در نزد تو ،میانه ترین در حق،فراگیرترین در عدالت ،وجامع ترین آنها در جلب رضایت مردم باشد ؛زیرا غضب عموم ،رضایت خواص را زیر پاخواهد گذاشت ؛وغضب خواص در صورت رضایت عموم مردم ،قابل چشم پوشی می شود واهمیتی نخواهد داشت .

خواص در دوران صلح وآرامش ،بیش از سایر افراد مردم سبب تکلف ومشقت زمامداران هستند ودر روزگار سختی نیز یاریشان کمتر،ودر اجرای عدالت از همه ناراضی تر ودر خواسته هایشان مصرتر ودر عطا وبخشش ها کم سپاس تر ودر پذیرش عذرودلیل ،درصورت امتناع زمامدار از عطا ،سختگیرترند...

وهیچ فرد وگروهی درحوادث بزرگ روزگار مانند خواص،کم صبر وبی تحمل نیستند . ودر حالیکه ستون های استوار دین واجتماع مسلمانان و وسیله دفع دشمنان ،عموم مردم هستند ،پس گوش تو، شنوای سخنان این مردم وتمایل تو،به سوی آنان باشد .

ای مالک دورترین ومغبوض ترین مردم در نزد تو کسی باشد که به بیشتر به دنبال عیب جویی وابراز عیوب مردم است؛ زیرا در مردم عیوبی است که شایسته ترین انسانها برای پوشاندن آنها زمامدار است ،پس به دنبال کشف آنچه را که از تو پوشیده است مباش . زیرا جز این نیست که تکلیف تو پاک کردن چیزی است که برتو ظاهر گشته است. وخداوند متعال خود درباره آنچه از تو مخفی است حکم خواهد کرد .

ای مالک ،تا می تواند پرده بر روی آنچه باید پوشیده شود بینداز ،تا خداوند سبحان آنچه را که می خواهی از تو برای مردم پوشیده بماند ،مخفی بدار . گره هر کینه رااز دلهای مردم باز کن ،وعامل هرگونه عداوت را از خود دور کن ،واز هر امری که برای تو واضح نیست کناره بگیر ،وهرگز در تصدیق سخن چین شتاب مکن ،زیرا سخن چین خیانت پیشه است ،اگر چه خود را خیرخواه جلوه می دهد . وهرگز با بخیل مشورت مکن که تو را از بخشش واحسان باز می دارد و وعده فقر به تو می هد ،وترسو را هم در مشورت دخالت مده؛ زیرا در انجام کارها روحیه تو را ضعیف می کند ،وحریص را از این کار مهم دور بدار؛ زیرا حرص را ازروی دشمنی درنظر تو می آراید .همه این صفات پست بخل ،ترسویی وحرص غرایزی است گوناگون که ریشه همه آنها بدگمانی به خداست .

بدترین وزرای توکسی است که پیش از تو ،وزارت اشرار را داشته ودر گناهان ،شریک آنان بوده است هرگز او را از خواص خود قرار مده ،زیرا آنان یاران گنه کارانند ،وبرادران ستمکاران ،وتو می توانی جانشینانی بهتر از آنان پیداکنی که قدرت فکری ونفوذی مثل انان داشته ودر عین حال از وزر و وبال گناهان آنان به دور باشند ،کسانی که هیچ ستمکاری را در ستم ورزی وهیچ گنه کاری رادر ارتکاب گناه کمک نکرده اند .

زحمت آنان برای توکمتر ،ویاری آنان برای تونیکوتر است واز نظر عطوفت به تو مایلتر ،وبا غیر از تو کم انس تر می باشند .پس این گونه انسانهای ممتاز را خاص مجالس سری وعلنی خود قراربده . نزدیک ترین خواص در نزد تو حق گوترین آنان باشد اگر چه تلخ باشد ،وآن شخص  باید که در مواردی که خداوند برای اولیایش نمی پسندد ،کمترین یاری رابه تونماید .خواه خوشایند توباشد یاناخوشایندت .

وهمواره به مردمی که اهل پرهیزکاری وصدقند به پیوند. سپس آنان را امر کن که در شأن تو مبالغه نکنند وتورا به خاطر عدم ارتکاب باطل ستایش نکنند؛زیرا ستایش زیاد خودپسندی رابه دنبال می آورد وانسان را به سرکشی رهنمون می سازد .

ای مالک،هرگز نیکوکار وبدکار نزد تو مساوی نباشد ؛زیرا چنین تسویه ای نیکوکاران رابه انجام کارهای نیکو بیرغبت ،ومردم بدکار را به کارهای زشت ،تحریک وتشویق می نماید . هرکدام ازآنان را براساس کردارشان پاداش بده .

وهرگز سنتی نیکو راکه پیشتازان این امت به آن عمل نموده ،موجب انسجام امت شده،ومردم جامعه بر مبنای آن به حیات صالحه نایل گشته اند مشکن، وهرگز سنتی رابنیان مگذار که به چیزی از سنن گذشته ضرر برساند  ،که در نتیجه پاداش نصیب سنت گذاراننیکوشود ،و وبال سنت شکنی گریبان تو را بگیرد

ای مالک ،برای بهره برداری از علم عالمان ،زانوی تعلیم در برابر آنان بر زمین گذار ،وبرای اخذ حکمت از حکما ،با آنان به تبادل نظر بپرداز ؛زیرا علم وحکت آنان تأثیر قطعی دراصلاح امور جامعه توخواهد داشت ،وهر آنچه که حیات مردم را پیش از تو قوام می داد ،تثبیت خواهد نمود .

وبدان که مردم ،متشکل از طبقاتی هستند که مصلحت زندگی بعضی از انان تأمین نمی شود مگر با بعضی دیگر،وهرگز باقسمتی ازآن طبقات نمی توان ازقسمت دیگر بی نیاز گشت،ازآن جمله است:لشکریان خدا ،کاتبان عمومی وخصوصی ،قضات عادل ،اهل انصاف وسازش دهندگان مردم بایکدیگر ،وصول کنندگان مالیات ازمردم ذمی ومسلمین ،بازرگانان وصنعتگران ،ونیز طبقه پایین از حاجتمندان وبینوایان ،وخداوند متعال درکتاب خود یا سنت پیامبرش سهم وموقعیت هریک از انان را مشخص فرموده است،واین پیمانی است از سوی خدا که نگهداری آن برما لازم است .

طبقه پایین مردم از حاجتمندان وبینوایانند که کمک به اداره زندگی آنان لازم است ،وقانون خدا برای هریک از آنان امکانی نهاده است ،وبرای مصالح هریک از آنان حقی است که برعهده زمامدار است ،وزمامدار نمی تواند از حقیقت آنچه که از حق انان برعهده دارد برآیدمگر باکوشش واستمداد از خداوند متعال ،وآماده کردن نفس خود برای التزام به حق وشکیبایی درهمه موارد چه آسان باشد چه دشوار .

وقطعی است که بهترین روشنایی چشم زمامداران ،گسترش ونفوذ دادگریدر جامعه وظهور محبت مردم در جامعه است .

وقطعی است که محبت مردم بروز نمی کند مگر با آسودگی خاطر آنان نسبت به زمامداران ،وخیرخواهی مردم جامعه به وجود نمی آید مگر به وسیله اطلاع واحاطه آنان درباره زمامداران ،واحساس اندک بودن سنگینی حاکمیت آنان ،وملول نبودن از طولانی شدن حکومتشان .

ومعاونان خود را با دقت کامل زیر نظر بگیر در آن هنگام که کسی از آنان دست به خیانت گشود واین خیانت را اخبار بازرسان مخفی تأیید کرد ،از جنبه شهادت به ان اخبار اکتفا نموده ،واو را کیفر کن ،وآن چه را که به دست آورده است ،از او بگیر واو را به موقعیت ذلت وخواری بکشان وبا نشان خیانت او را مشخص نما وننگ اتهام را بر گردنش بیاویز .

ای مالک ،آباد کردن زمین در نظرت با اهمیت تر از اخذ مالیات باشد؛زیرا مالیات بدون آبادی قابل دریافت نیست ،وهر کس بدون آباد کردن زمین مالیات مطالبه کند،شهرها را خراب کرده وبندگان خدا را به هلاکت رسانده وروزگار زمامداری او مدت زیادی به طول نمی انجامد .

 

 

 

دیوانسالاری در خدمت مردم نه مردم در خدمت دیوانسالاری

 یادداشتهای شخصی آقای محمود احمدی نژاد

مدتهاست به خدمتها وخیانتهای دایوانسالاری (بوروکراسی) می اندیشم.

دیوانسالاری موجود ،چقدربه حل مشکلات کمک می کند وچه میزان نسبت به تثبیت مشکلات می انجامد ؟دیوانسالاری پدیده ی جدیدی نیست وتمدن ها وحکومت های مقتدر هرگز بدون انضباط دیوانی نبوده اند در دوره های اخیر هم بروکراسی را تجسم مدیریت عقلی وعلمی دانسته اند ولی باید دید که آنچه روی کاغذ آمده وموضوع بحثهای نظری در باب عقلانیت ابزاری بوده با آنچه عملاًاتفاق افتاده وبخصوص آنچه با پوشش مدرنیزه کردن دولت ها در دهه های اخیر تحقق یافته،واقعاًچه مقدار دولت را عقلانی وچه مقدار عقل ها را دولتی یعنی رسمی کلیشه ای واداری کرده است ؟

بسیاری از انقلابها در تارهای عنکبوتی بوروکراسی ،گرفتار شده اند تارهایی که خاصیت ارتجاعی وبازگرداننده دارند وهمه شور وشعور انقلابی را خنثی می کنند واوضاع را به عصر ماقبل انقلابها باز می گردانند .

خواص مثبت دیوانسالاری را کاملاًمی پذیریم مشروط به اینکه براستی به مدیریت علمی بینجامد .

اما دست کم درکشورهایی چون کشور ما که دهه های متوالی تحت سلطه رژیمهای وابسته بوده اند والگوهای جعلی ،تحمیلی و وارداتی پوسیده را تجربه کرده اند ،مسأله بوروکراسی ،غالباًنوعی دولت در دولت را می سازد یا ظاهراً بودجه اقتصاد ومملکت را محاسبه پذیر ،برنامه ریزی شده وعلمی وشفاف نشان دهد اما در واقع مسائل بسیاری را غیر شفاف ،غیر عملی وحتی تبدیل به ضد برنامه می نماید .

حتی بهتر است بگویم بوروکراسی گاهی ،نفس ابزاری خود را از دست می دهد ،تبدیل به یک ایدئولوژی می شود واخلاق ویژه ای می سازد که حالتی تجدیری و ایستا  را برکل سیستم تحمیل می کند . در نتیجه کم کم وسیله تبدیل به هدف می گردد وهدف به وسیله .

ایدئولوژی دیوانسالارانه ، عملاًباعث اصطکاک درون سیستمی می شود . همه چرتکه می اندازند وهر کس جزئیات کار خود را می داند اما هیچکس از کلیت کار ونتیجه عملی آن چیزی نمی داند . همه مشغول کارند اما کاری از پیش نمی رود . تلاش می کنند ولی گره ای باز نمی شود .

به طور خلاصه باید گفت که نظام بوروکراسی موجود چند شاخصه برجسته دارد . اول اینکه پیچک وار در حال توسعه است . یعنی اصولاًمیل دائمی به بسط حوزه نفوذ وسیطره اختیارات ودائره استیلای خود دارد .

دوم اینکه با تمام توان از خود دفاع می کند . حتی ساختمان وابزار کار مازاد خود را هم راضی نیست که به دیگران بدهد وبه بهانه های واهی از آن مراقبت می نماید .

سوم اینکه به شدت بخشی نگر وجزئی نگر است .

شاخصه چهارم این است که در مقابل تحولات مقاوم است . هر نوع تحول رابه منزله آسیب به خود تلقی ودر برابر آن مقاومت می نماید وآخر  اینکه بازدهی آن بسیار پایین وهزینه آن فراوان ورو به افزایش است . در چنین وضعیتی چه راه حل هایی وجود دارد؟

عده ای تسلیم می شوند وبیلان کار از پایینی ها می گیرند وبه مسئولین  بالاتر می دهند و وجدانشان باهمین کارها آرام می گیرد در حالی که برای امثال من آدم ها مهمند به آمارها ،آمارها را همه دولتها ومدیران می دهند وباری با اعداد را بلدند یعنی طبق گزارش های رسمی شان  همه چیز خوب وایده ال است . همه می توانند آرام بخوانند که بوروکراسی ،بیدار است .

اما در صحنه زندگی واقعی مردم ،مشکلات حل نشده باقی می ماند ،این همان خطری است که من از دوران مسئولیتم در شهرداری تهران وحتی قبل از آن ،همواره از آن رنج برده ام وخواسته ام با شکستن سنت های غلط وبدعتهای وارداتی ،دستگاه اداری را از این بار گسترده عنکبوتی خارج نمایم که، البته گاهی امکان پذیر شده وگاهی نیز نشده است .

راه دوم برای رهایی از باتلاق بوروکراسی قانون شکنی یا دور زدن قانون است که بسیاری برای منافع ایل وتبار وحزب های دولت ساخته وبا منافع شخصی خود بارها وبارها به این اعمال مبادرت کرده اند . این اعمال با اعتقادات ومنش من سازگار نیست وبه هیچ وجه به چنین راه هایی اعتقاد نداشته وندارم وبرای اصلاح آن آمده ام . چرا که عمیقاً معتقدم تا برابری همگان در برابر قانون تأمین وتضمین نشود ،به دولت اسلامی نخواهیم رسید .

راه سوم ،اصلاح انقلابی وآنی قوانین وخانه تکانی سنگین در سیستم دیوانسالاری کشور است . این وظیفه مهم ومشترک مجلس ودولت است که باید در همین دوران ودر سریعترین زمان ممکن تحقق هرچند نسبی یابد در غیر اینصورت به این زودیها دیگر چنین اتفاقی رخ نخواهد داد ویا حداقل کار روز به روز سخت تر خواهد گردید ،کما اینکه اتکنون چنین روندی را شاهد بوده ایم . اگر بوروکراسی که مظهر عقل ابزاری است وباید ابزار باشد ،خود تبدیل به هدف وشغل اصلی دولت شود ،به جای انکه هزینه ها را کم کند وبودجه ها را شفاف وبرنامه ها را عملی کند . تبدیل به ترمز سیستم می شود وبلکه باید گفت این اختلال تا جایی پیش می رود که شبکه هایی ایجاد می شود که بودجه عمومی را هزینه خصوصی می کند ،ساختاری برای توقف خلاقیت ها وتبدیل رودخانه مواج انقلابی ومبتکر به مردانی مرده وساکن ،اینک مابر سر دو راهی مهمی قرار گرفته ایم : انقلاب فدای بوروکراسی یا دیوانسالاری در خدمت انقلاب ؟

نکته دیگر دراین رابطه ،آن است که باید به نقطه تعادل میان نظریه  وعمل برسیم . ما با دو خطر دراین مسیر همواره مواجه هستیم ،یکی برخورد غیرکارشناسانه وغیر علمی وبدون توجه به مشکلات کشور است که آن را می توان عمل زدگی نامید .( البته باید توجه داشت که عمل زدگی با عمل گرایی متفاوت وبلکه متضاد است .) خطر دوم آنست که به نام مدیریت علمی با عقلانیت وبا بهانه های دیوانی وپشت عنوان اصلاح گام به گام بخواهیم رکود وتوقف وتحجر مدیریتی را توجیه وتثبیت کنیم وحتی عقبگرد نماییم . عده ای می خواهند تنبلی ها ودیدی ها و وقت کشی های ملی ومدیریتی را تحت لوای دروغین علمی بودن توجیه وتئوریزه کنند . این هم عمل گریزی است . علمی بودن غیر از ذهن زدگی است . از درون اتاق در بسته نمی توان همه مشکلات واقعی را حل کرد . علم باید درخدمت عمل باشد .من از تفکری می ترسم که بودجه عمومی وفرصت تاریخی دولت نهم را قربانی ذهنیت ها وعمل گریزی ومحافظه کاری ها کند . با شتابزدگی وعمل زدگی مخالفم ولی نباید اجازه بدهیم که انقلاب ومردم را فدای بوروکراسی کنند . وظیفه تاریخی ما آن است که بوروکراسی رادر خدمت مردم درآوریم .شعارما این خواهد بود :دیوانسالاری درخدمت مردم نه مردم در خدمت دیوانسالاری .

رستگاری در بندگی خدا وخدمت به خلق اوست

یا ایها الذین امنوا ارکعوا واسجدوا واعبدوا ربّکم وافعلوا الخیر لعلکم تفلحون

ای کسانی که ایمان آورده اید ،رکوع کنید وسجود به جا آورید وپروردگارتان را عبادت کنید وکار نیک انجام دهید ،شاید رستگار شوید .

رکوع علامت ادب است وسجده برای قرب ونزدیکی است وعبودیت وبندگی جان عبادت است برای رستگاری . دراین میدان ،تنها عبادت به معنای خاصش مطرح نیست ؛که خدمت به  خلق وکارهای نیک نیز شرط است . به بیان دیگر ،انسان رستگار یعنی انسانی کامل وانسان کامل یعنی انسانی که واجد همه ارزشهای انسانی باشد .

رشد جامع : شرط رسیدن به کمال انسانی

رشد یک بُعدی نه تنها فضیلت وکمال محسوب نمی شود ،بلکه اغلب موجب انحرافات جدی می شود . برخی فقط در عبادت وزهد به حد افراط پیش می روند واسلام ومسلمانی را منحصر به مسجد ودعا وذکر و... می کنند . البته اینها از ارزشهای انکار ناپذیر است ؛اما افراط در آنها ارزشهای دیگر را محو خواهد کرد . خدمت به خلق نیز از رازشهای مسلم است که اگر به حد افراط  وبه این نتیجه برسد که « عبادت به جز خدمت خلق نیست » خواسته یا ناخواسته به ارزشهایی چون علم وجهاد وعبادت ... لطمه می زند . عشق وعرفان نیز اگر تنها ارزش انسانی معرفی شود به عقل وآگاهی وتلاش وعمل صدمه می زند . در مقابل ،عقل نیز اگر تنها ارزش تلقی شود به شهود وعبادت معرفت ضربه می زند . باید گفت انسان کامل انسانی است که همچون امام علی (ع) ،که جامع الاضداد بود ، عبادت وزهد وخدمت به خلق وآزادی وعشق وعقل وعدالت خواهی وبالاخره وهمه ارزشها را در حد عالی وهماهنگ باهم داشته باشد

قال رسول الله :« السَّعادةُ کُلُّ السَّعادَةِ طُولُ الُعمر فی طاعَة ِ الله ِ » (تمام خوش بختی ورستگاری طول عمری است که در فرمانبرداری خدا بگذرد .)

امام علی بن ابیطالب (ع) در دعای کمیل عرضه می دارند :« یا ربُّ یا ربُّ یا ربُّ قَوَّ  عَلی خِدمَتُکَ جوارحی واشدُدِ علی العَزیمَةِ حَوائجی وَهَب لی الجِدَّ فی خَشیَتِکَ والدَّوام فی الاتصال ِ بخدمَتِکَ حتّی اَسرَح َ اِلَیکَ فی مَیادین السایقین واَسرعَ اِلَیکَ فِی البارزین و.....

( ای پروردگار من ،ای پروردگار من ، ای پروردگار من ،اعضایم را در خدمتت توانا کن ودرونم را بر تصمیم ببند ودر ترست به من کوشش بخش وپایذداری در پیوستگی خدمتت تا در میدانهای پیشتازان برایت برانم ودر میان پیشروان به کویت بشتابم ودر میان مشتاقان به قربتت با اشتیاق ترین باشم ومانند مخلصان به تو نزدیک شوم وچون اهل یقین از تو بترسم ودر آستانت با مومنان گردآیم .)

تأثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار از منظری دیگر

خدمت کردن وخدمت گزاری به مردم خدمت به خداست . اگر خدا را دوست داری بندگان خدا را خدمت گزار باش وبدان که اگر بنده ای را شاد کنی هزار بار بهتر از آنست که شب وروز به ورد وذکر مشغول باشی .

مومن در بینش ونگرش قرانی کسی است که به همه افریده ها به عنوان موجودات مستحق خدمت می نگرد واگر دست به دعا ونیایش برداشت از خداوند می خواهد که هر گرسنه ای از انسان وغیر انسان ویا کافر ومومن سیر کند وهر بی پوشاکی را بپوشاند وهر بینوایی را نوا وهر بی پناهی را پناه وهر اسیری را آزاد سازد .

خدمت به آفریده های الهی که آدمی را به بالاترین سطح کمال بشری می رساند وافزون بر انجام تکلیف وماموریت و وظیفه خلافت الهی شخص را به عالی ترین درجات بالا می برد . یکی از عناصر قواعد اخلاقی مجموعه جهان خدمت است . که برای به نتیجه رسیدن تکامل بشریت وجود آن لازم خواهد بود ، در واقع آنچه در سطح رفتاری فرد لازم می اید خدمت کردن است نه به دلیل اینکه مارا آدمهای خوبی بدانند بلکه برای اینکه بدون خدمت کردن هیچ کس امکان رشد را نمی یابد . یکی از فاکتورهای که باید همیشه درنظر داشت این است که باید خدمت را از نیکوکاری جدا نمود ،درواقع خدمت عملی سخاوتمندانه وکمک از یک فرد به فرد دیگر در موقعیتی برابر است در حالی که نیکوکاری بخشش از سوی کسی است ک دارد به کسی که ندارد . در یک زندگی معقول نیکوکاری جای خود را به خدمت می دهد ودر نتیجه یک رابطه دوجانبه ایجاد می شود ودراین ارتباط ،هم دریافت وهم ایثار هر دو باهم صورت می گیرد در واقع ما درحال خدمت خودخواهی را نابود می کنیم وتساوی خود را با دیگران برقرار می سازیم . برخی از لوازم خدمت برای شخص :1- معرفت نفس : در مرحله اول ابتدا باید شخص توانایی ها واستعدادهای خود را بشناسد وقوای خود را جهت خدمت به کار گیرد 2- درک: شخص باید به این درک برسد که هیچ کس نمی تواند ضرورت اساسی خدمت را در زندگی بشر انکار کند . وخدمت را به عنوان یک اصل برای زندگی بهتر بپذیرد .3- عشق: بدون عشق انجام هیچ کاری نتیجه مطلوب را نمی دهد . شخص خادم می بایست عشق به همدوستی همنوعی وخدمت به دیگران را در خود پرورش دهد وحس خودخواهی را در خود تا حد امکان کاهش دهد 4- اراده :داشتن اراده سالم بستگی به رشد وتکامل لازم در معرفت نفس یا حب نفس دارد . ونتیجه یک اراده آزاد انسانی خدمت به همنوع است .

داستانهایی از زندگی بزرگان در خدمت به مردم

یک روز حضرت موسی بن عمران (ع) دعا کرد ،خدایا اگر توانسان بودی چه عبادتی را انجام می دادی ؟ البته منظور موسی (ع) این بود که بداند کدام عبادت بیشتر مطلوب خداست . خداوند متعال وحی فرمود : ای موسی اگر مخلوق بودم خدمت به خلق می کردم ، اما برای خدا . موسی فهمید که بهترین عبادتها خدمت به خلق خداست .

در «کافی » در جلد دوم ، در باب سعی در رفع حاجت مومن نقل کرده است : روزی صفوان در محضر امام صادق (ع) نشسته بود که ناگهان مردی که برایش گرفتاری پیش آمده بود به خدمت حضرت رسید وگرفتاریش را شرح داد . امام صادق (ع) به صفوان دستور فرمودند که فوراً حرکت کن وبرادر ایمانی خویش را در کارش یاری کن صفوان رفت وپس از توفیق در اصلاح کار وحل مشکل او به پیش حضرت بازگشت . امام در مورد کار او سوال نمودند . صفوان گفت : خدا اصلاح کرد . خطاب بدان که همین کار به ظاهر کوچک وحاجتی که برآوردی و وقت کمی از تو گرفت از هفت شوط طواف دور کعبه محبوب تر وبرتر است .

سپس امام صادق (ع) چنین فرموده خویش ادامه دادند : مردی گرفتاری داشت حضور امام حسن (ع) رفت واز ایشان استمداد نمود . امام حسن (ع) بی درنگ کفش ها را پوشیده وراه افتادند . در بین راه به حضرت امام حسین (ع) رسیدند در حالی که ایشان مشغول نماز بودند  امام حسن (ع) به آن فرمود : تو چگونه از حسین (ع) غفلت نمودی وپیش ایشان او نرفتی ؟ گفت : من اول می خواستم پیش ایشان بروم واز ایشان در کارم کمک بطلبم ، ولی چون گفتند ایشان اعتکاف کرده اند ونمی توانند از مسجد خارج شوند . خدمتشان نرفتم . امام حسن (ع) فرمودند که اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود از یک ماه اعتکاف برایش بهتر است .»

از مرحوم صاحب جواهر نقل شده است که اگر خداوند جان را بگیرد وسپس به توباز گرداند ویا اینکه به توبگویند که تا چند روز دیگر زنده هستی چه می کنی ؟ آیا به عبادت ونماز صرف می گذرانی یا کار دیگر انجام می دهی ؟ آن بزرگوار می فرماید که این مدت را به خدمت خلق خدا مشغول می شوم ولو اگر شده در کنار منزل می نشینم وبرای کسانی که استخاره می خواهند استخاره می گیرم .

مرد جوانی پدر پیرش مریض شد . او پدرش را که بیماریش شدت گرفته بود در گوشه ی جاده ای رها کرد واز آنجا دور شد ، پیر مرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود وبه زحمت نفس های آخرش را می کشید  رهگذران از ترس مسری بودن بیماری پیرمرد وبرای فرار از دردسر ،بی اعتنا به ناله های او ،راه خود را می گرفتند ومی رفتند . عارفی از آن جاده عبور می کرد به محض دیدن پیرمرد او را به دوش گرفت تا ببرد ودرمانش کند . رهگذری به طعنه به عارف گفت این پیرمرد فقیر است وبیمار ومرگش نیز نزدیک ، نه از او سودی به تو می رسد ونه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد به وجود می آورد . پسرش هم اورا در این جا به حال خود رها کرده ورفته است . تو برای چه به او کمک می کنی ؟عارف گفت : من به او کمک نمی کنم بلکه به خودم کمک می کنم اگر من هم مانند پسرش ورهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه رو به آسمان برگردانم واز خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم من به خودم کمک می کنم .

علامه سید مهدی بحرالعلوم (ره) سید جواد عاملی صاحب مفتاح الکرامه از شاگردان علامه است . شبی موقع صرف شام علامه بحرالعلوم سید را به منزل خویش احضار کرده و وقتی شاگرد به منزل استاد می رسد می بیند استاد کنار سفره نشسته ودست به غذا نمی زند . با خشم شاگرد را مورد عتاب قرار داده می فرماید: سید جواد از خدا نمی ترسی ،از خدا شرم نداری؟ شاگرد که متحیر مانده ،تقصیر خود را از استاد جویا می شود خلاصه قضیه به این صورت بوده که سید جواد همسایه ای داشته که هفت شبانه روز چیزی برای خوردن نداشته اند  وخرما از بقال قرض می کرده وروز هفتم دیگر بقال به او قرض نداده وشرمنده شده است شاگرد اظهار بی اطلاعی می کند علامه او را مورد توبیخ قرار می دهد که همه ی داد وفریادهای من برای این است که چرا اطلاع نداشتی وگر نه ، اگر با خبر بودی وکمک نمی کردی مسلمان نبودی ویهودی بودی . سپس سینی غذای  بزرگی را که آماده کرده بود ومقداری پول به شاگرد می دهد تا به همسایه اش برساند .

ملا احمد مقدس اردبیلی (ره)در گرانسالی تمام طعامهای خود را با فقراء تقسیم می کرد وبرای خودش نیز مثل یک فقیر برمی داشت تا وقتی زوجه اش برآشفت که چرا چنین سالی فرزندان خود را بی آذوقه می گذاری ؟ ایشان بدون اینکه جوابی دهد برای اعتکاف به مسجد کوفه رفت ودر همین حین شخصی مقدار زیادی آرد وگندم به منزل ایشان آورد وگفت اینها را صاحب خانه که در مسجد اعتکاف کرده وفرستاده بعد فهمیدند که این عنایت الهی به آنها بوده است .

 

 

 

تأثیر خدمت گزاری روی فرد خدمتگزار چگونه است ؟

               هرکس زکار خلق یکی عقده واکند ایزد هزار عقده زکارش رها کند

            صد ها فرشته بوسه برآن دست می زنند کز کار خلق یکی گره بسته وا کند .

مرد جوانی پدر پیرش مریض شد . او پدرش را که بیماریش شدت گرفته بود در گوشه ی جاده ای رها کرد واز آنجا دور شد ، پیر مرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود وبه زحمت نفس های آخرش را می کشید  رهگذران از ترس مسری بودن بیماری پیرمرد وبرای فرار از دردسر ،بی اعتنا به ناله های او ،راه خود را می گرفتند ومی رفتند . عارفی از آن جاده عبور می کرد به محض دیدن پیرمرد او را به دوش گرفت تا ببرد ودرمانش کند . رهگذری به طعنه به عارف گفت این پیرمرد فقیر است وبیمار ومرگش نیز نزدیک ، نه از او سودی به تو می رسد ونه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد به وجود می آورد . پسرش هم اورا در این جا به حال خود رها کرده ورفته است . تو برای چه به او کمک می کنی ؟عارف گفت : من به او کمک نمی کنم بلکه به خودم کمک می کنم اگر من هم مانند پسرش ورهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه رو به آسمان برگردانم واز خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم من به خودم کمک می کنم .

هرگاه انسان به دیگران خدمت می کند ومشکلی از مشکلات انان را برمی دارد ،چه لذتی شیرین تر وزیباتر از این وجود دارد که در خود احساس شعف ونشاط وباارزش بودن می کند وخود رابه خدای خویش نزدیک می بیند ،چنان که امام علی (ع) می فرماید : کسی که دلی را شاد کند خداوند عوض آن شادی و خرمی ،برایش لطف وخوشی معنوی می آفریند که براثر انجام کارهای نیک به او روی می -آورد .در جهان بینی اسلامی ،علت تشویق به کارهای پسندیده آن است که علاوه بر دیگران در درجه اول خود شخص از دریافت برکات این اعمال خیر برخوردار می شود . رسول اکرم (ص) دراشاره به نتیجه کمک به دیگران می فرمایند :« تازمانی که انسان مومن درکمک وخدمت به برادر مومن خود کوشا باشد ،خداوند نیز او را کمک ویاری خواهد کرد . تلاش برای خدمت به همنوعان وبرادران دینی ،آثار وبرکات فراوان دنیوی واخروی برای انسان درپی دارد ،از امام صادق (ع) نقل شده است که:« هرکس در پی برطرف سازی نیازهای برادران دینی قدم بردارد خداوند پاداش های ویژه ای به او اعطا می کند . که از جمله آنهاست آمرزش برخی از گناهان او،دست یابی به بعضی کمالات برتر ورسیدن به مقام ومنزلت شفیع بودن » . از پیامبر اکرم (ص) سوال شد چه کسی نزد خداوند محبوبتر است ؟ پیامبر (ص) فرمودند : آن که نفعش به انسانها بیشتر برسد . اگر چه همه کارهای انسان وقتی باهدف اطاعت از دستورات الهی انجام گیرد ،عبادت محسوب می شوند وانسان با انجام آنها ،مستحق پاداش نیکی از خداوند می شود ،ولی مراتب اعمال عبادی با یکدیگر بسیار متفاوت است وبرخی از آنها در مقایسه با سایر کارها، از اهمیت بیشترودر نتیجه پاداشی افزون تر برخوردارند .از مجموعه تعابیری که در روایات درباره خدمت به مردم ویاری رساندن به آنها شده است ،برتری این عمل نسبت به عبادات مستحبی مانند اعتکاف ،طواف کعبه ،روزه مستحبی و... به خوبی معلوم می شود .در روایتی پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :« به خدا قسم که برآوردن یک حاجت مومن ،از روزه یک ماه واعتکاف یک ماه در مسجد برتر است » البته این قبیل از تعابیر ، به معنای نفی فضیلت عبادات یا کوچک شمردن آنها نیست ،بلکه تبیین اهمیت خدمت رسانی به مردم بوده وگرنه هر عمل عبادی ،جایگاه واهمیت خاص خود را داراست . حضرت علی (ع) نیز می فرمایند :به همه مردم نیکی کن ؛پرا که ارزش هیچ عملی در پیشگاه خداوند سبحان با فضیلت کارهای نیک برابری نمی کند . ره آوردهای خدمت رسانی در همین دنیا حمایت ویاری مردم را به خود جلب می کنند ،اعتبار اجتماعی پیدا می کنند ،مورد ستایش وتحسین مردم قرار می گیرند ،آوازه آنان بلند می شود

سخنان امام علی (ع) گواه ما دراین مورد است که می فرماید :

مَن أحسَنَ الی الناس حَسُنَت عَواقِبُهُ وَ سَهُلَت لهُ طرُفُُهُ ؛       هرکس به مردم نیکی کند ،عاقبتش نیکو می شود وکارهایش به آسانی انجام می گیرد .

کَثرَهُ اصطِناعِ المَعروفِ  تَزیدُ فی العُمرِ وَتَنشُرَ الدُکرَ    ؛ فراوانی کار نیک ،عمر (نیکوکار ) را زیاد ویاد وآوازه اش را منتشر می کند .

مَن کَثُر َاحسانُهُ خَدَمُهُ وَاعوانُهُ ؛ کسی که فراوان نیکی کند ،خدمتگزاران ویارانش فراوان شوند .

 پاداشهایی از قبیل گناهان ،ورود به بهشت ،دریافت مدال ودرجه بهشتی ،ثبات قدم وایمنی در قیامت ،برخورداری از شفاعت وغیر اینها بیانگر میزان ارزندگی خدمتگزاری است . امام صادق (ع) فرمود : هر مومنی که برای برآوردن حاجت برادر مومن خود گام بردارد خداوند برای هر قدمی یک ثواب می نویسد ویک گناه از او کم می کند ویک درجه در بهشت به مقام او می افزاید همچنین فرمود :کسی که یکی از خواسته های برادر دینی خود را برآورد خداوند بزرگ روز قیامت صد هزار خواسته اورا برمی آورد که نخستین آنها بهشت است . در جای دیگر فرمود :هر مسلمانی که حاجت مسلمان دیگر را برآوردخداوند متعال به او ندا دهد که ثواب توبامن است وبه کمترازبهشت برای توراضی نمی شوم . خدمت رسانی یکی از بهترین راههای تقرب به خدای سبحان است وهر کاری که انسان رادر رسیدن به این کمال یاری کند ارزشمند است . بدون شک حمایت الهی بدرقه راه خدمتگزاران به مردم است وخادمان به مردم از حمایت وکمک خداوند برخوردار وهمواره در پناه او خواهند بود . پیامبر اکرم (ص) دراین مورد می فرماید :انَّ الله فی عَون العَبد ِ مادام َ العبدُ فی عونِِ اَخیه ، همانا بنده تا وقتی که در راه کمک رسانی به برادر دینی اش باشد  کمک می فرماید.

بزرگواری وسروری ؛خدمت به مردم در روح خدمتگزار تأثیر گذاشته ،احساس بزرگی وبزرگواری وشخصیت اجتماعی را برایش به ارمغان می آورد ودر انجام مسئولیت ها ومأموریتهای محوّله موفقش می کند .

به قول صائب تبریزی :

ای رهروی که خیر به مردم رسانده ای                  آسوده رو، که بار تو بر دوش سائل است

آنان که در راه خیر کوشایند ،بندگان خاص پروردگارند که توفیق خدمت یافته اند ،« مدال خدمت » برسینه دارند ودلی پر مهر در آغوش ،گروه خونشان با مردم یکی است وهمسایه دیوار به دیوار غم ها وشادی های مردمند . بار مردم را می بندند وگره ازکارشان می گشایند . خدمت بی منت را عبادت می - دانند واجر وپاداش را تنها از خدا می خواهند ،پرکاران کم ادعایند ،نه پرادعاهای کم کار !شعار را کار نمی دانند وکار را هم عار نمی شمارند . هر چه دارند ،از مال ومقام ونفوذ و وجهه ودانش وتوان وتخصص ،وقف بندگان خدا می کنند واین وقف نامه را به امضای خدا می رسانند واز اسارت دنیا رها می شوند . بازگشت ثمره احسان به خویشتن ،هم در دنیاست ،هم در آخرت . اما از آنجا که آخرت سرای پاداش است ،بیشترین رجوع ثمرات را باید در آنجا جست . به قول صائب تبریزی :

تیره روزگاران جهان را به چراغی دریاب               تا پس از مرگ ،تو را شمع مزاری باشد

ابو حمزه ثمالی از امام علی بن الحسین (ع) چنین نقل کرد :

« من قصی لاخیه حاجة فبحاجة الله بدا ...: کسی که یک حاجت برادرش را برآورد صد حاجت او را برآورد . کسی که اندوهی را از دل برادرش بردارد ،خداوند اندوه روز قیامت را از او برطرف سازد ؛ هر قدر هم که زیاد باشد . وهر کس برادرش راکه در مقابل ستمکار قرار گرفته است ،یاری دهد ،خدا او را هنگام عبور از صراط یاری می کند ،در وقتی که قدمها می لغزد . وکسی که به دنبال نیاز برادر مومنش برود وبا برآوردن حاجتش اورا شاد کند چنان است که رسول خدا را مسرور کرده است وهر کس او را سیراب کند ،خدا اورا از شراب سربه مهر بهشتی سیراب می سازد . وهر کس گرسنگی او را با طعام برطرف کند ،خدا اورا از میوه های بهشتی سیر می کند . وهر کس برهنگی او را بپوشاند خدا او را با جامه های زربافت وحریر می پوشاند . واگر با اینکه برهنه نیست ،او را لباسی بپوشاند ، پیوسته در حفظ خدا است تا هنگامی که نخی از آن جامه برتن او باشد . وهر کسی که کار مهم برادرش را کفایت کند ،خداوند پسران بهشتی را خدمتگزار او می سازد . وکسی که او را بر مرمبی سوار کند ،خدا او را درقیامت برناقه ای بهشتی سوار می کند که فرشتگان به او می بالند .وهر کس مومنی را هنگام مردنش دفن کند ،گویا او را از ولادت تا مرگ پوشانده است . وهر کس اورا همسری دهد که مایه انس وآرامش باشد ،خداوند برای او درقبر مونسی به شکل محبوبترین افراد خانواده اش قرار می دهد . وکسی که برادر مومن بیمارش را عیادت کند ،فرشتگان دور او را می گیرند ودعا می کنند تا وقتی که از آنجا بیرون رود وبه او می گویند :« خوشا به حالت وبهشت گوارایت !» به خدا سوگند برآوردن حاجت مومن در پیشگاه خدا محبوبتر از دوماه روزه پی درپی با اعتکاف آن دو ماه در ماه حرام است .(ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ،ص 325)

 

 

 

نتیجه گیری :

درآیین مقدس اسلام مسئله خدمت گزاری  وخدمت به مردم از جمله تعالیم بسیار مهم اجتماعی واخلاقی است . هر مسلمانی در هر مرتبه ومقامی که باشد موظف است به نیازهای برادران دینی خود توجه نماید آنان رامورد حمایت قرار دهد ونیازهایی را که دارند با قلم وقدم با مال وجاه با دست وزبان واز هر راه و وسیله ای که ممکن است برآورده سازد وبداند که این خود عبادتی است بزرگ وآن کسی که در انجام این وظیفه مقدس همت گمارد به حل مشکلات مسلمانان بپردازد در پیشگاه الهی از اجر بزرگ برخوردار است .

خدمت آنچنان از درجه اعلایی برخوردار است که خداوند علت خلقت را خدمت به خلق می شمرد ومحبوبترین بندگان نزد خداوند سودمندترین آنها در خدمت به مردم است .

بنابراین خدمت کردن وظیفه ای عالی است که در رأس آن حضرت حق قرار دارد که رب العالمین است وخدمت به کل عالم ازعرش به فرش از سوی او درجریان است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع ومآخذ

1-   سایت اینترنتی http://www.ahmadinejad.iv

2-   کتاب روان شناسی معنوی با اندکی تغییرات

3-   محمد عابدی  موسسه فرهنگی هنری شهید آوینی

4-   پایگاه اطلاع رسانی رادیو قرآن

سیمای فرزانگان / رضامختاری / انتشارات دفتر تبلیغات حوزه ی علمیه قم چاپ هشتم

موسسه فرهنگی هنری آتیه http://www.atiye.iv/index.asp

خبرگزاری مهر

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 22:26  توسط عبدالله روشنایی   | 

مطالب قدیمی‌تر